آیت الله سیدمحمدعلی ایازی، دبیر کل مجمع محققین و مدرسین حوزهی علمیهی قم با اشاره به پررنگ شدن مضامین مرتبط با حوادث روز از جمله یاد و خاطرهی شهدای جنگ اخیر در مراسمهای محرم امسال گفت: اشاره به این مسائل طبیعی است؛ مشروط بر آنکه این مضامین در خدمت تبیین و تعمیق پیام عاشورا قرار گیرند و نه اینکه جایگزین آن شوند.
این استاد حوزه در گفتوگویی با انصاف نیوز گفت: باید میان «افزوده شدن مضامین جدید» و «تغییر پیام اصلی» و یا شعارهای بی معنا و تطبیقهای با اهداف گروهی و جناحی تفاوت قائل شد. آنچه در طول تاریخ رخ داده، معمولاً افزودن لایههای تفسیری و کاربردی متناسب با نیازهای زمان بوده است، نه تغییر در اصل واقعه یا پیام مرکزی عاشورا.
امسال در برخی مراسم محرم، در کنار مضامین سنتی عاشورا، به رخدادهای اخیر کشور و همچنین شهدای جنگ ۴۰ روزه گاهی حتی بیش از روضههای مربوط به عاشورا پرداخته شده. از منظر جامعهشناسی دین و آیینهای مذهبی، این وضعیت که نسبت به سالهای قبل متفاوت شده را چگونه ارزیابی میکنید؟
برای پاسخ به این پرسش، مناسب است از زاویه «جامعهشناسی دین»، «کارکرد اجتماعی آیینها» و «تاریخ عزاداری شیعه» و سیر روند سالهای اخیر به موضوع نگاه شود. در یک تحلیل علمی از دو منظر جهت مثبت به این قضیه و جهت انتقادی آن میتوان سخن گفت:
الف: از جهت مثبت آن:
در سنت شیعی، آیینهای محرم هیچگاه صرفاً بازخوانی یک واقعه تاریخی نبودهاند، بلکه همواره میان «حافظه عاشورا» و «مسائل جاری جامعه» پیوند برقرار کردهاند. در دورههای مختلف تاریخ ایران و جهان تشیع، مفاهیمی چون ظلمستیزی، دفاع از سرزمین، مقاومت در برابر تجاوز، عدالتخواهی و ایثار، از دل روایت عاشورا استخراج و با شرایط زمانه بازتفسیر شدهاند. از این منظر، پرداختن به شهدای رخدادهای اخیر یا جنگهای معاصر در مجالس محرم، پدیدهای کاملاً بیسابقه نیست و میتوان آن را نوعی «بهروزرسانی اجتماعیِ پیام عاشورا» دانست.
ب: نگاه انتقادی
اما از جهت انتقادی، آنچه امسال جلب توجه کرده، تغییر در نسبت و میزان این پرداختن است. به نظر میرسد نزدیکی زمانی رخدادهای اخیر و تأثیر عاطفی عمیق آنها بر افکار عمومی موجب شده بخشی از مجالس، بیش از سالهای گذشته و در شکل افراطی آن به بازنمایی این حوادث بپردازند. از منظر جامعهشناختی، جوامع در شرایط بحران، جنگ یا فقدانهای جمعی، از آیینهای دینی برای التیام روانی، بازسازی همبستگی اجتماعی و معنا بخشیدن به رنجهای خود استفاده میکنند. بنابراین حضور پررنگتر شهدای معاصر در برخی منابر را میتوان واکنشی سیاسی به یک تجربه جمعی تازه تلقی کرد.
