استاندار مازندران در دیدار رئیس جمهور با رؤسای ستادهای انتخاباتی دکتر پزشکیان گفت: بزرگترین دارایی ایران، نه در اعماق زمین، بلکه در ژرفای دل مردم نهفته است. در نگاه استادم [دکتر پزشکیان] وفاق ملی نه یک ائتلاف سیاسی، بلکه یک پیمان اجتماعی است.
به گزارش انصاف نیوز، متن سخنرانی دکتر مهدی یونسی در نشست ویژه رئیس جمهور با رؤسای ستادهای انتخاباتی در پی میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و ادب و احترام خدمت شما عزیزان، فرهیختگان، نخبگان، اندیشمندان و مسئولین محترم ستاد انتخاباتی و با کسب اجازه از محضر استاد فرزانهام.
هیچ ملتی با کمبود منابع از پای درنیامده است؛ ملتها آنگاه آسیب دیدهاند که اعتماد عمومی را از دست دادهاند. دولتها با منابع اداره میشوند، اما ملتها با اعتماد عمومی ماندگار میمانند. بزرگترین دارایی ایران، نه در اعماق زمین، بلکه در ژرفای دل مردم نهفته است که هرگاه صداقت دیدهاند، همراه شدهاند؛ هرگاه عدالت را لمس کردهاند، ایستادهاند؛ و هرگاه کرامتشان پاس داشته شده است، از ایران چون جان خویش پاسداری کردهاند.
اعتماد عمومی منشأ و خاستگاه سرمایه اجتماعی است؛ سرمایه اجتماعی، بستر شکلگیری انسجام ملی است؛ و انسجام ملی، ضامن امنیت، پیشرفت و اقتدار ایران است.
وقتی اعتماد عمومی در جان جامعه بنشیند سرمایه اجتماعی بالنده میشود؛ و هرگاه سرمایه اجتماعی بالنده شود، انسجام ملی چنان استوار میشود که هیچ بحران داخلی و هیچ فشار خارجی، توان درهم شکستن اراده یک ملت را نخواهد داشت.
از همین رو، امروز سخن گفتن از اعتماد عمومی، سخن گفتن از مهمترین مسئله حکمرانی و تعیینکنندهترین سرمایه آینده ایران است.
و اینک، پرسش بنیادین پیش روی ما این است که سرمایه اجتماعی، در چه جایگاهی ایستاده است؟ و برای آنکه اعتماد عمومی بار دیگر به بزرگترین پشتوانه انسجام ملی تبدیل شود، چه باید کرد؟
پاسخ این پرسش را نه در انکار واقعیت باید جستوجو کرد و نه در بزرگنمایی آن؛ نخستین شرط حکمرانی، شجاعت دیدن واقعیت است.
سروران بزرگوارم، تازهترین پیمایش رسمی سرمایه اجتماعی کشور، حقیقتی را پیش روی ما قرار میدهد که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت؛ شاخص سرمایه اجتماعی ایران، در طول یک دهه گذشته، روندی کاهشی را تجربه کرده است. این، تنها کاهش یک شاخص نیست؛ روایت زخمی است که بر پیکر اعتماد عمومی نشسته است.
باید بپذیریم سرمایه اجتماعی ایران زخمی شده است، اما از نفس نیفتاده است. این سرمایه، از متن جامعه رخت برنبسته است؛ تنها از عرصههای کلان، به نهادگاههای امن خانواده، دوستی، همسایگی و هویت ملی عقبنشینی کرده است.
مردم هنوز یکدیگر را باور دارند؛ هنوز به ایران عزیز دل بستهاند؛ و هنوز در بزنگاههای تاریخی، همبستگی خود را به نمایش میگذارند. این یعنی ریشههای انسجام ملی همچنان زنده و استوار است؛ اما انسجام ملی نیز، همچون سرمایه اجتماعی، برای پایداری و بالندگی خود، به اعتماد عمومی نیاز دارد.
