تامین اجتماعی و بازی شایستهسالاری! |حمید نجف

حمید نجف در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «تامین اجتماعی و بازی شایستهسالاری!» نوشت:
این روزها سازمان تأمین اجتماعی با برگزاری مراسمها، انتشار گزارشهای رسانهای و تأکید بر «آزمون شایستهیابی» تلاش میکند تصویری تازه از نظام مدیریتی خود ارائه دهد؛ تصویری که قرار است نشان دهد مسیر انتصابات از روابط شخصی جدا شده و به سمت ارزیابی حرفهای حرکت کرده است. اما مسئله اصلی نه در برگزاری آزمونها، بلکه در نقطهای عمیقتر نهفته است، آیا شایستهسالاری از رأس ساختار آغاز شده است؟
افکار عمومی بهدرستی میپرسد اگر معیار انتخاب، رقابت تخصصی و ارزیابی حرفهای است، ترکیب هیئتمدیره، هیئتامنا و مدیران عالی سازمان بر اساس کدام فرآیند رقابتی شکل گرفته است؟ چرا درباره سازوکار انتخاب تصمیمگیرندگان اصلی، شفافیتی مشابه آنچه برای بدنه سازمان تبلیغ میشود وجود ندارد؟
واقعیت آن است که در دهههای اخیر، سازمان تأمین اجتماعی بیش از آنکه یک نهاد بیمهای صرف باشد، به یکی از مهمترین کانونهای قدرت اداری و اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ نهادی با منابع عظیم و شبکه گسترده شرکتها و هلدینگهای اقتصادی. طبیعی است که چنین جایگاهی همواره محل رقابت جریانهای سیاسی و مدیریتی باشد. نتیجه این رقابت، شکلگیری چرخهای از انتصابات بوده که در بسیاری موارد نه از مسیر تخصص بیمهای، بلکه از مسیر نزدیکیهای سیاسی، توصیهها و پیوندهای نهادی عبور کرده است.
در چنین ساختاری، آزمونهای شایستهیابی اگر فقط برای سطوح میانی اجرا شود، بهجای اصلاح، کارکردی نمادین پیدا میکند. کارکنان باید از فیلتر ارزیابی عبور کنند، اما تصمیمگیرندگان اصلی خارج از همان قاعده انتخاب میشوند. این دوگانگی در انتصاب دقیقاً همان نقطهای است که اعتماد سازمانی را فرسایش میدهد. نمونههای متعدد در سالهای گذشته نشان داده است که جابهجایی مدیران میان وزارتخانه، نهادهای وابسته و شرکتهای تابعه، اغلب در قالب شبکهای محدود از مدیران تکرارشونده رخ داده؛ افرادی که صرفنظر از تغییر دولتها، در موقعیتهای مختلف بازتولید میشوند. این الگو بیش از آنکه نشانه گردش نخبگان باشد، یادآور گردش حلقههای قدرت است.
پیامد چنین روندی را میتوان در عملکرد مجموعههای اقتصادی وابسته، از جمله هلدینگها و شرکتهای زیرمجموعه مشاهده کرد؛ جایی که بهرهوری پایین، تصمیمهای پرهزینه و فاصله محسوس میان منابع عظیم صندوق و رضایت ذینفعان، بارها مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است. وقتی مدیریت بر پایه پاسخگویی حرفهای شکل نگیرد، حتی بهترین سیاستها نیز در اجرا فرسوده میشوند.
مسئله امروز تأمین اجتماعی کمبود آزمون نیست؛ کمبود اعتماد است. اعتماد نیز نه با مراسم ساخته میشود و نه با تیترهای تبلیغاتی، بلکه با شفافیتی آغاز میشود که از خود مدیران شروع شود. اگر قرار است شایستهسالاری باور شود، باید نخست در جایی دیده شود که قدرت واقعی حضور دارد. بیمهشدگان و بازنشستگان صاحبان واقعی این سازماناند. منابعی که امروز صرف تبلیغ اصلاحات میشود، حاصل سالها پرداخت حقبیمه کارگران و کارمندان است. آنان حق دارند بدانند آیا تحول واقعی در حال وقوع است یا صرفاً روایت تازهای از همان سازوکار قدیمی ارائه میشود.
شایستهسالاری با خبر و مراسم آغاز نمیشود؛ با شفافیت در انتصاب مدیران عالی، انتشار معیارهای انتخاب، پاسخگویی درباره کارنامه مدیریتی و پایان دادن به چرخه انتصابات شبکهای آغاز میشود. تا زمانی که این نقطه اصلاح نشود، آنچه دیده میشود نه استقرار شایستهسالاری، بلکه بازتولید قدرت در پوشش شایستهسالاری خواهد بود.
انتهای پیام