البته از منظر آیینشناسی دینی، یک نکته مهم نیز وجود دارد. سرمایه نمادین و هویتبخش محرم، در محوریت واقعه کربلا و شخصیتهای عاشورایی و اهداف مهم آن یعنی مبارزه با ستم، برجسته کردن حقوق مردم، توجه به رنج و فقر و فشار طبقات جامعه و زخمهای نهفته در آن در اثر حوادث دیماه و وقایع پیش از این اتفاقات مهم است. اگر رخدادهای روز کاملاً جایگزین روایت عاشورا شوند، ممکن است کارکرد اصلی این آیین تضعیف شود؛ اما اگر حوادث معاصر در چارچوب اهداف و ارزشهای آن در «امتداد تاریخی فرهنگ عاشورا» با همان شعارهای جامع تفسیر شوند، نه در عرض آن و نه به جای آن، میتوانند به فهم عینیتر پیامهای کربلا کمک کنند. در نتیجه، از نگاه جامعهشناسی دین، آنچه مشاهده میشود بیشتر نشانه پویایی و انطباقپذیری آیینهای مذهبی با شرایط اجتماعی است؛ اما از نگاه الهیاتی و آیینی، حفظ توازن و تعادل و تأکید بر «حافظه جاودانه عاشورا» و «مسائل روز جامعه» شرط ماندگاری و اثرگذاری این سنت دینی خواهد بود.
۲. آیا میتوان گفت آیینهای محرم در دورههای مختلف تاریخ، متناسب با شرایط اجتماعی و سیاسی هرزمان، مضامین جدیدی را در کنار پیام اصلی عاشورابازتاب دادهاند؟
از منظر تاریخی و جامعهشناختی میتوان با اطمینان گفت که آیینهای محرم در طول تاریخ، ضمن حفظ هسته اصلی خود یعنی یادآوری نهضت امام حسین(ع)، همواره بازتابدهنده دغدغهها و مسائل هر عصر نیز بودهاند.
در واقع، یکی از عوامل ماندگاری عاشورا همین ظرفیت بالای آن برای گفتوگو با شرایط متغیر جوامع مختلف است. پیامهای بنیادین عاشورا ـ مانند عدالتخواهی، مبارزه با ظلم، حفظ کرامت انسانی، امر به معروف و مسئولیت اجتماعی ـ مفاهیمی فراتاریخیاند و به همین دلیل در هر دورهای میتوانند با مسائل روز پیوند پیدا کنند. برای نمونه، در دورههای مختلف تاریخی شاهد برجسته شدن مضامین متفاوتی در مجالس محرم بودهایم:
در برخی دورهها، تأکید اصلی بر حفظ هویت شیعی و مقاومت فرهنگی در برابر فشارهای سیاسی و مذهبی بوده است.
در عصر مشروطه، بسیاری از خطیبان و وعاظ از مفاهیم عاشورایی برای تبیین عدالت، قانونگرایی و مقابله با استبداد بهره میگرفتند.
در دوران مبارزات ضد استعماری در برخی کشورهای اسلامی، محرم بستری برای تقویت روحیه مقاومت و استقلالخواهی شد.
در سالهای دفاع مقدس در ایران نیز مفاهیمی مانند ایثار، شهادت و دفاع از سرزمین در پیوند با فرهنگ عاشورا برجستهتر شدند.
این تحولات نشان میدهد که محرم صرفاً یک آیین یادمانی ثابت نیست، بلکه نوعی «حافظه زنده دینی» است که در هر عصر، مسائل جدید را در پرتو الگوی کربلا معنا میکند.
البته باید میان «افزوده شدن مضامین جدید» و «تغییر پیام اصلی» و یا شعارهای بی معنا و تطبیقهای با اهداف گروهی و جناحی تفاوت قائل شد. آنچه در طول تاریخ رخ داده، معمولاً افزودن لایههای تفسیری و کاربردی متناسب با نیازهای زمان بوده است، نه تغییر در اصل واقعه یا پیام مرکزی عاشورا. به تعبیر دیگر، عاشورا متن ثابت است، اما خوانشها و تأکیدهای اجتماعی پیرامون آن میتوانند متناسب با شرایط تاریخی دگرگون شوند.
