نمایشگاه کتاب و ابعاد متنوع جامعه‌ی ایرانی

سیدمهدی تروهید، پژوهشگر اقتصاد، سیاست‌گذاری عمومی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «نمایشگاه کتاب تهران و ابعاد متنوع جامعه‌ی ایرانی /پرفروش‌های نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به‌دست می‌دهند؟» نوشت:

فهرست پرفروش‌های هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران را می‌توان فراتر از یک گزارش فروش ساده خواند. این فهرست صرفا نشان نمی‌‌دهد که کدام کتاب‌ها بیشتر خریداری شده‌اند، بلکه تصویری شایان توجه از بخشی از تقاضای فرهنگی فعال در جامعه ایران ارائه می‌کند.

بدیهی است که نباید این آمار را معادل سلیقه‌ی کل جامعه دانست، اما می‌توان آن را نشانه‌ای از دغدغه‌ها، نیازها، و ترجیحات گروهی از شهروندان کتاب‌خوان کشور دانست. از این منظر، بازار کتاب تنها یک بازار فرهنگی نیست؛ بلکه فضایی است که در آن هویت، آموزش، مهارت، خاطره‌ی تاریخی، و جست‌وجوی معنا به یکدیگر گره می‌خورند.

در اقتصاد فرهنگ، تقاضای فرهنگی به مجموعه انتخاب‌هایی گفته می‌شود که افراد برای مصرف کالاهای فرهنگی-از جمله کتاب-انجام می‌دهند. این انتخاب‌ها صرفا تابع قیمت نیستند، بلکه تحت تاثیر ارزش‌ها، باورها، سطح تحصیلات، موقعیت اجتماعی، و حتی تحولات و التهابات سیاسی، و جنگ قرار دارند. به همین دلیل، فهرست پرفروش‌ها را می‌توان نوعی سند اجتماعی در نظر گرفت که بخشی از ذهنیت و نیازهای جامعه را بازتاب می‌تاباند.

نخستین نکته قابل توجه در این فهرست، سهم بالای کتاب‌های هویتی، مذهبی، و سیاسی است. آثاری مانند «خون دلی که لعل شد»، «در آغوش نیل»، «طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن» و دیگر کتاب‌های مرتبط با اندیشه و زندگی آیت‌الله خامنه‌ای در صدر جدول فروش قرار گرفته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از مخاطبان کتاب در ایران به دنبال آثاری می‌گردند که بتواند به پرسش‌های هویتی، تاریخی، و ارزشی آنان پاسخ دهد. کتاب در اینجا صرفا ابزاری برای سرگرمی یا انتقال دانش نیست، بلکه وسیله‌ای برای بازتعریف و تثبیت یک چارچوب فکری و ارزشی نیز هست.

در کنار این جریان، حضور آثار ادبی کلاسیک نیز جالب توجه است. کتاب‌هایی مانند «مرگ ایوان ایلیچ» اثر لئو تولستوی، «آنا کارنینا»، «سقوط» اثر آلبر کامو، و «چشم‌هایش» اثر بزرگ علوی هم‌ در میان آثار پرفروش دیده می‌شوند. این آثار به موضوعات بنیادین بشری مانند مرگ، آزادی، مسئولیت، عشق، رنج، و معنای زندگی می‌پردازند. استمرار حضور چنین کتاب‌هایی نشان می‌دهد که بخشی از مخاطبان ایرانی همچنان ادبیات را ابزاری برای تامل در وضعیت انسانی و فهم عمیق‌تر جهان پیرامون خود می‌دانند.

به نظر می‌رسد تحلیل فهرست پرفروش‌های نمایشگاه اگر تنها بر ادبیات و هویت متمرکز شود، بخش مهمی از واقعیت را نادیده می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین یافته‌های این فهرست، حضور پررنگ کتاب‌های آموزشی، دانشگاهی، تخصصی، و حرفه‌ای است. آثاری مانند فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال، آیین دادرسی مدنی، حقوق جزای عمومی، جلدهای مختلف مجموعه مقررات ملی ساختمان نشان می‌دهند که نمایشگاه کتاب تنها محلی برای تامین نیازهای فرهنگی نیست، بلکه بازاری برای سرمایه‌گذاری آموزشی نیز محسوب می‌شود.

در ادبیات اقتصادی مسائلی مانند آموزش، و مهارت‌آموزی بخشی از سرمایه انسانی تلقی می‌شوند. سرمایه انسانی به مجموعه دانش، مهارت، و توانایی‌هایی گفته می‌شود که بهره‌وری افراد را افزایش می‌دهد و امکان کسب درآمد بیشتر را فراهم می‌کند. خرید کتاب‌های تخصصی را می‌توان نوعی سرمایه‌گذاری دانست؛ سرمایه‌گزاری روی خود. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاری‌ای است که افراد با هدف ارتقای شغلی، موفقیت در آزمون‌های حرفه‌ای، یا افزایش توانایی‌های تخصصی خود انجام می‌دهند. از این دیدگاه، بخشی از بازار کتاب ایران نه بازار مصرف فرهنگی، بلکه بازار سرمایه‌گذاری آموزشی است.

دسته دیگری از آثار پرفروش را می‌توان در حوزه روایت‌های شخصی، خاطرات، و زندگی‌نامه‌ها مشاهده کرد. کتاب‌هایی مانند «سلام بر ابراهیم»، «خون دلی که لعل شد» و مجموعه آثار مرتبط با فرماندهان نظامی، و دانشمندان معاصر نشان می‌دهند که روایت همچنان یکی از موثرترین ابزارهای انتقال معنا و ارزش در جامعه ایران‌اند. مخاطبان غالبا آسان‌تر با یک داستان، زندگی‌نامه، یا خاطره ارتباط برقرار می‌کنند تا با یک متن تئوریک و انتزاعی. احتمالا به همین دلیل، روایت‌های شخصی در بازار کتاب ایران جایگاهی ویژه یافته‌اند.

از دید سیاست‌گذاری عمومی، نکته مهم دیگر به ساختار مالکیت عرضه کتاب مربوط می‌شود. بررسی فهرست ناشران پرفروش نشان می‌دهد که بخش مهمی از بازار کتاب نمایشگاه در اختیار ناشرانی است که به نحوی از انحا به بودجه و نهادهای حاکمیتی مربوط‌اند: موسسات دولتی، عمومی، خصولتی، دانشگاهی، و یا مذهبی. در کنار آن‌ها، ناشران خصوصی معتبری مانند چشمه، نیلوفر، ثالث، ماهی، نشر نو، میلکان، و بیدگل نیز حاضرند. چنین ساختاری به خودی خود نه نقطه قوت است و نه ضعف؛ اما پرسش‌های مهمی را درباره رقابت، تنوع عرضه، نظام حمایت فرهنگی، نظام توزیع یارانه، و دسترسی برابر ناشران به منابع مالی مطرح می‌کند.

البته در تفسیر این داده‌ها باید جانب احتیاط را رعایت کرد. پرفروش بودن یک کتاب لزوما به معنای اثرگذاری بیشتر آن نیست. همچنین نمی‌توان از فروش بالای یک دسته از کتاب‌ها نتیجه گرفت که همه جامعه ایران همان دیدگاه یا سلیقه را دارند. نمایشگاه کتاب عمدتا مخاطبان کتاب‌خوان را جذب می‌کند و بخشی از خریدها نیز ممکن است ناشی از انگیزه‌های آموزشی، خریدهای سازمانی، مناسبتی، یا هدیه دادن باشد. بنابراین این آمار بیش از آن‌که نماینده سلیقه‌ی کل جامعه باشد، تصویری کلی‌تر، یعنی بخشی از تقاضای فرهنگی فعال کشور را نشان می‌دهد.

با وجود این محدودیت‌ها، فهرست پرفروش‌ها یک پیام روشن دارد: بازار کتاب ایران بازاری تک‌بعدی نیست. در کنار جست‌وجوی معنا و هویت، نیاز به آموزش، مهارت، ارتقای شغلی، و رویارویی با مسائل بنیادین انسانی نیز حضوری پررنگ دارند. مخاطب ایرانی کتاب را تنها برای سرگرمی نمی‌خرد. او گاهی به دنبال فهم جهان است و گاهی در پی تثبیت باورهای خود. گاه برای پیشرفت حرفه‌ای و گاه برای یافتن الگویی اخلاقی و اجتماعی تقلا می‌کند.

به همین دلیل، کتاب در ایران را می‌توان نوعی سرمایه دانست؛ سرمایه‌ای که هم کارکرد فرهنگی دارد، هم آموزشی، هم هویتی، و هم اقتصادی. شاید مهم‌ترین درس فهرست پرفروش‌های نمایشگاه کتاب تهران همین باشد که جامعه ایران، با وجود همه دشواری‌های اقتصادی، هنوز کتاب را ابزاری برای یادگیری، معناجویی و سرمایه‌گذاری بر آینده خود می‌داند.

پرفروش‌های نمایشگاه کتاب تهران بیش از آنکه صرفا فهرستی از کتاب‌های محبوب باشند، نشانه‌ای از تنوع و تکثر نیازهای جامعه ایران‌اند: از هویت و حافظه تاریخی گرفته تا آموزش، مهارت، و ادبیات. کتاب هم‌چنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای شکل‌دهی سرمایه فرهنگی و انسانی در کشور باقی مانده است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *