
محمدباسط درازهی، نماینده سابق مردم سراوان، سیب و سوران، مهرستان و گلشن، استان سیستان و بلوچستان، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته است نوشت:
برخی انسانها با رفتنشان تنها یک خانواده داغدار نمیشود، یک شهر هم نه؛ بلکه بخشی از حافظه اجتماعی یک سرزمین در سوگ مینشیند. خبر درگذشت حاج عبدالغفور ایراننژاد از همان دست خبرهاست؛ خبری که نمیتوان آن را صرفاً فقدان یک نماینده ادوار مجلس یا یک چهره سیاسی دانست. او از آن سرمایههای اجتماعی بود که ارزششان نه با جایگاه اداری، بلکه با میزان اعتمادی سنجیده میشود که مردم در طول سالیان به آنان سپردهاند.
سرمایه اجتماعی، واژهای است که این روزها بسیار شنیده میشود، اما کمتر کسی حقیقت آن را در عمل معنا میکند. سرمایه اجتماعی، اعتماد است؛ همان سرمایهای که نه با حکم به دست میآید و نه با تبلیغات ساخته میشود. حاصل دهها سال صداقت، خوشنامی، مردمداری و وفاداری به عهد با مردم است.
حاج عبدالغفور ایراننژاد یکی از همین سرمایهها بود؛ او تنها نماینده ادوار مردم چابهار، نیکشهر، کنارک و قصرقند نبود، بلکه سرمایهای برای سیستان و بلوچستان و فراتر از آن، سرمایهای برای ایران بود.
در روزگاری که سیاست گاه با هیاهو، رقابتهای فرسایشی و مرزبندیهای تند شناخته میشود، او از نسلی بود که سیاست را امتداد خدمت میدانست، نه ابزار شهرت.
چهار دوره اعتماد مردم به او برای حضور در مجلس شورای اسلامی، صرفاً یک موفقیت انتخاباتی نبود؛ این رأی، امضای اعتماد مردمی بود که سالها او را آزموده بودند و همچنان شایسته اعتماد میدانستند.
اما اگر بخواهیم میراث واقعی او را مرور کنیم، نباید تنها در کارنامه مسئولیتهای رسمیاش جستوجو کنیم. میراث او را باید در خانهای دید که در آن به روی مردم بسته نبود؛ در دستی که برای گشودن گره از کار دیگران دراز میشد؛ در لبخندی که فاصله میان مسئول و شهروند را از میان برمیداشت؛ و در اخلاقی که حتی مخالفان سیاسی نیز زبان به تحسین آن میگشودند.
بلوچستان بیش از هر چیز، به چنین شخصیتهایی نیاز دارد؛ شخصیتهایی که بتوانند حلقه اتصال مردم و حاکمیت باشند، زبان مطالبهگری را با ادب و عقلانیت درآمیزند و توسعه را نه در شعار، بلکه در زندگی روزمره مردم جستوجو کنند. مرحوم ایراننژاد از همین جنس بود. دغدغه توسعه داشت، برای رفع محرومیت تلاش میکرد، مطالبهگر بود، اما مطالبهگری را با تخریب و هیاهو اشتباه نمیگرفت. او میدانست که توسعه، پیش از آنکه پروژهای عمرانی باشد، محصول اعتماد، گفتوگو و همدلی است.
شاید بزرگترین ویژگی چنین انسانهایی آن باشد که پس از رفتنشان، کمتر کسی درباره گرایش سیاسی آنان سخن میگوید و بیشتر، از اخلاق، تواضع، انصاف و مردمداریشان یاد میکند.
این همان نقطهای است که یک سیاستمدار، به یک شخصیت ملی تبدیل میشود؛ شخصیتی که نامش متعلق به یک جناح یا یک دوره نیست، بلکه بخشی از هویت یک منطقه و سرمایهای برای همه مردم است.
سیستان و بلوچستان سالهاست بیش از هر چیز به الگوهای امیدبخش نیاز دارد؛ به چهرههایی که بتوانند نشان دهند خدمت صادقانه هنوز هم میتواند اعتماد بیافریند.
در چنین شرایطی، از دست دادن مردانی چون حاج عبدالغفور ایراننژاد، تنها از دست دادن یک فرد نیست؛ کاهش بخشی از سرمایه اجتماعی استان است؛ سرمایهای که ساختنش دههها زمان میبرد، اما از دست دادنش تنها به یک خبر کوتاه نیاز دارد.
جامعه امروز ایران نیز بیش از همیشه محتاج حفظ و تکریم چنین سرمایههایی است. کشورها فقط با منابع طبیعی، صنایع یا زیرساختهایشان قدرتمند نمیشوند؛ آنچه یک ملت را در بزنگاههای دشوار سرپا نگه میدارد، اعتماد مردم به شخصیتهایی است که صداقت و خدمت را بر منفعت شخصی ترجیح دادهاند. این سرمایهها باید شناخته شوند، قدر ببینند و تجربه زیسته آنان برای نسلهای آینده روایت شود؛ زیرا سرمایه اجتماعی، میراثی نیست که بتوان آن را یکشبه جایگزین کرد.
مرگ، پایان زندگی است، اما پایان اثرگذاری نیست. بعضی انسانها پس از خاموش شدن چراغ عمرشان، تازه روشنتر دیده میشوند. نام آنان نه بر سردر ساختمانها، بلکه بر صفحه دل مردم حک میشود. حاج عبدالغفور ایراننژاد از همین تبار بود؛ مردی که اعتبار خود را نه از قدرت گرفت و نه با قدرت حفظ کرد، بلکه آن را از مردم گرفت و تا واپسین روزهای زندگی نزد مردم به امانت نگاه داشت.
امروز سیستان و بلوچستان یکی از فرزندان خوشنام خود را بدرقه میکند و ایران یکی از سرمایههای اجتماعی ارزشمندش را از دست داده است. اما اگر قرار باشد یاد او زنده بماند، تنها با مراسم سوگواری نخواهد بود؛ بلکه با تداوم همان منش، همان اخلاق، همان مردمداری و همان نگاه توسعهخواهانهای خواهد بود که او در تمام سالهای زندگی خود به نمایش گذاشت.
سرای زرنگار دنیا، ماندنی نیست؛ اما نام نیک، خدمت صادقانه و اعتماد مردم، میراثی است که زمان نیز توان زدودن آن را ندارد. برخی انسانها میروند، اما راهشان همچنان برای دیگران روشن میماند.
انتهای پیام