همین یافتهها نشان میدهد که امید به آینده در بخشی از جامعه کمرنگتر شده و احساس عدالت، بیش از هر زمان دیگری به مطالبهای عمومی تبدیل شده است.
اعتماد عمومی، یکشبه فرسوده نمیشود؛ همانگونه که یکشبه نیز بازنمیگردد. اعتماد عمومی، حاصل انباشت صداقت، عدالت، کارآمدی، پاسخگویی و وفای به عهد است؛ و هرگاه میان وعده و عمل فاصله بیفتد، نخستین سرمایهای که آسیب میبیند، اعتماد عمومی است.
استاد فرهیختهام، اجازه میخواهم چند جمله را نه از سر تعارفات معمول اداری، بلکه از موضع شاگردی عرض کنم که سالها افتخار آموختن در مکتب وسیع فکری و عملی حضرتعالی را داشته است.
آنچه امروز درباره اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی بیان شد، برای حضرتعالی مفاهیمی تازه و برخاسته از اقتضائات امروز نیست؛ این مفاهیم، سالهاست که در منظومه فکری، گفتار و سیره مدیریتی شما حضوری مستمر و پررنگ داشتهاند.
شما بارها تأکید فرمودهاید که وفاق ملی، با توصیه و شعار شکل نمیگیرد؛ وفاق، زمانی متولد میشود که مردم، عدالت را در عمل ببینند، صداقت را باور کنند، کارآمدی را لمس کنند و احساس کنند که در ساختن آینده ایران، شریک و اثرگذارند.
از همین رو، اگر بخواهم جوهره اندیشه حکمرانی جنابعالی را در یک جمله خلاصه کنم، خواهم گفت: وفاق ملی، مقصد حکمرانی است؛ اعتماد عمومی، راه رسیدن به آن است؛ و سرمایه اجتماعی، بزرگترین پشتوانه پیمودن این راه.
از نگاه حضرتعالی، وفاق ملی نه یک ائتلاف سیاسی، بلکه یک پیمان اجتماعی است؛ پیمانی که ستون آن اعتماد عمومی، سرمایه آن سرمایه اجتماعی و ثمره آن انسجام ملی است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، فرصت آن رسیده است که این منظومه فکری، از عرصه سخن به میدان عمل گام بگذارد؛ تا آنچه سالها بهعنوان یک باور عمیق مطرح شده است، به ماندگارترین میراث دولت چهاردهم در حافظه تاریخی ملت ایران تبدیل شود.
عزیزان، برای آنکه سرمایه اجتماعی به یکی از میراثهای ماندگار دولت چهاردهم تبدیل شود، به نظر میرسد باید چند جهتگیری در تار و پود حکمرانی جاری گردد.
نخست، تدوین منشور ملی سرمایه اجتماعی ایران بهعنوان سند راهبردی دولت با مشارکت گروههای مختلف.
دوم، اعتمادسازی در فرآیند تصمیمگیری. تصمیم درست، فقط تصمیمی نیست که از نظر کارشناسی قابل دفاع باشد؛ تصمیمی است که مردم منطق آن را بفهمند، پیامدهایش را بشناسند و احساس کنند صدای ذینفعان پیش از تصویب شنیده شده است.
سوم، کارآمدی در اجرا. اعتماد با سخن آغاز میشود، اما با نتیجه استحکام مییابد.
چهارم، عدالتِ قابل مشاهده در فرصتها و رویهها. جامعه زمانی به دولت اعتماد میکند که قانون را برای همه یکسان، و مبتنی بر حقیقت و عدالت ببیند.
پنجم، مشارکت جامعه پیش از تصمیم، نه پس از اعتراض.
ششم، پیوند دادن هویت ملی با آینده.
سپاس از حسن توجه شما؛ پاینده باد خرد؛ استوار باد اراده؛ و سرفراز باد ایران اسلامی.
انتهای پیام




