از بمب‌افکن‌های آمریکایی تا خالص‌سازان داخلی | رضا رئیسی

رضا رئیسی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

در فضای گرگ و میش پسا امضای تفاهم‌نامه که دیپلمات‌ها در ژنو مشغول چک و چانه‌زنی هستند و قصد دارند، ساز دیپلماسی را کوک نواخته و بر سمفونی غرش موشک و نفیر گلوله توفق دهند  و در سوی دیگر در واشنگتن و تهران و تل‌آویو نیز سیاستمداران و رسانه‌ها هر یک ساز خود را می‌نوازند و می‌خواهند فضای مطلوب‌شان را در افکار عمومی طنین‌انداز کنند، در اردوگاه داخلی شاهد کنش و واکنش‌هایی از سوی برخی طیف‌ها و چهره‌ها و رسانه‌ها هستیم که در بهترین حالت به مثابه گل به خودی به حساب می‌آید و در واقع خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمنان این مرز و بوم می‌ریزد و در این برهه سرنوشت ساز، کفه موازنه حداقل در افکارعمومی را به سمت و سوی رقیب و دشمن، توازن می‌بخشند. 

این خیال خام و پندار ساده‌انگارانه‌ای است، اگر فکر کنیم، تقابل و تنازع میان ایران و آمریکا محدود و محصور به نبردهای نظامی و ملموس و محسوس یک سال اخیر است، حداقل بیش از دو دهه است که ما درگیر در جنگ تمام عیار اقتصادی با طرف آمریکایی هستیم و بخش عدیده‌ای از مشکلات چندین و چند سال اخیر بروز یافته در سطوح و لایه‌های مختلف و متکثر جامعه ما برآمده و ریشه گرفته از همین تحدیدات اقتصادی دشمن است اما با چه سلاح و حربه و دستاویزی توانسته‌ایم، تاب آورده و از این پیچ های سخت و صعب گذر کنیم، پاسخی که من به این سوال کلیدی و حساس می‌دهم، حفظ روحیه ملی و حراست از نهال امید جمعی است، تکانه‌های شدید ما را نحیف و ضعیف کرد اما ما با حفظ روحیه جمعی نگذاشتیم که رشته‌ها از هم بگسلد، ما کنار هم ایستادیم و با اتحاد و انسجام ملی به جنگ تورم و دلار و تحریم و فشارهای اقتصادی و اجتماعی و در نهایت بمب و موشک و اف ۳۵ و ناوهواپیامبر رفتیم و دوام آوردیم.

و بدون هیچ کلیشه‌گویی و گفتار شعاری پیروز قاطع میدان جنگی شدیم که بزرگترین ارتش و قدرت نظامی طول تاریخ جهان نتوانست با یاری تمام متحدانش، حتی به یکی از اهداف از پیش طراحی شده و اعلامی خود دست یابد. حال عده‌ای در داخل از همان آغازین لحظاتی که زمزمه‌های وقوع آتش بس و حصول توافق و تفاهم به میان آمد، بدون اندک تامل و تعلل و مسامحه و ملاحظه‌ای، هرگونه حرکت در مسیر تنش زایی را دال بر سازش و تسلیم و در نهایت ضعف و خلل و نقصان در اردوگاه داخلی ارزیابی کرده و غلیه آن گفته و نوشته‌اند و می‌گویند و می‌نویسند. در واقع آنان، فارغ از کم و کیف تفاهم به امضا رسیده و فارغ از اینکه در اجرا چه نتایجی در بر خواهد داشت، هرگونه مذاکره و معامله و توافق و تفاهمی با دشمن را به مثابه شکست جبهه خودی در برابر دشمن آمریکایی صهیونی، قلمداد می کنند. 

حال آنکه در پایان هر جنگ و مخاصمه‌ای، گریزی از گفاگو و مذاکره برای نقد دستاوردهای میدانی نیست، مگر اینکه توانایی حذف و هدم دشمن و رقیب در میدان نبرد فراهم شود که چنین چیزی برای هیچ یک از طرفین ممکن و میسر نیست. از طرف دیگر در هر مذاکره و تفاهم و در نهایت توافقی، داد و ستد و امتیازگیری و امتیاز دهی وجود دارد و اینکه بی محابا روی امتیازدهی‌ها مانور داده شده و جبهه خودی را زیر ضرب ببریم، از هیچ منظری همخوان با منافع ملی نیست. 

سید عباس عراقچی در آخرین گفتگوی خود در صدا و سیما به نکته جالبی اشاره کرد، او گفت علت دو بار حمله دشمن در هنگام مذاکره آن بود که آنان با مقاومت و ایستادگی تیم دیپلماسی نتوانستند به اهداف خود برسند و از بُعد نظامی شانس خود را آزمودند، از طرف دیگر بدون هیچ سوگیری و جهت گیری منطبق بر عرق ملی، واضح و مبرهن است که کفه موازنه در شرایط کنونی به سمت ایران چربش دارد، فقط با یک قیاس و وضوح ساده و آن این است که دشمن به هیچ یک از اهداف از پیش طراحی شده خود نرسید و بعد از امضای تفاهم نیز شاهد بازگشت ثبات و بهبود مولفه های اقتصاد داخلی هم بوده‌ایم. 

بله آمریکای ترامپ جنایتکار نه قابل اعتماد است نه شایسته آن، اما ما به توانایی خودمان و فرزندان غیور کشورمان در میدان و دیپلماسی و در قالب حفظ اتحاد و انسجام داخلی اعتماد و اطمینان داریم، فارغ از اینکه نتیجه مذاکرات ژنو یا دیگر ادوار مذاکراتی در پسا تفاهم و پیشا توافق احتمالی چه باشد، ایران تا اینجای کار برنده این جدال حساس و تعیین کننده بوده و کاری که ابر قدرت نظامی جهان با بمب افکن‌های مدرن و مهلک خود و ناوهای پرشمار در محاصره دریایی از پس آن بر نیامد و نتوانست یک ملت را تسلیم و وادار به سازش کند، عده‌ای در داخل با گفتارها و رفتارهای خود در صدد القای آن به افکار عمومی داخلی هستند. 

جریان خالص سازی که با تعبیر نغز شهید فیلسوف، خودش را در متن و بطن همه تحولات می‌خواهد و در غیاب نقش تعیین کننده، زیر میز بازی می‌زند و به قول عامیانه مانیفست سیاسی آنان این است که دیگی که سر من در آن نجوشد…

خلاصه آنکه نه به آمریکا اعتمادی هست و نه به نتانیاهو اعتباری و نقد و مطالبه‌ گری هم حق آحاد و یکان یکان شهروندان ایرانی، اما نباید از نظر دور داشت که فرق کهکشانی میان نقد سازنده و خیرخواهانه و منطبق بر منافع ملی است تا تسویه حساب‌های سیاسی و جناحی و ایرادگیری‌های ملانقطی. 

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *