ابوالفضل نجیب، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
پیمان سه گانه موسوم به مکه میان پاکستان و ترکیه و عربستان از جهات بسیاری قابل تامل است. این پیمان در نگاه اول پیشتر از آنکه استراتژیک باشد، در تحلیل های اولیه حتی از سوی برخی مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی در خارج نمادین ارزیابی می شود.
این ارزیابی همان اندازه که ظاهرن خوش بینانه اما از سوی دیگر می توان به نوعی فریبکاری تعبیر کرد. مضاف بر این که این خوش بینی به نوعی دیگر منجر به ارزیابیهای سادهانگارانه برخی در داخل شده که در ادامه به نمونه کیهانی آن اشاره می شود.
با این همه در خوش بینانه ترین فرض حتی این پیمان اگر نمادین هم ارزیابی شود، اما نباید و نمی توان ساده آنگارانه آن را نادیده گرفت. در این که در شرایط موجود رابطه جمهوری اسلامی ایران جدای از عربستان اما با ترکیه نسبتن عادی و بخصوص پاکستان با توجه به نقش میانجی میان آمریکا و جمهوری اسلامی مطلوب به نظر می رسد، اما نباید روند موجود و احتمالات پیش روی ناشی از ادامه درگیری های میان آمریکا و ایران را نادیده گرفت.
این احتمال با توجه به ارزیابی آمریکا بعلاوه ادامه تهدید کشورهای منطقه و در صورت ادامه جنگ، تاثیرات خاص خود را بر کشورهای منطقه بجا می گذارد. بعلاوه این که اهمیت این پیمان و برد و تاثیرات منطقه ای و رسانه ای آن را نمی توان به مثابه یک اتفاق نمادین تلقی و تعبیر کرد.
محتوای پیمان بیش از هر چیز بر اتحاد سه کشور در بازدارندگی و همزمان دفاع مشترک در برابر هر گونه تهدید نظامی تاکید دارد. بخصوص تاکید پیمان بر این مهم که راه برای عضویت سایر کشورهای منطقه باز است. این گرا به نوعی می تواند به منزله یک فراخوان برای کشورهای منطقه در راستای تقویت کمی و کیفی پیمان مکه باشد.
هر چند پیمان پیشاپیش شائبه این اتحاد علیه هر کشوری را رد می کند. اما پر معلوم است که تلاش شده ابتدا به ساکن از بروز هر گونه تنش و واکنش کلامی جلوگیری شود.
با این حال تحلیل های شتابزده و ساده انگارانه بخصوص واکنش کیهان طبق سنوات گذشته بر این خوش بینی اصرار و تاکید دارد تا پیمان مکه را حاصل بی اعتمادی و احساس ناامنی سه کشور عضو در گذار از اعتماد نسبت به آمریکا و در راستای تامین و تضمین امنیت منطقه ای ارزیابی و نتیجه گیری کند.
به واکنش اولیه کیهان اضافه کنید زیر سوال بردن مشروعیت پاکستان به عنوان میانجی میان مذاکرات جمهوری اسلامی که تا احتمال منفعل کردن پاکستان می تواند تاثیرگذار باشد. بعلاوه این که نباید موضع تهاجمی روزنامه کیهان علیه عربستان که آمیخته به تحریک و تحقیر و تهدید می باشد، را نادیده گرفت.
ارزیابی های اینچنین ساده انگارانه به همان اندازه جدی گرفتن پیمان مکه به مثابه یک تهدید بالقوه می تواند مصداق افراط و تفریط و راه بر هر گونه تحلیل واقع بینانه و نه الزامن خوش بینانه و بدبینانه محدود و مسدود کند.
پیمان مکه همان اندازه که به صورت بالقوه و دراز مدت می تواند به مثابه یک تهدید ارزیابی شود، به همان اندازه و در کوتاه مدت می تواند به اتخاذ یک راهبرد جدید در راستای برطرف کردن چالش های منطقه ای ایران و بازسازی اعتماد دوباره با کشورهای منطقه و استفاده از قابلیت های سیاسی و احیای نقش بازدارندگی نه تنها ترکیه و پاکستان که دیگر همسایگان منطقه ای جمهوری اسلامی در راستای بازگرداندن امنیت و صلح کمک کند.
ارزیابی ها بیشتر در این رابطه نیاز به زمان و ادامه تحولات آینده دارد، با این همه آنچه می توان به تاویل و سوال بزرگ تعبیر کرد نقش گروه های موسوم به نیابتی و تنظیم رابطه سه کشور عضو پیمان با این گروه ها است. واقعیت این است که نباید و نمی توان با فرضیات کیهان نویسان همه چیز را به امید آنکه انشاءالله گربه است، واگذار کرد.
انتهای پیام



