آیا فقط حق دارم موافق یا مخالف باشم؟

سبحان هوشیار،مترجم و مدرس تفکر انتقادی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «آیا فقط حق دارم موافق یا مخالف باشم؟ نگاهی به تکثر موضعگیریها از منظر تفکر انتقادی» نوشت:
بازتعریف موضعگیری
در جهان و مملکت مالامال از قطبیزدگیهای حاد که فقط حق داریم یا موافقت کنیم و یا مخالفت، شاید یکی از مهمترین نیازمندیهای شناختی ما این باشد که تکثر در «موضعگیری» را به رسمیت بشناسیم. در این نوشته، موضع گیری (Positioning- take standing) را میتوان تعیین «وضعیت یا موقعیت نظری» فرد نسبت به یک گزاره (مانند: ایران کشوری زیبا است یا ایران کشور با ثباتی است) در نظر گرفت.
از منظر تفکر نقادانه، شناسایی انواع موضعگیری بر هرگونه قضاوت درباره درست یا غلط بودن آنها تقدم دارد. شفافسازی موضعگیری، پیش از آغاز هر گفتوگو، یک ضرورت راهبردی برای دستیابی به درک متقابل است؛ چرا که بخش بزرگی از فرسایشهای کلامی در فضای دیالوگ، ناشی از ابهام در همین پوزیشنهای اولیه است. درک تنوع و حق انتخاب چندگانه هنگام موضعگیری، دریچهای به سوی فراتر رفتن از لایه سطحی «آری یا نه» میگشاید و ازین منظر شاید فهم این تنوع برای بسیاری از ما آرامش بخش باشد.
هفت موضع و نه صرفا دو موضع
تفاوت میان مواضع سنتی (دوگانه موافقم یا مخالفم) و حالات پیچیدهتر، در متغیرهایی چون «میزان یقین»، «اراده برای جستوجوی بیشتر» ، «اهمیت موضوع» و «وزنِ ادله» نهفته است.
جدول زیر، هفت نوع موضعگیری را با نگاهی به این متغیرها تبیین میکند:
| نوع موضعگیری | تعریف عملیاتی (ماهیت موضع) |
| موافق | پذیرش کامل گزاره و همسویی با نظر طرف مقابل. یقین (مورد نیاز برای موضعگیری) حاصل شده است + فعلاً یا قطعاً نیازی به تحقیق بیشتر نیست + موضوع مهم است + ادله موافق کاملا یا به نسبت سنگینتر از ادله مخالفت است. مثال: با گزاره «ایران کشوری زیباست.» موافقم |
| مخالف | عدم پذیرش گزاره اولیه؛ خواه با رد صرف گزاره اولیه (بدون ارائه آلترناتیو و خواه با ارائه نظر برگزیده (آلترناتیو) مثال: با گزاره «ایران کشوری زیباست.» مخالفم – ایران کشور زیبا نیست، بلکه کشوری پهناور است. |
| میانه (تا حدی موافق و تا حدی مخالف) | پذیرش و رد مشروط گزاره از طریق اعمال قیود بر گزاره، محدود کردن وسعت آن و … مثال: شمال و جنوب کشور ایران زیباست و نه کل آن |
| خنثی | عدم «موافقت» ، «مخالفت» یا «میانهگرایی» نسبت به گزاره علت: فقدان اهمیت موضوع یا گزاره برای فرد؛ در نتیجه عدم تحقیق درباره آن؛ و به سبب عدم تحقیق عدم اتخاذ موضع «موافقت» و «مخالفت» و «میانهگرایی» مثال: اساسا گزاره «رئال مادرید قویتر از بارسلونا است» برای من مهم نیست که بخواهم درباره آن تعیین وضعیت کنم |
| متوقف نشسته (ندانمگرا) | عدم «موافقت» ، «مخالفت» یا «میانهگرایی» نسبت به گزاره و گزینش مشی «ندانمگرایی» نسبت به گزاره از آنجایی که موضوع برای شخص مهم بوده، او دست به تحقیق میزند و از دلایل له و علیه یک گزاره آگاه است؛ لیکن علیرغم این تلاش، از اعلام نظر «موافق» یا «مخالف» یا «میانه» به علت برابری وزن ادله (به زعم وی) بازمانده و متوقف شده است. مثال: گزاره «ایران دارای فرهنگی غنی است» برای من مهم است و تحقیق نیز کردهام، ولی هم دلایل اثباتکننده و هم دلایل نفیکننده درباره فرهنگ ایرانی آنقدر وجود دارد، که من هیچ طرفی را برنمیگزینم. |
| متوقف در جستوجو (پرسشگر) | عدم «موافقت» ، «مخالفت» یا «میانهگرایی» نسبت به گزاره و تداوم جستوجو توقف در اعلام نظر + استمرار تحقیق و پرسشگری برای کشف حقیقت و سپس اعلام موافقت، مخالفت یا گزینش میانهگرایی مثال: گزاره « فرهنگ ایران ظرفیتهای فراوانی دارد» برای من مهم است، اما در حال تحقیق بیشتری هستم و به خودم زمان میدهم تا بتوانم طی در آینده دور یا نزدیک موافقت یا مخالفت یا میانه و ندانم گرایی را برگزینم. |
| معلق | تعلیق تعمدی تحقیق دربار گزاره y علیرغم آگاهی از اهمیت موضوع و ضرورت اعلام نظر شخص به هر علت یا منفعتی خودش را از تحقیق به منظور انتخاب یکی از اطراف قضیه معاف دانسته است و چون تعمداً تحقیقی نمیکند، هیچیک از جوانب «موافقت» ، «مخالفت» یا «میانهگرایی» نسبت به گزاره را نمیتواند برگزیند. میداند باید موضع بگیرد اما موضع نمیگیرد. |
به علت شرایط موجود، از بیان مثالهای روز و سیاسی اجتناب شده است!
دستاورد دستهبندی بالا
- آگاهی از تنوع موضعگیریها و حق انتخاب ما برای برگزیدن یکی از هفت موضع به جامعه کمک میکند، دگرپذیری و تکثرگرایی را راحتتر به رسمیت بشناسیم.
- این جدول به ما نشان میدهد سکوت یا عدم انتخاب یکی از سمتهای موافق، مخالف یا میانه به معنای فقدان موضع نیست؛ بلکه خود نوعی «تعیین وضعیت نسبت به موضوع و گزاره» است.
بر این اساس دیگر ما انسان بدون موضع نداریم؛ حتی آن کسی که علیرغم وقوف به اهمیت موضوع، حوصله تحقیق و تعمق ندارد، باز هم موضع (موضع تعلیق) گرفته است.
شخصی هم که اساسا موضوعات مهم جامعه برایش اهمیت ندارد، نیز بر اساس دسته بندی بالا دارای موضع (موضع خنثی) است.
- تعیین وضعیت آگاهانه نسبت به موضوع و احترام به پوزیشنهای غیرمتعین (معلق، ندانم گرا و پرسشگرانه)، نخستین گام برای گذار از هرج و مرج فکری به سوی بلوغ عقلانی در بسترهای سیاسی، علمی و مدنی است.
چند تذکر:
– سکوت در موضع گیری در دستهبندی بالا جا نمیگیرد؛ اجمالاً اینکه سکوت هنگام موضع گیری علیرغم شباهتش به موضعگیری معلق، عین این موضع نیست.
کسی در وقت موضعگیری سکوت میکند، شاید موضعش موافقت یا مخالفت با یک گزاره باشد و خودش از این موضوع با خبر است؛ اما به عللی مثل ترس احتیاط میکند و علنی موضع خویش را بیان نمیکند.
– لازم به ذکر است از میان هفت موضع بالا، گاهی موضعگیری خنثی و معلق واجد وصف ضد ارزش و خلاف اخلاق دانسته میشود.
– نقدی بر موضع پرسشگری وارد است که آن را نه یک «موضع»، بلکه صرفاً «مسیری» برای رسیدن به موافقت یا مخالفت میداند و فرد پرسشگر را در دسته «موضع معلق» قرار میدهد.
با این وجود باید دانست پرسشگری یک «موضع زمانمند» (Time-bounded Position)است. پرسشگر با اعلام تمایل خود به تداوم جستجو، در واقع نسبت به موضوع یا گزاره «تعیین وضعیت» کرده است. او آگاهانه اعلام میکند که فرآیند کشف حقیقت برای او بر نتیجهگیری شتابزده تقدم دارد. این افراد دشمنانِ سوگندخورده یقینهای ناگهانی، فراگیر و هیجانی هستند. و در انتها برای تمرین بیشتر، یک سوال:
با توجه به وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، نسبت به وضعیت موجود و پیشنهادی درباره آینده ایران، چه موضعی اتخاذ میکنید؟
انتهای پیام




