جنگزدگانی که انفجار پاستور در ۹ اسفند را هم دیده‌اند

لیلاچی، کاخساز و کلانتری سه نفر از جنگزدگان جنگ ۱۲ روزه که میهمان انصاف نیوز بودند. گروهی از جنگزدگان از جمله این سه نفر حتی ۹ اسفند هم برای پیگیری مطالباتشان در خیابان پاستور بوده‌اند و انفجار آن روز را از نزدیک لمس کرده‌اند.

پیگیری‌های این گروه از جنگزدگان برای تامین وسایل منزلشان که در انفجار‌های جنگ قبل از دست دادند همچنان ادامه دارد. آن‌ها در این مصاحبه از پاس‌کاری‌هایی که بین بخش‌های مختلف دولت و شهرداری تجربه کرده‌اند، آنها از آنچه رفتار بد شهرداری و صدقه دادنشان و بی‌توجهی دولت توصیف می‌کردند گلایه داشتند.

در این مصاحبه در مورد جنگزده‌های اخیر نیز بصورت مختصر صحبت می‌شود.

جنگ تمام شد، بلاتکلیفی نه

لیلاچی که خانه‌اش در اوین در جنگ ۴۰ روزه آسیب دیده، می‌گوید هزینه بازسازی خانه‌اش حدود سه میلیارد تومان شده اما مجموع کمک‌های دریافتی او از شهرداری به حدود ۵۰۰ میلیون تومان برای بازسازی و یک بن خرید کالا محدود بوده است.

به گفته او، بخش بزرگی از هزینه‌ها از جیب خانواده پرداخت شده و هنوز خسارت وسایل منزل جبران نشده است. او می‌گوید سال‌ها برای ساختن زندگی‌اش زحمت کشیده و انتظار دارد تمام آنچه از دست داده به او بازگردانده شود، نه اینکه ماه‌ها میان وعده‌های مختلف سرگردان بماند.

زخمی که در پاستور عمیق‌تر شد

کاخساز روایت می‌کند که صبح ۹ اسفند، برای پیگیری مطالباتشان به نهاد ریاست‌جمهوری رفته بودند که انفجار پنج سنگرشکن در آن محدوده رخ می‌دهد و جنگ شروع می‌شود. او می‌گوید در جریان فرار آسیب دیده، ۱۵ روز در بیمارستان بستری شده و هنوز هم تحت نظر پزشک است. به گفته او، پس از آن حادثه نیز هیچ‌کس سراغی از وضعیت جسمی و روحی آنان نگرفته است.

لیلاچی نیز می‌گوید جنگ‌زدگان یک بار در جریان جنگ آسیب دیدند و بار دیگر در ۹ اسفند، زمانی که برای پیگیری حقوق خود به پاستور رفته بودند، با حادثه‌ای دیگر روبه‌رو شدند؛ اتفاقی که به گفته او هنوز آثار روحی آن باقی مانده است.

وعده‌هایی که به بدهی تبدیل شد

از ماه‌ها قبل به آنان وعده داده شده بود که خسارت وسایل منزل پرداخت خواهد شد. کاخساز می‌گوید در جلسات مختلف اعلام شده بود که دولت خسارت لوازم خانگی را جبران می‌کند اما این وعده‌ها عملی نشده است.

کلانتری نیز می‌گوید پس از آنکه محمدرضا عارف برای تأمین خسارت‌ها ضرب‌الاجل تعیین کرد، بسیاری از جنگ‌زدگان تصور کردند پرداخت‌ها قطعی است. به همین دلیل برای خرید وسایل جدید اقدام کردند، چک دادند و بدهکار شدند. او می‌گوید: «خیالمان راحت شد که قرار است پول پرداخت شود. خرید کردیم و حالا به همه بدهکاریم اما هنوز حتی یک تومان هم نگرفته‌ایم.»

جنگ‌زدگان همچنین از اختلاف روایت میان دولت، شهرداری و سازمان مدیریت بحران درباره منابع مالی و مسئولیت پرداخت خسارت‌ها انتقاد می‌کنند و می‌گویند در عمل میان نهادهای مختلف سرگردان مانده‌اند.

«مگر ما خواستیم جنگ بشود؟»

کلانتری که خانه‌اش در مرزداران به طور کامل تخریب شده، می‌گوید اکنون مستأجر است و برای تأمین مسکن موقت مبلغی حدود یک میلیارد و سیصد به عنوان ودیعه دریافت کرده اما در قبال آن چک و تعهد محضری داده است. موعد سررسید این تعهدها نزدیک شده و هنوز مشخص نیست حمایت‌ها ادامه خواهد یافت یا نه.

او می‌گوید علاوه بر ودیعه، اجاره ماهانه را از جیب خود پرداخت می‌کند و با اشاره به نگرانی از تمدید قرارداد خانه می‌پرسد: «مگر ما خواستیم جنگ بشود؟»

کلانتری می‌گوید خانواده‌اش ۴۵ سال برای ساختن زندگی‌شان تلاش کرده‌اند و بخش بزرگی از دارایی‌هایشان در یک لحظه از بین رفته است. او برای نشان دادن ابعاد خسارت می‌گوید تنها کریستال‌های خانه‌شان حدود یک میلیارد تومان ارزش داشته که همگی نابود شده‌اند. به گفته او، در حالی که خسارت واقعی بسیاری از خانواده‌ها بسیار فراتر از این ارقام است، هنوز تکلیف پرداخت خسارت لوازم منزل روشن نشده است.

از هتل لاله تا احساس تبعیض

کلانتری از روزهای نخست پس از تخریب خانه‌اش نیز روایت می‌کند. به گفته او، زمانی که از شهردار درباره محل اسکان سؤال کرده، پاسخ شنیده که می‌توانند به مدرسه بروند. او این پاسخ را برای خانواده‌هایی که خانه‌هایشان را از دست داده بودند، تلخ و تحقیرآمیز توصیف می‌کند. البته بعد از این برخورد از استانداری به آن‌ها می‌گویند که می‌توانند به هتلی نزدیک خانه‌شان بروند.

نهایتا انتخابشان به هتل هویزه در پونک می‌رسد. او می‌گوید برداشتش این است که اقامت در این هتل هم خطرناک بود اما چاره‌ی دیگری نداشته‌اند.

او همچنین به تجربه‌ای پیش از جنگ اشاره می‌کند که به هتل لاله مراجعه کرده اما به او گفته‌اند هتل در آن مقطع در اختیار اتباع خارجی بوده است و اجازه ورود ندارد. به گفته او، این موضوع برایش این پرسش را ایجاد کرده که چرا یک شهروند ایرانی در کشور خود با چنین محدودیتی مواجه شود درحالیکه مالیات و عوارض را ایرانی‌ها می‌پردازند.

تجمع، اعتراض و احساس فراموش‌شدگی

جنگ‌زدگان می‌گویند در ماه‌های گذشته بارها برای پیگیری مطالباتشان به نهادهای مختلف مراجعه کرده‌اند. آنان از تجمع مقابل سازمان برنامه و بودجه، جلسات با مسئولان و مراجعات مکرر به دستگاه‌های دولتی سخن می‌گویند اما معتقدند نتیجه ملموسی حاصل نشده است.

به گفته آنان، در برخی مراجعات با برخوردهای نامناسب نیز روبه‌رو شده‌اند؛ از جمله اینکه گاه با عباراتی توهین‌آمیز یا تهدیدآمیز مواجه شده‌اند و این مسئله بر فشارهای روحی آنان افزوده است. آنان می‌گویند بیش از خسارت‌های مالی، از این ناراحت‌اند که کمتر کسی جویای حالشان بوده و احساس می‌کنند پس از پایان جنگ به فراموشی سپرده شده‌اند.

«مگر این پول خود آقای زاکانی‌ست که به ما صدقه می‌دهد؟»

کاخساز می‌گوید برخلاف روند پرداخت خسارت‌های مسکن و لوازم منزل، بیمه خسارت خودروی او را پرداخت کرده و رفتار کارکنان بیمه نیز محترمانه بوده است. او از این تجربه به عنوان نمونه‌ای یاد می‌کند که نشان می‌دهد رسیدگی به خسارت‌ها می‌تواند با احترام به شهروندان انجام شود.

او می‌پرسد اگر بودجه بیمه نیز در نهایت از منابع عمومی تأمین می‌شود، چرا در برخورد با جنگ‌زدگان چنین تفاوتی میان بیمه و شهرداری وجود دارد. به گفته او، بارها به آنان گفته شده کمک‌های شهرداری نوعی لطف یا صدقه است. او با انتقاد از این نگاه می‌گوید: «چرا به ما می‌گویند آقای زاکانی صدقه داده؟ مگر پول شخصی ایشان بوده که حالا به مردم بخشیده شده باشد؟»

دلجویی‌هایی که به چشم آمد

با وجود انتقادهای فراوان، مصاحبه‌شوندگان از برخی مسئولان نیز قدردانی می‌کنند. آنان از روح‌الامینی، نماینده مجلس و حامد یزدی‌مهر در استانداری نام می‌برند و می‌گویند در مقاطع مختلف به دیدارشان آمده یا پیگیر وضعیتشان بوده‌اند.

همچنین هر سه نفر تأکید می‌کنند که زهرا بهروزآذر و همکارانش نخستین افرادی از دولت بودند که به خانه‌های آسیب‌دیده آنان رفتند و از نزدیک با آنان گفت‌وگو کردند. با این حال شنیدن این موضوع که رئیس‌جمهور هنوز از پرداخت نشدن خسارت‌ها اطلاع دقیقی ندارد، برای آنان پرسش‌برانگیز بوده است.

جنگ‌زدگان در پایان می‌گویند بیش از هر چیز از این دلخورند که پس از یک سال، نه تنها بخش مهمی از خسارت‌هایشان جبران نشده، بلکه کمتر کسی درباره وضعیت روحی و معیشتی آنان پرسیده است. به گفته آنان، انتظارشان تنها دریافت خسارت نیست؛ بلکه می‌خواهند احساس کنند در این مسیر تنها رها نشده‌اند.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *