شکاف عدالت در سلامت

حمیدنجف، روزنامه نگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «شکاف عدالت در سلامت» نوشت:

پس از ناتوانی های بیمه پایه و بیمه های تکمیلی، در ارائه خدمت درمانی بهینه به مردم، چند سالی است که طرحی جدید بصورت چراغ خاموش با عنوان بیمه توامان در برخی دستگاه‌های دولتی ایجاد شده است؛ طرحی که بنا بر برخی گزارش‌ها، سطح بالاتری از خدمات درمانی را برای گروهی محدود از کارکنان و مدیران فراهم می‌کند.

مسئله اما صرفا تغییر نام یا افزودن یک لایه جدید بیمه‌ای نیست؛ مسئله اصلی، شکل‌گیری یک شکاف جدی در عدالت نظام سلامت است. در حالی که دولت از کمبود منابع سخن می گوید، هم‌زمان سازوکارهایی توسعه می‌یابد که دسترسی به بهترین خدمات درمانی را برای گروهی خاص تسهیل می‌کند.

اگر این تصویر دقیق باشد، با یک مسئله اداری روبه‌رو نیستیم؛ با یک مسئله بنیادین در عدالت اجتماعی مواجه‌ایم. مردمی که هزینه درمان را از جیب می‌پردازند، با صف‌های طولانی و محدودیت‌های بیمه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی که برای بخشی از بدنه حاکمیتی، مسیرهای متفاوت و هموارتر تعریف شده است. تداوم چنین روندی، به‌تدریج به نهادینه شدن نوعی تبعیض ساختاری در نظام سلامت منجر می‌شود؛ تبعیضی که نتیجه مستقیم آن، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی است.

نکته نگران‌کننده‌تر آن است که به جای تمرکز بر ساماندهی وضعیت بهداشت و درمان، تقویت نظارت بر مراکز بیمه‌ای و درمانی و اصلاح ساختارهای ناکارآمد، بخشی از دولتمردان در عمل به دنبال طراحی سازوکارهایی هستند که بیش از آنکه ناظر به حل مسئله عمومی باشد، تأمین‌کننده امتیازات ویژه برای خود و حلقه‌های نزدیک به قدرت است.

نمی‌توان از عدالت علوی، از نهج‌البلاغه و از حقوق مردم سخن گفت، اما در عمل سازوکارهایی را پذیرفت که نظام سلامت را طبقاتی می‌کند. عدالت، در شعار معنا ندارد؛ در کیفیت دسترسی واقعی مردم به درمان معنا پیدا می‌کند. اگر منابعی برای خدمات درمانی باکیفیت وجود دارد، این حق همه مردم است؛ و اگر منابع محدود است، این محدودیت باید برای همه یکسان اعمال شود، نه اینکه تنها مردم هزینه آن را بپردازند.

انتظار عمومی از دولت، به‌ویژه با توجه به پیشینه تخصصی رئیس‌جمهور در حوزه پزشکی، این است که مسیر سیاست‌گذاری در حوزه سلامت به سمت یکسان‌سازی واقعی خدمات درمانی و کاهش تبعیض‌های ساختاری حرکت کند؛ به‌گونه‌ای که فاصله میان سطح دسترسی گروه‌های مختلف به درمان، به حداقل برسد.

در نهایت یک پرسش روشن باقی می‌ماند، چرا هرگاه سخن از مردم است، محدودیت و کمبود مطرح می‌شود، اما هرگاه پای مدیران در میان است، امکان‌ها به‌طور ناگهانی گسترده می‌شود؟

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *