جلایی پور و شریعتمداری هم نظرند
جلایی پور گفت: اگر توافقی بین ایران و آمریکا رخ بدهد (که هنوز احتمال آن زیاد نیست) روی اقتصاد ایران اثر مثبت میگذارد و این یکی از دلایلی است که نتانیاهو و نئوکانهای آمریکایی خود را به زمین و زمان میزنند تا این توافق انجام نشود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب در بخشی از گفت و گوی خود با خبرآنلاین، به بیان نکاتی درباره ترمیم سرمایه اجتماعی رئیس جمهور و تاثیر توافق احتمالی ایران و آمریکا بر زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم پرداخت. در ادامه بخشی از آن را می خوانید؛
* به نظر می رسد که یک ریزشی در میان حامیان آقای پزشکیان به خصوص بعد از حوادث اخیر رخ داده است، آیا با این تصمیم می شود سرمایه اجتماعی رئیس جمهور ترمیم می شود؟
اشتباه نکنید در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ اتفاقا دولت پزشکیان و پلیس با معترضین همدردی داشتند. مشکل و جنایت از فراخوان رضاپهلوی و حمایت ترامپ از او در پنجشنبه و جمعه شروع شد. ترامپ و اسرائیل در دفاع از این فراخوان انتظار داشتند با جنگ و آشوب شهری جمهوری اسلامی را ساقط کنند. متاسفانه در این دو روز نزدیک به سه هزار و ۲۰۰ نفر ایرانی جانباختند. این پرهزینهترین اعتراض در تاریخ معاصر ایران بود. در این زخم بزرگی که به جامعه وارد شد همه مسئولاند، که هنوز هم تمام ابعاد آن معلوم نشده است.
در این رخداد جانکاه در درجه اول کل حکومت (نه فقط دولت پزشکیان) مسئول است که چرا کار کشور به اینجا رسیده است؟ دوم چرا در شرایطی که تمامیت ایران با ناوهای آمریکا در نزدیکی ایران تهدید میشد، رضا پهلوی اسرائیلی به جوانان در پنجشنبه و جمعه فراخوان جنگ داد؟ آیا او متوجه پیامدهای حمله به ۳۵۰ مسجد، ۴۷ کلانتری و پاسگاه و اموال عمومی نبود؟ در رخدادی به این مهمی سادهترین کار این است که دولت پزشکیان را مقصر قلمداد کنیم.
داغ ترین های لحظه
اگر توافقی بین ایران و آمریکا رخ بدهد (که هنوز احتمال آن زیاد نیست) روی اقتصاد ایران اثر مثبت میگذارد
* آیا با توجه به تورم و وضعیت اقتصادی آیا توافق ایران و آمریکا می تواند تاثیری بر زندگی و شرایط جامعه داشته باشد؟ آیا توافق به لحاظ اجتماعی بر جامعه اثر می گذارد و اهمیتی دارد؟
اگر توافقی بین ایران و آمریکا رخ بدهد (که هنوز احتمال آن زیاد نیست) روی اقتصاد ایران اثر مثبت میگذارد و این یکی از دلایلی است که نتانیاهو و نئوکانهای آمریکایی خود را به زمین و زمان میزنند تا این توافق انجام نشود.
ضمنا توجه داشته باشیم چه توافق بشود و چه نشود در دولت پزشکیان از طریق وزارت اقتصاد (جناب مدنی زاده) و از طریق وزارت رفاه (جناب میدری) دارد در همین شرایط جنگی اصلاحات خوب اقتصادی انجام میشود. مردم در همان دو روز جنگی شهری دیدند که دولت توانست هشتاد میلیون کالا برگ به دست مردم برساند و از آن مهمتر کالاهای آن را در سراسر کشور خصوصا در مناطق محروم تامین کنند. این کار مهم در این روزها بیشتر مورد توجه خبرنگاران خارجی قرار گرفته است.
ابوذر شیرزادی در روزنامه کیهان نوشت:
برخی تحلیلگران خواسته یا ناخواسته با سادهانگاری، حوادث اخیر را تنها محصول هیجانات خیابانی یا فراخوانهای جریان ورشکسته پهلوی میدانند؛ غافل از آنکه تقلیل یک «جنگ احزاب» مدرن و «کودتای تمامعیار آمریکایی-صهیونیستی» به یک اغتشاش سطحی، همان آدرس غلطی است که دشمن برای پنهان کردن ابعاد شکست سنگین اطلاعاتی خود به آن نیاز دارد.
در روزهای پس از فروکش کردن غبار فتنه اخیر، جریانی در فضای رسانهای و حتی نخبگانی تلاش دارد تا ماهیت حوادث رخ داده را در حد یک اعتراض خیابانی یا نهایتاً اغتشاشات ناشی از فراخوانهای سلطنتطلبان و جریان پهلوی پایین بیاورد. این نوع نگاه، اگر چه در ظاهر شاید برای کوچک شمردن پایگاه اجتماعی اغتشاشگران باشد، اما در باطن یک اشتباه استراتژیک و خطای محاسباتی بزرگ است. چرا که نادیده گرفتن «سر مار» و تمرکز بر «دم» آن، ما را از شناخت عمق کینهتوزی و پیچیدگی نقشه دشمن غافل میکند.
آنچه در صحنه خیابانهای برخی شهرها گذشت، نه یک شورش کور، بلکه به تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا، یک «کودتای ترکیبی» بود. اسناد و شواهد متقن نشان میدهد که سرویسهای جاسوسی سیا (CIA) و موساد، نه به صورت محدود، بلکه با تمام ظرفیت اطلاعاتی، عملیاتی و مالی خود پا به میدان گذاشته بودند. تقلیل این هجمه سنگین امنیتی به تحرکات یک جریان مدفون شده تاریخی (پهلوی)، نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی است.
نگاهی به صحنههای درگیری، به ویژه در مناطق مرزی و برخی کانونهای آشوب، گواه روشنی است که ما با معترضین معمولی روبه رو نبودیم. ورود سلاحهای جنگی، استفاده از تاکتیکهای جنگ شهری و نوع خشونت به کار رفته، امضای مشخص سرویسهای امنیتی بیگانه را بر خود داشت. وقتی دشمن از «فراخوان» عبور میکند و به فاز «درگیری مسلحانه» میرسد، یعنی پیاده نظام آموزشدیده خود را وارد معرکه کرده است.
در این میان، نقشآفرینی همزمان تمامی گروهکهای معاند، از تجزیهطلبان در غرب و شرق کشور گرفته تا تروریستهای پژاک و کومله، نشاندهنده وجود یک «اتاق فرماندهی واحد» است. این هماهنگی عجیب میان گروههایی که شاید در ظاهر با هم اختلافاتی هم داشته باشند، تنها با کارگردانی و فشار کارفرمایان آمریکایی و اسرائیلی ممکن است.
نکته قابل تأمل دیگر، حضور میدانی و موضعگیریهای رسمی گروهک منافقین است. سازمانی که دستش تا مرفق به خون هزاران ایرانی آلوده است، در این فتنه تمامقد وارد شد. اعلام رسمی لیست کشتهشدگان منتسب به این گروهک در حوادث اخیر و بیانیههایی که صریحاً مسئولیت برخی اقدامات تروریستی را بر عهده میگیرند، سند غیرقابلانکاری است که نشان میدهد بدنه اصلی آشوبگران را نه جوانان فریبخورده، بلکه تروریستهای شناسنامهدار تشکیل میدادند.
بنابراین، قبل از هر تحلیل و نوشتاری باید این پیشفرض بنیادین را ملکه ذهن کرد که ما با یک «فتنه آمریکایی-اسرائیلی» مواجه بودیم، نه یک دعوای داخلی. دشمن تمام مهرههای سوخته و فعال خود را همزمان روی صفحه شطرنج آورد؛ از بازماندگان ساواک و پهلوی گرفته تا منافقین و تجزیهطلبان، همه زیر پرچم استکبار جمع شدند تا امنیت ایران را نشانه روند.
امروز، اصرار بر کوچکنمایی دشمن و تقلیل آن به جریان پهلوی، در واقع کتمان «پیروزی بزرگ» ملت و نیروهای امنیتی است. وقتی بدانیم که جمهوری اسلامی ایران در برابر ائتلاف جهانی سرویسهای جاسوسی و تروریستهای اجارهای پیروز شده است، عظمت این ایستادگی بیشتر نمایان میشود. نباید اجازه داد روایتهای سطحی، جای حقایق عمیق امنیتی را بگیرد و نقش اصلی «آمریکا و اسرائیل» در این توطئه به فراموشی سپرده شود.
