جامعه را رها نکنید! | رضا رئیسی

رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است نوشت:
بی گمان هر کدام از شهروندان ایرانی در طول چند دهه اخیر در ادبیات سیاسی و رسانهای با جمله «برهه حساس کنونی» به شکل متواتر برخورد کرده و این کلید واژه تبدیل به کلیشه رایج و بخش لاینفک از گفتار سخنوران حاکمیتی و نیز تحلیلگران سپهر سیاسی در طول چند دهه اخیر بوده است.
اما شاید بتوان برهه کنونی که در آن قرار داریم، بهواسطه تحولات پیرامونی و فعل و انفعالات داخلی را مصداق اتم و اکمل بکارگیری مصداقی وضعیت مورد اشاره عنوان کرده و خطاب قرار دهیم.
حال در چنین حال و احوالی، نه تنها رویه های غلط و اشتباهات مهلک و فاحش این چند دهه اخیر در حوزه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و اقناع عمومی را دچار بازنگری و تغییر و تحول قرار نداده ایم که نشانه ها حاکی از إن است که بر تکرار رویه ها و روندهای غلطی که خود از علل پیدایش این وضعیت است، اصرار و پافشاری و ناید موکد داریم.
رسانههای رسمی و حاکمیتی قارغ از ضعف های ساختاری و ایرادات حرفهای بدنه تشکیلاتی خود، در طول این چند دهه نتوانسته اند، آنگونه که بایسته و شایسته است به وظایف بدیهی و طبیعی خود عمل کنند، نشان به آن نشانی که مرجعیت رسانهای، سال های سال است از داخل کشور به خارج از مرزهای سرزمینی منتقل شده و رسانه های انگشت شمار آنور آبی با بودجه ها و سخت افزاری به مراتب اندک تر از رسانه های معظم و عریض و طویل رسمی داخلی همچون صدا و سیما، در سپهر رسانهای میدانداری میکنند، آنهم در حالی که دسترسی آنان به جامعه مالوف و منابع اصلی خبری مستقیم نیست و در بهترین حالت دسته چندم و با واسطه برقرار است.
میدانداری این رسانه ها که عمدتا تحت تاثیر منابع تامین مالی و اسپانسرهای خارجی، مشغول فضاسازی تخاصمی و انشقاق آفرینی داخلی علیه ساختار حاکمیتی عمل کرده و می کنند، یکی از اصلی ترین محورهای پدید آمدن شرایط بغرنج فعلی در حیطه سرمایه اجتماعی و اغتماد غمومی و مخدوش کننده روابط نهاد دولت-ملت بهخصوص در طول یک دهه اخیر بوده است که جلوه و بروز و ظهور آن را در رخداد ناآرامی های چند سال اخیر بوضوح ملاحظه کردهایم.
ذهنیت سازی ضد امنیتی، سفید شویی جریانهای واپس گرا و فاقد وجاهت و وامانده در افکار عمومی در طول چند دهه گدشته، در سال های اخیر، کار سهل و آسانی نبوده اما ما در طول سالهای اخیر آنچنان در حوزه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و اقناع سازی غمومی ضعیف و سردرگم و بدور از هدف گذاری مشخص و استراتژی عمل کردهایم، که کار را برای رسانههای مغرض و معاند سهل و آسان کردهایم.
در حوادث سهمگین و بسیار ناخوشایند، دی ماه ۴۰۴، کسی شک و شبهه ندارد که عوامل خارجی و جریان های معاند بر بستر اعتراض معقول و متعارف داخلی، سوار شده و آن لطمات سنگین و شوکه کننده را به ریز ساختهای مادی و معنوی کشور وارد آورند، اما اشتباه مهلک و غیر قابل جبران آنست که طرف های خارجی و دشمنان بیرونی را فعال ما یشاء و بی چون و چرای فعل و انفعالات اخیر بدانیم و بدین سان در خواب خرگوشی فرورفته و دچار اشتباه محاسباتی شویم.
