دیپلمات‌ترین غیر دیپلمات | رضا رئیسی 

رضا رئیسی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

این روزها که پایتخت ایران ردای عزای زعیم امت و قائد شهید ملت را بر تن کرده و دوستداران خامنه‌ایِ شهید گرداگرد هم آمده‌اند تا وداع آخر با پیکر مطهر را به حد وسع، ماندگار و تاریخی برگزار کرده و رهبر شهید را در جمع مردمی که عاشقانه دوست‌شان می‌داشت، بدرقه کنند، بی مناسبت نیست که به یکی از زوایای حکمرانی آن رهبر کبیر پرداخته و چند سطری را قلمی کنم. 

بی گمان زعامت و حکمرانی ۳۷ ساله آیت الله سیدعلی خامنه‌ای بر کشوری چون ایران آن هم در قامت دومین رهبر انقلاب اسلامی و جایگزینی خمینیِ کبیر با مختصات و مشخصات غامض و پیچیده اتمسفر سیاسی و سپهر اجتماعی و فرهنگی ایران کار سهل و آسانی نیست و بسیار فراتر از این مقال را می‌طلبد.

اما اگر بخواهیم یکی از نقاط عطف و وجوه ممتاز و متمایز رهبری آیت الله شهید را در دوران حکمرانی در جمهوری اسلامی مورد اشاره و التفات قرار دهیم که بر بسیاری از وجوه و شقوق مختلف و متکثر جامعه اثرگذار بود و می‌توان گفت نظر آیت الله در این حوزه پایه گذار بسیاری از تحولات و اتفاقات در سطوح دیگر و برهه‌های پیامدی شد، باید به  نگاه منحصر به فرد او در حوزه سیاست خارجی اشاره کنیم. 

آیت الله شهید در یکی از سخنرانی‌های معروف خود جمله‌ای بسیار پر بسامد را عنوان کرده و گفتند: «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام» ادای این جمله از سوی برخی طیف ها و جناح ها دال بر این گزاره و گزینه گرفته شد که ایشان مخالف مذاکره و دیپلماسی و پیگیری روندهای دیپلماتیک هستند و عمق و روح این جمله رهبر شهید انقلاب را وفق نظرگاه خود تعبیر و تفسیر کردند اما بررسی سیره و مشی رهبری در طول این ۳۷ سال نشان از نکته دیگری می‌دهد. 

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در دوران جهان دوقطبی، انقلابیون ایرانی حرف و مانیفست و پارادایم تازه‌ای در عرصه نظام بین المللی را منادی شدند. کشوری که در پاسداشت استقلال و حراست از تمامیت ارضی خود به جای وابستگی به یکی از بلوکین شرق و غرب و تاسی به دیگر ملل جهان و کشورهای در حال توسعه، متکی به خودش و توانمندی مردمانش عمل می‌کرد و سر تسلیم و سازش و سرسپردگی به قدرت‌های مسلط جهانی را نداشت. 

الگویی که اگر در جهان فراگیر و پر طنین می‌شد، نظم جهانی که همواره بر اساس حکمروایی ابر قدرت‌ها در طول تاریخ ترسیم و تنظیم شده بود، دیگرگونه می‌کرد و حرف تازه‌ای برای تمامی مستضعفان جهان در برابر قدرت مدیران عالم داشت و از همین حیث هم در دهه اول انقلاب و از همان روز پیروزی از توطئه‌های داخلی تا تجاوز نظامی هرگونه تمهید و تدارکی را دیدند تا این انقلاب را ناکام و معدوم سازند.

آیت الله خامنه‌ای که پس از دوران پر التهاب جنگ و تعارضات داخلی سکان زمامداری در دست گرفت، راهبرد اصلی و گرانیگاه مرکزی و نقطه کانونی سیاست خارجی را بر همان نقطه ثقل استقلال گرایی، پرهیز از تسلط پذیری و مقاومت در برابر استکبار جهانی قرار داد به خصوص که با حذف بلوک شرق در نظم بین المللی، آمریکا هژمون مسلط نظم جهانی و قدرت بلامنازع شده بود و اتفاقا در غیاب رقیب سنتی با نگاه ویژه به خاورمیانه با توجه به ژئوپلتیک خاص و مزایای ویژه ژئواکونومیک و چغرافیای راهبردی آن، بیش از هر نقطه‌ای در جهان معطوف به این پهنه خاکی شده بود و نسخه نظم نوین برای آن می‌نوشت و تنها موجودیتی که مانع این تسلط و اشراف بر خاورمیانه و بالطبع آن بر کل جهان می‌شد، جمهوری اسلامی ایران بود. 

از همین رو بود که دیری نپایید که با اهرم جنگ اقتصادی و اعمال تحریم‌ها به مصاف ایران آمد و چندی بعدتر نیز با غلو و آگراندیسمان پیرامون برنامه هسته‌ای ایران، جار و جنجال بی سابقه‌‌ای علیه پرونده هسته‌ای کشورمان براه انداخته و پیرو آن شش قطعنامه الزام‌آور علیه ایران از تصویب شورای امنیت گذراند و پرونده ایران را در نقطه کانونی توجهات جهانی قرار داد، حال آنکه نه ایران به شهادت آژانس بین المللی دنبال سلاح هسته‌ای بود و نه بر فرض محال اگر هم به سلاح هسته‌ای دست می‌یافت، تغییر تکان دهنده و محیر العقولی در نظم جهانی که هیچ حتی در نظم منطقه‌ای ایجاد می‌شد(با توجه به حجم عظیم تسلیحات اتمی قدرت های جهانی و در منطقه اتمی بودن اسرائیل و پاکستان). 

در این میان واکنش آیت الله خامنه‌ای چه بود؟ او با تکیه بر همان مانیفست استقلال طلبانه و ضد امپریالیستی، نه تنها تسلیم زیاده خواهی در مقوله هسته‌ای نشد و به فراست دریافت که آنها به بهانه هسته‌ای دنبال مطامع و منافع دیگری هستند که در ابتکاری هوشمندانه، با تشکیل جبهه مقاومت در منطقه، سد بزرگی در پیگیری اهداف آمریکا در غرب آسیا ایجاد کرد و از طرف دیگر با ایجاد لایه های دفاعی فرا مرزی برای ایران در منطقه عمق استراتژیک ایجاد کرد.

از دیگر سو آیت الله شهید، هیچ گاه میدان و دیپلماسی را جدای از هم نمی‌دید، به هنگامی که دشمن از در مذاکره و پیگیری روندهای دیپلماتیک وارد می‌شد، ایشان هم اذن و اجازه مذاکره می‌داد و پشتوانه مرصوص مذاکره کنندگان بود. او با زیرکی مثال زدنی موازنه سازی در هر دو وجه رویارویی و منازعه را پاس می‌داشت و برای وی منافع ملی و حراست از جمهوری اسلامی ایران مقدم بر هر گزاره و گزینه‌ای بود. 

آنچنان که در برهه ای با طرح نرمش قهرمانانه و دفاع همه جانبه از دیپلمات‌ها، یاریگر آنان در حصول توافق برجام بود و آنگاه که طرف آمریکایی زبر میز بازی زد و بدعهدی از خود نشان داد، به نقد نتایج و عایدی طرف ایرانی از توافق هسته‌ای پرداخت. 

اظهاراتی که مخالفان داخلی مذاکره با غرب، آن را نشان از مخالفت مبنایی معظم له با هرگونه مذاکره قلمداد کردند اما در طول همه سال های بعدی و حتی در دوران شروری چون ترامپ، ایشان اذن و اجازه مذاکره را صادر کردند و هیچ گاه اقل مذاکره را نفی نکردند، به شرط شرافتمندانه بودن حفظ خطوط قرمز و رعایت حکمت و مصلحت. و البته همواره ایشان این نکته را گوشزد می‌کردند که دشمن اهل نیرنگ و تخطی از وعده هاست و هیچ اعتماد و اطمینانی به آنها نیست. 

پر واضح است اگر ایشان نظری بر مذاکره و پیگیری روندهای دیپلماتیک نداشتند، اذن و اجازه برای هیچ گونه مذاکره‌ای نمی دادند که تعیین روندهای کلی در عرصه سیاست خارجی وفق اصل ۱۱۰ قانون اساسی بر عهده ایشان است و بعد از خروج ترامپ از برجام در آن برهه چند ساله اجازه مذاکره را نیز ندادند و در جمله تاریخی گفتند: «نه مذاکره می‌کنیم و نه چنگ می‌شود.»

و دیدیم که همین نکته هم رقم خورد و حتی بعد از جنگ ۱۲ روزه و خباثت عیان دشمن، اذن و اجازه مذاکره با دولت ترامپ را دادند هر چند در آخرین سخنرانی خود نیز به تلویح گفتند که خبری از تسلیم نخواهد بود و پیغام جنگ منطقه‌ای را دادند. 

رهبر شهید فارغ از نگاه‌های دگم و تفاسیر انحرافی برخی طیف‌ها، در حوزه سیاست خارجی به یک اصل اساسی و رکن رکین که همانا استقلال طلبی و منافع ملی بود، پایبند و استوار ماند و در این مسیر از دیپلماسی تا میدان را در خدمت این دو اصل اساسی می‌دانست.

به رغم دشمنان غدار و توطئه‌های بسیار خارجی و اختلاف نظرات داخلی، ۳۷ سال او با همین جهان بینی و نگاه نافذ کشور را از همه تلاطم ها و خطرات به سلامت گذراند و در آخر نیز با نوشیدن شهد شیرین شهادت، با برکت خون پاکش و ملتی که مبعوث شدند کشوررا از یک پیچ صعب و خطرناک که همانا جنگ با بزرگترین قدرت نظامی طول تاریخ جهان بود، گذر داد. 

و دیدیم که دست پروده های مکتب خامنه‌ای در میدان رزم و دیپلماسی چگونه در این کارزار به تجلی و درخشش درآمدند، آقایی که دیپلمات نبود اما از هر دیپلماتی نکته بین تر و تیز هوش‌تر می دید و عمل می‌کرد، اگر دیپلماسی را راهی برای تامین و استیفای حقوق و منافع ملی در عرصه سیاست خارجی بدانیم، بی گمان سیدعلی حسینی خامنه‌ای دیپلمات ترین غیر دیپلمات تاریخ معاصر ایران است که در این عرصه در کنار دیگر حوزه‌ها، میراثی جاودان و منظومه‌ای از فکر و اندیشه و عمل برای مردمان ایران و مسولان کشورمان به یادگار گذاشته است. 

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *