در ظاهر، تهران و واشنگتن به توافق نزدیک شدهاند. اما پشت فضای خوشبینانه این روزها، پروندههایی قرار دارد که سالها مذاکره نتوانسته آنها را حل کند. واقعیت این است که اگر آتشبس را یک موفقیت بدانیم، رسیدن به توافق نهایی احتمالاً دشوارترین مرحله این بحران خواهد بود.
به گزارش انصاف نیوز به نقل از سیانان، در روزهای اخیر، مقامهای آمریکایی از پیشرفت مذاکرات سخن گفتهاند و حتی وزیر خارجه ایران نیز اعلام کرده که توافق «هرگز تا این اندازه نزدیک نبوده است». با این حال، آنچه فعلاً روی میز قرار دارد بیشتر یک چارچوب اولیه برای ادامه گفتوگوهاست تا یک توافق جامع و پایدار.
در مرحله نخست، دو طرف تلاش دارند روی موضوعات فوریتر مانند کاهش تنش در تنگه هرمز و برخی مسائل اقتصادی به تفاهم برسند. اما اختلافات اصلی همچنان پابرجاست؛ اختلافاتی که میتواند هر لحظه روند مذاکرات را متوقف کند.
مهمترین گره، برنامه هستهای ایران است. دولت ترامپ میگوید تهران باید محدودیتهای گستردهتری را بپذیرد و تحت یک نظام بازرسی جدید قرار گیرد. اما ایران بارها نشان داده که حاضر نیست بهسادگی از آنچه «حقوق هستهای» خود میداند عقبنشینی کند. تهران همواره تأکید کرده که برنامه هستهایاش ماهیتی صلحآمیز دارد و حق غنیسازی را بخشی از حقوق قانونی خود میداند. همین موضوع یکی از اصلیترین میدانهای تقابل در مذاکرات پیش رو خواهد بود.
چالش بعدی به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران مربوط میشود؛ موضوعی که شاید حساسترین بخش مذاکرات باشد. واشنگتن خواهان نابودی، خروج یا بیاثر شدن این ذخایر است، اما برای ایران این مواد حاصل سالها سرمایهگذاری، فشار اقتصادی و هزینه سیاسی محسوب میشوند. به همین دلیل، بعید به نظر میرسد تهران بهراحتی با واگذاری کامل آنها موافقت کند. برخی سناریوها از کاهش سطح غنیسازی یا تبدیل این مواد به سوخت هستهای سخن میگویند، اما هنوز هیچ توافق روشنی درباره سرنوشت نهایی این ذخایر وجود ندارد.
در کنار پرونده هستهای، مسئله داراییهای بلوکهشده ایران نیز به یک نقطه اصطکاک مهم تبدیل شده است. گزارشها حاکی از آن است که تهران خواهان دسترسی به دهها میلیارد دلار از منابع مالی مسدودشده خود است. این موضوع برای ترامپ دردسر سیاسی ایجاد میکند؛ زیرا او سالها توافق هستهای دوران اوباما را به دلیل آزادسازی منابع مالی ایران مورد حمله قرار داده بود و اکنون هرگونه امتیاز مالی به تهران میتواند علیه خودش استفاده شود.
اما شاید مهمترین برگ برنده ایران در این مذاکرات، تنگه هرمز باشد. جنگ اخیر ثابت کرد که تهران توانایی اثرگذاری بر یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان را دارد. همین مسئله موقعیت ایران را نسبت به مذاکرات هستهای سال ۲۰۱۵ که به برجام منتهی شد متفاوت کرده و به آن اهرم فشاری داده که واشنگتن نمیتواند نادیده بگیرد.
پرونده گروههای همپیمان ایران در منطقه نیز همچنان روی میز قرار دارد. دولت ترامپ در آغاز جنگ بارها بر قطع حمایت ایران از گروههایی مانند حماس و حزبالله تأکید میکرد، اما در هفتههای اخیر این موضوع کمتر در اظهارات مقامهای آمریکایی دیده شده است. با این حال، احتمالاً در مراحل بعدی مذاکرات دوباره به یکی از موضوعات اختلافی تبدیل خواهد شد.
در مجموع، فضای مثبت این روزها نباید با پایان بحران اشتباه گرفته شود. آتشبس و توافق اولیه شاید سادهترین بخش ماجرا بوده باشد. آزمون واقعی زمانی آغاز میشود که دو طرف به سراغ پروندههایی بروند که سالهاست هیچکدام حاضر نشدهاند درباره آنها عقبنشینی جدی انجام دهند؛ از حق غنیسازی و ذخایر اورانیوم گرفته تا تحریمها، داراییهای بلوکهشده و نقش منطقهای ایران.
انتهای پیام




