تا همین چند سال پیش، ایران در ادبیات جمهوریخواهان آمریکا نماد «دشمن شماره یک» بود؛ کشوری که در کنار عراق و کره شمالی در «محور شرارت» قرار میگرفت و سیاست رسمی واشنگتن در قبال آن بر فشار، انزوا و تقابل استوار بود.
به گزارش انصاف نیوز به نقل از نیویورک تایمز، اکنون اما، همزمان با پیشرفت مذاکرات تهران و واشنگتن، نشانههای یک تغییر قابل توجه در بخشی از جریان راست آمریکا دیده میشود. تغییری که تنها حاصل دیپلماسی نیست، بلکه تا حد زیادی تحت تأثیر عملکرد ایران در جنگ اخیر شکل گرفته است.
مقاومت تهران در برابر هفتهها حملات نظامی، حفظ انسجام ساختار حاکمیتی و توانایی ادامه بازی در میدان سیاسی و دیپلماتیک، این تصور قدیمی را در بخشی از محافظهکاران آمریکایی به چالش کشیده که ایران را کشوری در آستانه فروپاشی یا تسلیم میدانستند.
پیشگام این تغییر، دونالد ترامپ است؛ همان رئیسجمهوری که زمانی رهبران ایران را «افرادی وحشتناک» میخواند، اما اکنون از آنها با عنوان «افرادی قوی و باهوش» یاد میکند. این تغییر تنها به ترامپ محدود نیست. چهرههایی مانند جیدی ونس، استیو بنن و طیفی از محافظهکاران جوانتر نیز به تدریج از رویکرد سنتی جمهوریخواهان فاصله گرفتهاند و از ضرورت پایان دادن به رویاروییهای پرهزینه در خاورمیانه سخن میگویند. در واقع، برای بخشی از این جریان، جنگ اخیر نه به تضعیف ایران، بلکه به اثبات توانایی این کشور برای تحمل فشار و حفظ موقعیت خود در معادلات منطقه انجامید.
در این نگاه جدید، جنگ اخیر نه ایران را تسلیم کرد و نه توانست آن را از معادلات منطقه حذف کند. برعکس، مقاومت ایران و تداوم توان بازدارندگی آن باعث شده برخی محافل راستگرا با نوعی احترام یا تحسین محتاطانه به ظرفیتهای تهران نگاه کنند. حتی برخی چهرههای جمهوریخواه که پیشتر خواستار برخورد سختتر با ایران بودند، امروز بر ضرورت مذاکره و پرهیز از «جنگهای بیپایان» تأکید میکنند.
در همین چارچوب، چهرههایی مانند تاکر کارلسون و رسانههای نزدیک به جریان محافظهکارِ ضد مداخله، ایران را کشوری توصیف میکنند که توانسته جایگاه خود را حفظ کند و حتی در برخی حوزهها قدرت چانهزنی بیشتری به دست آورد. از نگاه این طیف، مسئله اصلی دیگر «تغییر رفتار ایران» نیست، بلکه جلوگیری از کشیده شدن آمریکا به جنگی تازه و پرهزینه است.
البته این تغییر هنوز کامل و فراگیر نشده است. سناتورهایی مانند تد کروز و تیم شیهی همچنان از منتقدان سرسخت هرگونه نرمش در برابر تهران هستند و هشدار میدهند که ایران تغییری در اهداف خود نداده است. با این حال، شکاف در اردوگاه جمهوریخواهان بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.
شاید مهمترین پیام این تحول آن باشد که ایران در ذهن بخشی از راستگرایان آمریکایی دیگر صرفاً یک «دشمن ایدئولوژیک» نیست؛ بلکه به تدریج به عنوان واقعیتی ژئوپلیتیکی پذیرفته میشود که حذف آن از معادلات منطقه ممکن نیست. تغییری که اگر ادامه پیدا کند، میتواند یکی از بزرگترین دگرگونیهای سیاست خارجی جمهوریخواهان در قبال ایران طی دو دهه اخیر باشد؛ دگرگونیای که به باور برخی ناظران، بیش از آنکه محصول امتیازدهی سیاسی باشد، نتیجه ناکامی راهبرد فشار حداکثری و ناتوانی جنگ در وادار کردن ایران به عقبنشینی است.
انتهای پیام