از این رو، از نگاه جامعهشناسی دین، انعکاس مسائل اجتماعی، سیاسی و حتی رخدادهای ملی در آیینهای محرم امری طبیعی و تاریخی است؛ مشروط بر آنکه این مضامین در خدمت تبیین و تعمیق پیام عاشورا قرار گیرند و نه اینکه جایگزین آن شوند. در چنین حالتی، آیین محرم هم اصالت تاریخی خود را حفظ میکند و هم توانایی پاسخگویی به نیازهای معنایی و اجتماعی نسلهای مختلف را از دست نمیدهد.
برخی معتقدند برجسته شدن موضوعات روز درمراسم محرم میتواند به انتقال پیام عاشورا در بستر مسائل معاصر کمک کند و برخی دیگر نگران کمرنگ شدن محوریت امام حسین هستند. از نگاه شماچگونه میتوان میان حفظ محوریت عاشورا و پرداختن به مسائل روز تعادل برقرار کرد؟
به نظر میرسد تعادل میان این دو، نه در حذف مسائل روز و نه در حاشیهراندن عاشورا، بلکه در تعریف نسبت صحیح میان آنهاست. مسئله اصلی این نیست که آیا باید از مسائل معاصر سخن گفت یا نه؛ بلکه این است که این مسائل در چه جایگاهی نسبت به عاشورا قرار میگیرند.
از منظر دینی و جامعهشناختی، عاشورا «متن اصلی» و مسائل روز «زمینههای تطبیق و تفسیر» هستند. یعنی ابتدا باید پیام، ارزشها و اهداف نهضت امام حسین(ع) بهدرستی تبیین شود و سپس رخدادهای معاصر در پرتو آن فهم و تحلیل گردند. در این صورت، عاشورا نقش معیار و قطبنما را خواهد داشت و مسائل روز به مثابه مصادیق و نمونههایی برای فهم بهتر آن مطرح میشوند.
به بیان دیگر، اگر در یک مجلس، حادثهای معاصر بهانهای برای بازخوانی مفاهیمی چون ایثار، مقاومت، عدالتخواهی، دفاع از مظلوم و مسئولیت اجتماعی باشد، در واقع عاشورا محوریت خود را حفظ کرده است.
اما اگر روایتهای روز بهگونهای مطرح شوند که واقعه کربلا صرفاً به حاشیه رانده شود یا به مقدمهای کوتاه برای پرداختن به موضوعات دیگر یا خدای نکرده برای اهداف دیگر و تخریب شخصیت ها تبدیل گردد، طبیعی است که نگرانی درباره کمرنگ شدن محوریت عاشورا شکل بگیرد.
در تاریخ تشیع نیز معمولاً موفقترین و ماندگارترین منابر و مجالس، آنهایی بودهاند که میان این دو سطح تفکیک قائل شدهاند؛ یعنی از یک سو ریشههای معرفتی و معنوی حادثه کربلا را حفظ کردهاند و از سوی دیگر نشان دادهاند که عاشورا یک واقعه محصور در سال ۶۱ هجری نیست، بلکه الگویی زنده برای مواجهه با مسائل هر عصر است. از این منظر میتوان سه اصل را برای حفظ این تعادل پیشنهاد کرد:
محوریت روایت کربلا؛ به این معنا که شخصیت امام حسین(ع)، اهداف نهضت و پیامهای عاشورا همچنان کانون اصلی مجلس باقی بمانند.
تبیین مسائل روز در ذیل ارزشهای عاشورایی؛ نه اینکه عاشورا در ذیل حوادث روز تفسیر شود، بلکه حوادث روز در پرتو عاشورا معنا یابند.
پرهیز از مصرف سیاسی یا مقطعی عاشورا؛ زیرا هرچه پیوند با مسائل روز بر ارزشهای انسانی، اخلاقی و دینی عاشورا استوارتر باشد، ماندگارتر و فراگیرتر خواهد بود.
