طاقت بیار رفیق | توصیههایی برای روزهای سخت

بهروز مرادی، جامعهشناس، در کانال تلگرامی خود نوشت: «هم اکنون بسیاری از ما ایرانیان در شرایطی سخت درافتادهایم. تجربهای مهیب و ترومایی سهمگین روح و روان و ذهن و جان ما را به عزایی سترگ نشانده و راه سوگ را نیز بر ما بستهاند. بیم و ترس از پی اندوه و نومیدی، امید و نشاط را از ما ستانده و افقها را پیش چشمانمان تاریک ساخته است.
شرایط سخت، همواره بهداشت روان را تهدید میکند. در این شرایط چه باید کرد؟ پرسشهای خوب در این وضعیت با “چگونه” شروع میشوند و نیز با “چه؟”
چه باید بکنم تا از این شرایط به سلامت عبور کنم؟ چگونه باید در این شرایط سلامتی خود و دیگران را از نظر روانی و احساسی و معنوی و جسمی و… حفظ کنم؟
پاسخ به چنین پرسشهایی، راهبرد ما را برای برونرفت از این شرایط پیش ما مینهد. بعد از آن، مرحلهی برنامهریزی پیش میآید.
در چنین شرایطی به چیزی پناه ببرید که حال شما را بهتر میکند. اگر خداپرست هستید، او بهترین پناهدهنده است. با خداوند درآمیزید و از او طلب کمک و آرامش و قدرت و ایستادگی و شکیبایی کنید.
روز را بیهوده به سر نبرید، بلکه هر روز باید دست اندرکارِ کاری مفید و مثبت باشید. ورزش فردی یا دستهجمعی بسیار مفید و روحیهبخش است. به هر حال باید این شرایط را مغلوب کنید و بر آن غالب آیید. برای این قدرتیابی باید برنامهی مشخصی در روز داشته باشید. بیبرنامهگی آدم را ویران میکند.
این شرایط، ممکن است تو را کلافه، اوقاتت را تلخ و توانت را از بین ببرد. ای بسا بداخلاقی ما، ما را برای همخانههایمان غیرقابل تحمل کند، آستانهی تحملمان را پایین بیاورد، آتشین مزاجمان کند و زود با کوچکترین جرقه آتشمان بزند و شعلههای پرخاشگری ما، روح و روان نزدیکانمان را بسوزاند.
ممکن است خاطرات، آه بر دلمان بنشاند و حسرتها پریشان و مهاجممان کند و فکر اینکه افقها ناروشناند، خُلق ما را تنگ و روح ما را مخرب سازد.
میخواهم دوستانه در گوشت زمزمه کنم: طاقت بیار رفیق! نه تسلیم شرایط بشو و نه قربانی آن. خود را از ستیزهی ذهنی برهان.
افسار ذهنت را خودت در دست گیر و زمان سخت را با معنا کن. نومیدی همان چیزی است که دشمنانت از تو میخواهند تا در آن به چیزی کمتر از خودت سقوط کنی. زمزمه کن: “مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش”.
پذیرش فراتر از تحمل است. سوگواری کن. اشک بریز، اما نومید مشو. خودت را حفظ کن. اگر اهل دین هستی، دوباره با قرآنِ با حکمت تجدید پیمان کن، یا نهجالبلاغهی پر راز و معنا را دریاب.
اگر اهل عرفان هستی، مثنوی جانافزای مولوی را بگشا و با کلام جادوییاش روحت را مقاومت بیاموز و آباد نگاه دار. تذکره الاولیای عطار به برگیر و مست شراب کلام بیخودیاش بشو. اینها غمها را در تو روان میکنند و صبر و تاب تعلیم میدهند اگر بدانی.
اگر مذهبی نیستی و مثلن اگر اهل موسیقی هستی، دلت را به آوای موسیقی جادو کن و کمی از این دنیا پیوند بگسل. استاد شجریان و زنگ صدای همایون یا هر نجواگری دیگر که میپسندی را بگو تا دلت را پرده برگیرد.
اگر اهل شعری؛ حافظ، سعدی، فردوسی، شاملو، مشیری، شفیعی کدکنی و یا هر شعری که به بازسازی درون تو مدد میرساند را به روانت برسان.
اگر اهل مطالعه هستی، هر کتابی را که چیزی بر شکیبایی تو میافزاید و نفسهای اندوه را میکاهد برگیر.
اگر ارزش سکوت را دریافتهای، شاید چندصباحی سخن نگفتن همان چیزی باشد که آن بخش گمشدهات را به تو باز میگرداند. اما با نزدیکان همدرد امنت نیز سخن بگو تا جان تو مقاوم بماند.
شاید گاه نیز چند کلامی به عشق و عقل و معنا و مهر، همخانههایت را به پذیرش و آرامش و ایستادگی مدد کند.
به هر حال باید این لحظات تاریک را سبز کنی و آن را به فرصتی برای قویسازیِ من حقیقیات و بازسازی وجودت و ترمیم روحت تبدیل سازی. مبادا مغلوب و قربانی این شرایط بشوی.
به آبادی خودت در این ویرانهسان بپرداز. باید از آنچه که تو را در این بند گرفتار آورده، برتر باشی.
برتر از آنی باش که نومید شوی. مواظب باش که خشم تو به تو و به عزیزانت آسیب نزند. اسیر دست زمانهی دشوار نشو. کاری کن که پس از اتمام این دوران، پختهتر، رشدیافتهتر و قویتر شده باشی. هرگاه در خانهای، همسر و فرزندان را با شکیبایی، عشق، درک و رفتاری آبادکننده دریاب. باید خودت آباد باشی تا دیگران را آباد کنی. باید قوی باشی تا زنده بمانی و دیگران را به مثبتماندن تقویت کنی.
با نومیدی یاور کسانی نباش که تو را ویران میخواهند، بلکه یار روح و روان و ذهن و جسم و معنویت و سلامت خودت باش.
در خدا پناه گیر و از او برای قوی بودن مدد بجوی. گوش خود را در اختیار سخنان پریشانکننده و تخریبکننده و نومیدکننده قرار نده. نپذیر که قربانی این شرایط بشوی. پاینده و قوی باش و طاقت بیار رفیق.
به امید برخاستن نیکوی ما از اینهمه بلا.»
انتهای پیام




