منوچهر هادی؛عجیب ترین معنی که از معترض در ذهنش نقش بست

برترینها نوشت: گاهی فقط یک جمله کافیست تا حیرتزده شویم. یک موضع غیرمنتظره که به شوخیای ناخواسته بدل میشود. این روزها که حضور یا عدم حضور در جشنواره فجر به یک انتخاب بدل شده، بعضی ترجیح میدهند توضیح بدهند چرا آمدهاند؛ توضیحاتی که از قضا بحثبرانگیزتر از اصل ماجرا میشوند.
منوچهر هادی در نشست خبری فیلمش در جشنواره فجر ژست اعتراضش را معطوف به فیلمهایش کرده و گفته که من از همه معترضان، معترضترم با این حال حرفم را با سینمایم و با آثار اجتماعیام میزنم!

اما سینما، برخلاف شعار، حافظه دارد و کارنامه، شوخیبردار نیست. همینجاست که واکنش کوتاه پژمان موسوی (روزنامهنگار) قابل اعتنا جلوه میکند: “تعدادی از آثار اعتراضی آقای کارگردان: نیسان آبی، رحمان ۱۴۰۰، آیینه بغل، من سالوادور نیستم، نیوکمپ. زیاد عرضی نیست.”
او فقط چند عنوان را کنار هم چیده تا کلیت ماجرا تا حد زیادی ملموس شود. در این مطلب به سراغ برخی از آثار آقای کارگردان رفتیم تا ببینیم که اعتراض به زبان منوچهر هادی چگونه است؟
نیسان آبی
خلاصه داستان
نیسان آبی قصه جمشید است و رضا، قصه دو دوست قدیمی که روزی روزگاری عاشق دو خواهر به اسم زری و پری شدند و با آنها ازدواج کردند. جمشید شیفته جمشید هاشمپور است و نیسان آبیاش؛ رضا هم عاشق شعر و شاعری و در رویاهایش شاعری نامدار! جمشید با نیسانش کار میکند و ریال روی ریال میگذارد تا چرخ زندگیاش بچرخد، رضا هم در جستجوی فرصتی برای بهبود اقتصاد زندگیاش و شغلی بهتر!

فرم اثر
سریال بر پایه شوخیهای تیپیکال، موقعیتهای دمدستی سوار شده. اگر قرار است این اثر اعتراض باشد، اعتراضش نه متوجه ساختار است و نه معطوف به مسئلهای اجتماعی؛ نهایتاً بازتولید همان زیست روزمرهای است که مخاطب از آن فرار میکند.
رحمان ۱۴۰۰
خلاصه داستان
رحمان آبدارچی یک شرکت است و پزشک به او اعلام کردهاست که بهزودی بهعلت سرطان از دنیا خواهد رفت. از اینجهت رحمان فکری به سرش میزند تا از مرگ خود برای خانوادهاش سودی حاصل کند؛ امّا همیشه با بدشانسی روبهرو میشود. او با دوستش انوش نقشههایی طراحی میکنند که اشکان پسر رئیس شرکت، بلایی سر رحمان بیاورد که خانوادهٔ رحمان با پول دیه، زندگی خوبی داشته باشند.

فرم اثر
نمونهای کلاسیک از کمدیهای گیشهمحور دهه اخیر؛ رحمان ۱۴۰۰ فیلمی است که در بطن داستان بی سر و ته خود، چهار تکه سیاسی هم میاندازد و از همین حیث فاز روشنفکری هم میگیرد و پشت شوخیهای بیخطر و فرمولهای امتحانپسداده پنهان شده است.
آیینه بغل
خلاصه داستان
مرتضی پسری است که در گاراژ کار میکند و به مناسبت سالگرد نامزدیاش از گاراژ ماشین گرانقیمتی را به عنوان امانتی برمیدارد، در همین حین که نامزد او سوار بر ماشین است و مرتضی برای خرید آبهویج بستنی میرود به ناگاه ماشین شهرداری با آینه بغل ماشین او برخورد و آینه بغل او میشکند و خسارت زیادی به ماشین وارد میشود که بعد از ۲ روز مرتضی و نامزدش مهناز برای عذرخواهی به منزل شاهانه شاهرخ میروند و در آنجا اتفاقاتی رخ میدهد.

فرم اثر
فیلم درباره میل بیپایان به مصرف است و رویای طبقه متوسط را نمایش میدهد. البته با فیلمنامهای ضعیف و پیامی ناامید کننده که در پایانِ فیلم ذرهای تماشاچی را تحت تاثیرِ فحوای خود قرار نمیدهد و در نهایت چند دیالوگ سطحی که گفتن یا نگفتنشان توفیری ندارد.
من سالوادور نیستم
خلاصه داستان
ناصر معلمی است که چندی پیش مقدار زیادی پول پیدا کرده و آن را به صاحبش تحویل داده است. او به برنامههای مختلف تلویزیونی دعوت میشود تا در مورد این فداکاری توضیح دهد و بسیار مشهور شده است. یک روز با او تماس میگیرند و میگویند به خاطر کار خیری که کرده برنده سفر به برزیل شده و تمام هزینههای سفر او را آژانس تعطیلات رؤیایی میپردازد. ناصر که فردی مذهبی است، راضی به این سفر نیست و آن را مناسب نمیداند اما با اصرار همسرش قبول میکند تا به برزیل برود.

فرم اثر
“من سالوادور نیستم” نه طنز و کمدی درخور توجه و شایستهای دارد، و نه درام جذابی. طنز لوس و میانمایه فیلم چیزی جز تکرار چندباره شوخیهای عطاران در سایر آثارش نیست و آنچه که دستمایه درام فیلم قرار گرفته چنان نازل و سطح پایین است که حتی ملزومات ساخت یک اپیزود از سریالهای تلویزیونی را هم فراهم نمیکند.
نیوکمپ
خلاصه داستان
نیوکمپ داستان خانواده سرچشمه است که هنگام تماشای بازی ایران و آرژانتین در جام جهانی اخیر، بعد از گل لیونل مسی پدربزرگ خانواده سکته و فوت میکند، ادامه داستان تلاش اعضای این خانواده برای گرفتن غرامت از مسی است؛ که البته همین یک خط در قسمت اول سریال تمام میشود و مابقی سریال میماند از اتفاقات ریز و درشت و داستانهای فرعی مختلف.

فرم اثر
نیوکمپ ملغمهای درخور توجه از انواع قحطی است، قحطی ایده، قحطی فیلمنامه، قحطی بازیگر، قحطی کارگردانی، تدوین، موسیقی و … واقعا انگار هیچ موضوع و ایدهای وجود ندارد و تنها داستانی نصفه نیمه از جهان باقی مانده است و همین داستان یک خطی را به دست منوچهر هادی و فیلمنامهنویسش داده و گفتهاند با این ایده یک خطی یک مجموعه ۱۰ قسمتی یا حدود ۷۰۰ دقیقه سریال بسازید!