از منظر فقهی و تاریخی، آیا پرداختن به شخصیتهای معاصر در کنار ذکر مصائب و پیامهای عاشورا، سابقهای در سنت عزاداری شیعه دارد؟ حدود و چارچوب آن چیست؟
در پاسخ به این پرسش، تفکیک میان «سابقه تاریخی» و «حکم فقهی»اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است پدیدهای از نظر تاریخی سابقه داشته باشد،اما حدود و ضوابط آن از منظر فقهی نیازمند کشف ملاک و تطبیق آن بر حوادث جاری و تبیین علمی آن میباشد.
از منظر تاریخی، سنت عزاداری شیعه مبتنی بر پیامها و شعارهای امام حسین و تکیه بر وجه مظلومیت آن حضرت بوده است. در دورههای مختلف،خطیبان و مرثیهسرایان در کنار ذکر مصائب اهلبیت(ع)، از عالمان دینی، مجاهدان، شهدا و شخصیتهایی که در نگاه جامعه شیعی ادامهدهنده راهحق و عدالت تلقی میشدند نیز یاد کردهاند.
بهویژه در دوران مبارزات ضداستبدادی، نهضتهای آزادیخواهانه و نیز در سالهای دفاع مقدس، نامشهدا و شخصیتهای معاصر در کنار مفاهیم عاشورایی در مجالس محرممطرح میشد. این امر نشان میدهد که حافظه عاشورا در فرهنگ شیعی غالباً با حافظه تاریخی جامعه مؤمنان پیوند خورده است.
اما از منظر فقهی، اصل یادکرد از مؤمنان صالح، شهدا، عالمان وشخصیتهای اثرگذار در مجالس دینی، و توجه به هدف و غایت نهضت نه تنها فینفسه منعی ندارد؛ بلکه مفید و ضروری است. البته مشروط بر آنکه بهاهداف مشروع دینی، اخلاقی و تربیتی خدمت کند. آنچه در منابع فقهی وسیره عالمان بیشتر مورد تأکید قرار گرفته، حفظ حرمت مجلس اهلبیت(ع) وصیانت از هدف اصلی عزاداری و سوء استفاده نکردن برای مقاصد خاص است. بر این اساس، میتوان چند چارچوب را برای این موضوع برشمرد:
محوریت اهلبیت(ع) و عاشورا حفظ شود. مجلس محرم اساساً برای احیاییاد و پیام امام حسین(ع) و یاران ایشان برپا میشود و سایر موضوعات بایددر ذیل این محور قرار گیرند.
شخصیتهای معاصر به عنوان مصادیق ارزشهای عاشورایی معرفی شوند،نه همتراز با شخصیتهای کربلا. در فرهنگ شیعی، میان الگوهای معصوم وشخصیتهای غیرمعصوم تفاوتی روشن وجود دارد و این مرز باید حفظ شود.
از اغراق، اسطورهسازی و نسبتهای غیرمستند پرهیز شود. از این همانی کردن بپرهیزند و همانگونه که در نقل وقایع عاشورا بر صحت و اعتبار تأکیدمیشود، درباره شخصیتهای معاصر نیز در سطح و جایگاه خود و نه مبالغه و بزرگنمائی باشد.
کارکرد تربیتی و معرفتی بر جنبههای احساسی و سیاسی صرف غلبه داشته باشد. یادکرد از شهدا و چهرههای معاصر زمانی بیشترین اثر را دارد که بهتبیین ارزشهایی چون ایثار، وفاداری، مسئولیتپذیری و دفاع از حق و توجه به مشکلات مردم و مسائل عینی بینجامد.
از این رو، میتوان گفت که هم از نظر تاریخی سابقه چنین رویکردی در سنتشیعی وجود دارد و هم از نظر فقهی اصل آن قابل قبول است؛ اما مشروعیتو کارآمدی آن وابسته به رعایت این اصل بنیادین است که شخصیتهایمعاصر در «امتداد فرهنگ عاشورا» معرفی شوند، نه اینکه جایگاه همعرض امام حسین و رقیبی برای محوریت امام حسین(ع) و حادثه کربلا پیدا کنند.
