نامه‌ی آیت الله ناظم‌زاده خطاب به فرزندان، مادران و پدران داغ‌دیده‌ی دی

آیت‌الله سیداصغر ناظم‌زاده قمی، استاد حوزه‌ی علمیه‌ی قم، در نامه‌ای که نسخه‌ای از آن در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته، خطاب به فرزندان، مادران و پدران جانباختگان ناآرامی‌ها و اعتراضات دی ۱۴۰۴ نوشت:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
«وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ، الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»

فرزندان عزیزم، جوانان و ملت برومند ایران اسلامی؛
سلامی از سرِ مهر پدری سالخورده را بپذیرید؛ پدری که بیش از هشتاد سال از عمرش گذشته، جوانی‌اش را در حوزه علمیه و بخشی از آن را در مبارزه، انقلاب و خدمت به مردم سپری کرده، طعم زندان در روزگار گذشته را چشیده، با امید و احساس وظیفه، در کنار میلیون‌ها ایرانی، در انقلاب حضور داشته و چه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و چه پس از آن، به اندازه وسع خود، مخلصانه انجام وظیفه کرده و هزینه داده است. امروز نیز با همان دغدغه، همان درد و همان رسالت شرعی، این نامه را برای شما می‌نویسم؛ نه از موضع قدرت، بلکه از جایگاه دلسوزی، مسئولیت شرعى و انسانى و همدردی با ملت شریف ایران.

این نامه خطاب به جوانانى است که به وضع موجود منتقد و معترض‌اند و از نداشتن افقی روشن برای آینده خود رنج می‌برند. سخنم با شماست؛ نه با خشونت‌ورزان و شقاوت‌پیشگانی که دستشان به خون عزیزان این ملت آلوده است. مخاطب من شما هستید که خودتان یا عزیزانتان در حوادث اخیر یا مشابه آن آسیب‌های سخت دیدید، داغدار شدید، پدر یا مادر یا فرزند و برادر و دوست خود را از دست دادید؛ در ابتدا چهلمین روز درگذشت هزاران نفر از هم‌میهنانمان را به همه خانواده‌های داغدار تسلیت ‌عرض کنم. به‌ راستی این مصیبتی عظیم است که هزاران خانواده، در فاصله چند ساعت این‌گونه به عزا بنشینند. شب‌های بسیاری بوده که از سنگینی این فاجعه، به‌ویژه با دیدن تصاویرى که در این مدت در فضای مجازی منتشر شده، خواب از چشمانم ربوده شده و توان از دلم رفته است و از صمیم قلب، خود را شریک غم همه شما مردم عزادار می‌دانم.

هموطنان گرامى؛
من همواره کوشیده‌ام در کنار مردم باشم و از درد گرانی، فساد، بی عدالتی و تبعیض بی‌خبر نیستم. از ناکارآمدی برخی ساختارها، از غوغا و جنجال بعضی بلندگوداران بی‌لیاقت، از رنج زندانیان سیاسی و حصرها، و از گلایه‌های برحق مردم، آگاه و رنجورم.
به عنوان یک طلبه ‌که در پیروزی انقلاب نقش داشته و سال‌هایی نیز مسئولیت بر عهده داشته است، صریح و بی‌پرده عرض می‌کنم: اگر در این سال‌ها کاستی، کوتاهی، بی‌تدبیری و ظلمی رخ داده که دل مردم را آزرده و روزگارشان را چون شب تیره ساخته است، از تمامى ملت شریف ایران صمیمانه عذر می‌خواهم. این عذرخواهی از سر ضعف یا فرار از مسئولیت نیست؛ بلکه برخاسته از احساس مسئولیت شرعی و وجدانی است.

گرچه بیش از ۳۷ سال است که هیچ مسئولیتی در نظام نداشته‌ام و پیش از آن نیز، برای خدمت به مردم و برپایی نظم و عدالت، بدون دریافت حقوق و مزایا، در نمایندگی امام خمینی و در بخش‌های مختلف کشور و در چندین استان، در امور قضایی و دیگر حوزه‌ها فعالیت کرده‌ام و اکنون نیز سال‌هاست در تألیف و تدریس، ساخت دانشگاه، درمانگاه، مدرسه، مسجد و دیگر امور خیریه و کمک به هم‌وطنانم، از هیچ کوششی دریغ نکرده‌ام، اما باز هم به سبب کوتاهی‌های خود و دیگر روحانیان، از محضر ملت شریف ایران پوزش می‌طلبم و طلب عفو می‌کنم.
در عین حال، بدانید که بسیاری از طلاب و علما ضمن اینکه خود در تنگنا و مشکلات هستند، از آنچه بر مردم می‌گذرد نیز اندوهگین و نگران‌اند. دل‌هایی غمگین دارند و درد شما را درد خود می‌دانند، هرچند برخی به دلایل گوناگون از بیان علنی این رنج‌ها واهمه دارند!

جوانان عزیز؛ گذشته و تاریخ ایران را با انصاف و دقت بررسى کنید؛ پیش از انقلاب، کاستی ها و بی عدالتی هایی بود که میلیون‌ها ایرانی در سال ۱۳۵۷ برای رفع آن قیام کردند که بخشی از آن تحقق یافت و بخش بزرگ‌تری یا بر زمین ماند یا به انحراف رفت و متاسفانه آن چه که به دنبالش بودیم، محقق نشد.

هم میهنان گرامی؛ برای برون رفت از این اوضاع نابسامان، چاره ای جز همدلی و هم‌افزایی نیست. باید با اتحاد، دست در دست هم به شرط فراهم شدن شرایط آن، ایرانی آباد، مستقل و عزتمند بسازیم؛ و این امری است که شاید هنوز امکان رسیدن به آن شدنی باشد. و ان‌شاءالله با اراده و آگاهی شما مردم، ریشه فسادها و خیانت‌ها خشکانده خواهد شد و خائنان به این سرزمین، به کیفر اعمال خود خواهند رسید.

و اما سخنی کوتاه با مسئولان کشور:
در طول چند سال گذشته، ده‌ها نامه، بیانیه و پیام خصوصی و علنی به مسئولان مختلف نوشته‌ام؛ هشدار داده‌ام، راهکار ارائه کرده‌ام، از خطر شکاف میان مردم و حاکمیت سخن گفته‌ام، بر ضرورت اصلاحات واقعی، مبارزه بی‌امان با فساد، بازنگری در برخی رویه‌ها و شنیدن صدای منتقدان تأکید کرده‌ام. (که برخی از آنها مورد توجه قرار گرفته است.)

و امروز نیز همان سخن را تکرار می‌کنم: فرصت‌ها ابدی نیست. به مردم بازگردید، با آنان صادق باشید، خطاها را بپذیرید، شایسته‌سالاری را جایگزین رابطه‌سالاری کنید و عدالت را نه در شعار، بلکه در عمل جاری سازید. از هرگونه خشونت بپرهیزید، از بازداشت و زندانی کردن کسانی که دستشان به خون و تخریب آلوده نیست خودداری کنید، و اگر مأمورانی بناحق مردم را هدف گلوله قرار داده یا زیر لگد و ماشین جانشان را گرفته‌اند، مجازات کنید تا مرهمی بر دل‌های داغدار باشد. خانواده کسانی را که بناحق کشته شده‌اند ـ که متأسفانه شمارشان کم نیست ـ شناسایی و دلجویی کنید و دیه آنان را از بیت‌المال به خانواده‌هایشان بپردازید؛ شاید رضایت آنان گشایشی در کار این کشور باشد.

در پایان، از خدای رحمان و رحیم مسئلت می‌کنم که دل‌های ما را به هم نزدیک سازد، حق را بر زبان و عمل ما جاری کند، این سرزمین را از فقر، فساد، تفرقه، آتش فتنه و خشونت و به علاوه سایه شوم جنگی که بر سر کشور سایه افکنده، نجات دهد، جان‌باختگان حوادث اخیر را مشمول مغفرت و رحمت واسعه خویش قرار دهد و به بازماندگانشان اجر و صبر صابرین عنایت فرماید.

و السلام علیکم و رحمت الله
حوزه علمیه قم سیداصغر ناظم زاده ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۴

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا