رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار «انصاف نیوز» قرار داد، نوشت:
با گذشت بیش از ۴۷ سال از تاریخ پر فراز و نشیب جمهوری اسلامی ایران که از اولین روز پیروزی نهضت و تأسیس جمهوری، آماج تهدیدات، دسایس و حملات پیدا و پنهان در ابعاد متفاوت و لایههای مختلف و متکثر بوده و در قالب مقابله به مثل و به شکلی متواتر، در دفاع از کیان ملی، حراست از تمامیت ارضی و حفظ و تداوم ساختار سیاسی، تدابیر مختلفی در طول این سالیان متمادی به کار گرفته شده است.
ایران با توجه به موقعیت ژئواستراتژیک، ژئوپلتیک و ژئواکونومیک خود در هارتلند انرژی جهان و قرارگیری در نقطه اتصال کریدورهای ارتباطی شرق و غرب و شمال و جنوب این پهنه استراتژیک در جهان، همواره مورد طمع قدرتهای مسلط جهانی در همه ادوار و ازمنههای تاریخی بوده است. پس از برقراری نظم نوین پساجنگ جهانی و با پیروزی انقلاب اسلامی و جدیت و همیت در مسیر استقلالگرایی در قالب نظام تازهتأسیس، این طمعورزی شیب مضاعف و متواتری به خود گرفت که در شمارگان سه جنگ تحمیلی، نبرد متداوم و تمامعیار اقتصادی و فشارهای مضاعف سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک در طول چند دهه اخیر جلوهگر شده است.
اکنون در یکی از حساسترین و پرتلاطمترین مواقع از این نبرد سیال و چندبعدیِ چند دههای که بیش از هر زمان و برهه دیگری، جلوههای ملموس آن در نبرد تمامعیار نظامی و تجاوز مستقیم و همهجانبه دشمن آمریکایی-صهیونیستی جلوهگر شده و پای تمامیت ارضی و کیان ملی کشور بیش از پیش در میان است و زخمهای عمیقی بر پیکره میهن، انقلاب و نظام فرود آمده است.
در اقدامی بههنگام و سنجیده و مبتنی بر هوشیاری و تدبیر ارکان مختلف ساخت و ساختار قدرت در نقطه کانونی و محوریت و نقطه ثقل گرانیگاه مرکزی خود، شاهد برآمدن سومین رهبر تاریخی جمهوری اسلامی ایران هستیم.
اگر امامین انقلاب اسلامی، یکی به عنوان بنیانگذار و دیگری به عنوان علمدار جبهه مقاومت و ایستادگی در طول این ۴۷ سال، ایران اسلامی را در قالب یک نظام مقتدر و پابرجا در میان همه تلاطمها به جایگاه کنونی در نقطه توجه قدرت سیاسی و نظامی در مهمترین منطقه جهان تبدیل کرده و به این بزنگاه تاریخی رساندند، اکنون انتخاب رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران، آن هم در چنین غوغای بیسابقه و پرتلاطمی، میتواند در تثبیت و بالفعلسازی هر آنچه در همه این سالها تمهید و تدارک دیده شده و آجر به آجر سنگ بنای آن چیده شده است، صحنه معادلات را برای همیشه و تا دور زمانی قابل توجه برای تثبیت جایگاه و موقعیت ایران در نظم نوین جهانی برآمده از پساابرجنگ منطقهای اخیر مشخص و معلوم سازد.
دیگر سخن از جنگهای نامتقارن، معادلات نامتوازن و مبتنی بر معادلات مجهول و خطوط نامشخص و برقراری موازنه منفی در معادلات منطقهای و تخاصم چند دههای نیست؛ اکنون هنگامه مشخص شدن نظم و استقراری است که تا دههها میتواند نقشه ژئوپلتیکی و موازنات منطقهای را مشخص و معلوم کند.
آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای در چنین فضایی و موقعیتی، عهدهدار محوریت نظام، پیشقراولی و سکانداری ایران اسلامی شده است. او که سالهای سال در محضر پدر شهیدش تلمذ کرده و مشق سیاستورزی کرده و تجربه اندوخته است، هرچند در پیامد یک حادثه غیرمنتظره بر مصدر امور قرار گرفته است، اما میتوان گفت در این شرایط خاص و فوقالعاده، اخصترین فرد برای پذیرش مسئولیت در این بحبوحه خطیر است.
او سکانی را در اختیار گرفته که ۳۶ سال پدرش با ناخداگری در میانه همه تلاطمها، آن را ساخته و پرداخته و به سوی ساحلی رهنمون کرده که اکنون پایههای مستحکم و زیربنایی آن برای چنین روزهایی، خشت به خشت چیده شده است و میتوان به جرات گفت هیچکس همانند او، از درون و به شکلی ملموس و دوابعادی نسبت به آن، اشراف و جامعیت عملکردی برای ادامه این مسیر ندارد.
شاید سید مجتبی همانند پدرش در هنگام تصدی جایگاه رهبری تجربه مدیریتی نداشته باشد و همانند امام راحل، بنیانگذار، در مرتبه فقهی ایشان نباشد، اما او در ۵۶ سالگی با تجربه همه این سالهای سپری شده و تلمذ در محضر امام شهید و آشنایی و نضجگیری در متن و بطن انقلاب و رهبری امامین انقلاب، اندوخته و کولهباری منحصربهفرد برای اداره کشور در این بزنگاه حساس و خطیر فعلی در ساخت و ساختار قدرت دارد و میتوان گفت استراتژیکترین تصمیم تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی در این مهمترین موقعیت آن شکل گرفته است.
به امید نصرت و پیروزی ملت بزرگ ایران در سایهسار رهبری و زعامت رهبر سوم انقلاب اسلامی و پیروزی ملت رشید و فرهیخته ایران در بزنگاه حساس کنونی.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید