جواد ابویی – لندن
حرف از بریتانیا که میشود، خیلیها یاد برج ساعت، هوای بارانی و آن تصاویر اتوکشیده دانشگاههای چندصدساله میافتند. اما اگر پرده تبلیغات پرزرقوبرق مؤسسات را کنار بزنید، زیر این ظاهر خوشرنگولعاب، یک حسابوکتاب سرد انگلیسی میبینید که عدد و رقمهایش هوش از سر آدمی میبرد.
آموزش عالی برای بریتانیا دیگر فقط درس و بحث نیست؛ یک تجارت پرسود و زنده است. در سال تحصیلی ۲۰۲۴/۲۵ حدود ۶۸۶ هزار دانشجوی خارجی—معادل ۲۴ درصد کل صندلیها—در این کشور درس میخواندهاند. این رقم که از اوج نزدیک به ۷۵۹ هزار نفری سالهای پیش پایین آمده، حکایت از آن دارد که یا دستاندازهای پذیرش بلندتر شده یا خریداران این کالا دیگر مثل سابق تن به پرداخت این بهای گزاف نمیدهند. با این حال، ورودیهای همین سال تحصیلی رقمی در حدود ۴۰.۴ میلیارد پوند سود خالص ته جیب بریتانیاییها میگذارند؛ یعنی ۱.۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی کشور.
در این میان، شهریه سالانه دانشجوی خارجی بین ۲۰ تا ۶۰ هزار پوند است؛ یعنی تا چهار برابر بیشتر از دانشجوی بومی. البته هزینه تحصیل در بریتانیا مطلقاً ارزان نیست، اما در مقایسه با غولهایی مثل آمریکا با هزینههای کمرشکنتر، معقولتر به نظر میرسد. با این حال، رویای بورسیه سرابی بیش نیست؛ ۹۰ درصد دانشجویان بینالمللی بدون حتی یک پوند فاند تحصیل میکنند و تمام خرج تحصیل یا از جیب خودشان است یا بر دوش خانوادههایشان. بورسیههای دولتی و کامل مثل «شوینینگ» (Chevening Scholarship) با پوشش سالانه تنها ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ نفر در کل جهان و «کامانولث» (Commonwealth Scholarship) با حدود ۸۰۰ سهمیه، آنقدر محدود و پررقابتاند که خط کشیدن روی آنها عقلانیتر از دل بستن است. تخفیفهای خرد دانشگاهی (University Discounts) هم مرهمی بر این زخم نیست. این بار مالی برای دانشجوی ایرانی—با ریال کمارزش، هزینههای سنگین مسکن، عوارض درمانی (IHS) و محدودیت کاری ۲۰ ساعت در هفته—چند برابر است.
تلخی اصلی اما در «ماندن» است. ویزای ۲ ساله Graduate Visa (که قرار است از ۲۰۲۷ به ۱۸ ماه کاهش یابد) فرصتی موقت است. این ویزا اگرچه مستقیماً به اقامت دائم کاری ختم نمیشود، اما یک مزیت حقوقی دارد: تمام طول تحصیل و این دوره، در محاسبه شرط ۱۰ سال حضور قانونی برای اقامت دائم (Long Residence) منظور میشود. اما برای اقامت سریعتر کاری، پیدا کردن کارفرمای «اسپانسری» (Skilled Worker Visa) لازم است که به دلیل هزینههای اداری سنگین، کارفرمایان جز برای مهارتهای نادر زیر بار آن نمیروند. نتیجه مشخص است: طبق دادههای «دیدهبان مهاجرت دانشگاه آکسفورد» (Migration Observatory) و وزارت کشور بریتانیا، پیش از این ویزا حدود ۸۳ درصد دانشجویان ظرف ۵ سال کشور را ترک میکردند و دادههای جدیدتر هم نشان میدهد اکثریت فارغالتحصیلان در نهایت عطای ماندن را به لقایش میبخشند.
البته بیانصافی است اگر چشمانمان را بر نیمه پر لیوان ببندیم؛ بریتانیا هنوز همان بستر استخواندار آموزشی است که کیفیت آموزش، فرصت شبکهسازی بینالمللی و زیست در محیطی چندفرهنگی را به دانشجو هدیه میدهد.
اما حاصل کلام اینکه بلیت دانشگاههای بریتانیا مهر اقامت دائم ندارد. رفتن به این مسیر، چشم باز میخواهد و چرتکه انداختنِ دقیق؛ درست مثل خود انگلیسیها؛ پنی به پنی.
انتهای پیام