اشتباهی که در روایت پردازی پسا حوادث اخیر در اهم سر فصلهای رسانههای رسمی جای دارد و همانند ادوار گذشته در بر همان پاشنه سابق می چرخد، روایتی که علی القاعده با اعتماد سوزی رخ داده در ادوار گذشته و در پیامد آنچه با عنوان اشتباهات استراتژیک رسانهای در طول چند دهه اخیر از آن یاد کردم، این روایت پسینی از سوی رسانههای رسمی پاسخگوی افکار عمومی و اقناع و همراهی و همدلی آنان با روایت رسمی نخواهد شد و علی القاعده یکبار دیگر این رسانههای معاند و مغرض آنسوی آبی هستند که دوباره خلا پیش آمده را پر میکنند و بر دامنه انشقاق و اختلاف موجود خواهند افزود.
حال راهکار چیست؟ آیا میتوان در شرایط موجود و با توجه به عمق گسل های ایجاد شده و اعتماد سوزیهای رخ داده، نبض رسانهای را به داخل باز گرداند و مرهمی بر زخمهای ریشه دوانده بر اذهان عمومی زد و طرحی نو در انداخت و در پیامدش از بروز اتفاقات ناخوشایند مشابه و میدان داری خشونت به خصوص در اذهان نسل تازه جلوگیری به عمل آورد؟
البته کار زمانبر و سخت و شاقی است اما ناشدنی نیست، به نظرم بهره گیری از توانمندی متخصصان داخلی در حوزه رسانهای و بستر سازی برای بروز و ظهور کنشگران رسانه ای داخلی و میدان داری کنشگران موجه و مستقل و مورد اطمینان و اعتماد داخلی میتواند خلا موجود را تدریجی و گام به گام پر کند و وضعیت رسانهای را از دو قطبی پر تضاد کنونی خارج سازد.
کاری که نه هزینهبر است نه غیر قابل انجام و نه چندان شاق و سخت، اندکی درایت و تدبیر و تلطیف و تغییر موضع میخواهد و لازمه آن بالا بردن آستانه تحمل نسبت به کنشگران رسانههای داخلی است، اعتماد آفرینی گام به گام و تدریجی در راستای منافع ملی و خیر جمعی از این تغییر نگاه و اصلاح رویکردها برمیآید و شدنی است.
نکتهای که البته بعد از جنگ ۱۲ روزه تحمیلی، و انسجام پیامدی، فرصت و بستر آن فراهم آمده بود و به ثمن بخس از گف رفت و اکنون نیر نشانه های ملموسی بر تغییر موضع دیده نمیشود که هیچ، با بستن فضای ارتباطی و اینترنتی و یا توقیف روزنامه مستقلی چون «هم میهن» شاهد طی طریق در روند معکوس هستیم.
البته بر ماست که خیر و صلاح را آنگونه که میبینیم و میدانیم، بیان کنیم و باقی بر متولیان امر است که چگونه و به چه سیاقی عمل کنند، هر چه هست ادامه روندهای موجود به خیر و صلاح هیچکس نیست و ره به جایی نخواهد برد، بر متولیان و تصمیم گیران فرض قطعی آنست که تدبیری اندیشیده و جامعه و افکار عمومی را در سراشیبی موجود اعتمادزدا، یله و سردرگم رها نکنند.
انتهای پیام





ضمن تایید فرمایشات جناب رییسی در مورد صحنه گردانی دشمن در فتنه اخیر و البته فتنه های قبلی از خرداد ۶۰ منافقین تا ۸۸ موسوی، باید اضافه کنم که برای قطع امید دشمن چاره ای جز بصیرت افزایی و ارشاد مردم نداریم.
ظاهرا مغازه بصیرت افزایی برای برخی پر از روغن نباتی بوده!!!
راه حل جمع کردن بساط نفاق و مفتخوری است
درود. اصلاح ساختاری و ایستادن در سمت مطالبات برحق مردم که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بروز یافت.این که خیلی سخت نیست.
اگر برای کمک به مردم احساس تکلیف می کنید بهتر است مدتی نباشید یا باشید و دم نزنید یا دم بزنید و خون مردم را در شیشه نکنید یا بکنید و سر نکشید!
آیا منافع تان اجازه می دهد؟
نویسنده محترم،
یکی به نعل و یکی به میخ نزنید!
حرف حق زدن جسارت می خواهد.
فساد سر تا پا را گرفته است. این ساختار خودش برای سلامت جسمانی و روانی ملت کافی است و فقط….. پس ماست مالی نکنید
نمی توانید سکوت کنید