به نظر شما اقبال بخشی از هیئتها به طرحموضوعات مرتبط با حوادث اخیر در محرم امسال، بیشتر ناشی از شرایط ویژه کشور و جنگ اخیر بودیا میتوان آن را بخشی از روند تحول گفتمان هیئتهای مذهبی دانست؟
به گمان من، تحلیل دقیق این پدیده نیازمند پرهیز از نگاههای تکعاملی است. واقعبینانهتر آن است که بگوییم آنچه در محرم امسال مشاهده شد، حاصل همزمانی دو عامل بود: از یک سو شرایط ویژه کشور و تأثیرات عاطفی و اجتماعی جنگ اخیر و مسائل و مشکلات جامعه و شکافهای ایجاد شده بود، و از سوی دیگر روندی تدریجی در تحول گفتمان بخشی از هیئتهای مذهبی در دهههای اخیر و تقویت جریان مداحیگری.
عامل نخست، یعنی شرایط خاص کشور، احتمالاً نقش تعیینکنندهتری در برجسته شدن این موضوعات در محرم امسال داشته است. در جامعهشناسی آیینها، معمولاً هنگامی که یک جامعه با رخدادهای بزرگ و پرهزینهای مانند جنگ، بحرانهای ملی یا فقدانهای گسترده مواجه میشود، آیینهای دینی به بستری برای سوگواری جمعی، بازسازی همبستگی اجتماعی و معنا بخشیدن به تجربههای تلخ تبدیل میشوند. از این منظر، طبیعی است که شهدای جنگ اخیر و پیامدهای آن در فضای عاطفی و محتوایی هیئتها بازتاب بیشتری پیدا کرده باشند.
اما در عین حال، نمیتوان این وضعیت را صرفاً واکنشی مقطعی دانست. واقعیت این است که بخشی از هیئتهای مذهبی با هدایت جریانی خاص در سالهای اخیر به سمت طرح گستردهتر مسائل اجتماعی، فرهنگی، هویتی و حتی تمدنی حرکت کردهاند. در گذشته نیز هیئتها تنها محل ذکر مصیبت نبودند؛ بلکه با وجود مداحانی فرهیخته و شاعرانی نامآور کارکردهای آموزشی، اجتماعی داشتهاند. امروز نیز بسیاری از هیئتها میکوشند میان میراث عاشورا و مسائل روز جامعه ارتباط برقرار کنند بعضا برای تخریب جریان مقابل و برای خراب کردن مذاکره گوئی آنان سخنگوی امام حسین و طرف مقابل در حال بیعت با یزید هستند.
البته آینده این روند به یک عامل مهم بستگی دارد: اینکه هیئتها چگونه نسبت میان «هویت عاشورایی» و «مسائل روز» را تعریف کنند. اگر موضوعات معاصر در چارچوب ارزشهای ماندگار عاشورا تبیین شوند، این تحول میتواند به پویایی و اثرگذاری بیشتر هیئتها بینجامد. اما اگر حوادث مقطعی و روزمره بر متن اصلی عاشورا غلبه پیدا کنند، ممکن است هیئت بخشی از کارکرد هویتی و معنوی خود را از دست بدهد.
از این رو، ارزیابی متوازن آن است که محرم امسال را نه صرفاً محصول شرایط جنگی بدانیم و نه صرفاً نتیجه تحول گفتمانی هیئتها؛ بلکه حاصل تلاقی این دو روند تلقی کنیم: شرایط استثنایی کشور، زمینه بروز و تشدید گرایشی را فراهم کرد که ریشههای آن از پیش در بخشی از فضای هیئتی و مذهبی شکل گرفته بود.
انتهای پیام



