آیتالله سروش محلاتی اتهام اصلی وارده به امام حسین(ع) را برهم زدن وحدت و تمرد از حاکم خواند و خطاب به شیعیان سیدالشهدا هشدار داد: شیعه برای عدم پذیرش این رویه هزینه سنگینی در طول تاریخ پرداخته است؛ مبادا آن رویه اصالتِ نظم، حکومت و قدرت و اولویتِ آن بر عدالت و آزادی، در جامعه ما تکرار شود.
به گزارش انصاف نیوز، استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، در مراسم شب عاشورای حسینی در کانون توحید، با استناد به منابع تاریخی، اتهام اصلی امام حسین(ع) را تمرد از خلیفه مسلمین دانست و افزود: ابنخلدون میگوید: «صحابه و تابعین با حسین بن علی همراهی نکردند، گرچه با یزید مخالف بودند و او را فاسق میدانستند، اما معتقد بودند خروج حسین موجب هرجومرج در جامعه میشود و یک نظام فاسد بهتر از بینظمی است.» در متون تاریخی هم این مطرح است که ظلم و فساد بهتر از برهم زدن نظم است و این یک نظریه است که اصل نظم بر آزادی، عدالت و رعایت حقوق انسانها تقدم دارد.
وی در سومین نشست «عاشورا و امروز ما» به همت انجمن اندیشه و قلم، کانون توحید و بنیاد اندیشه و احسان توحید گفت: در صدر اسلام و نیم قرن پس از پیامبر، دو بار این پدیده رخ داد و جامعه علیه خلیفه وقت شورش کرد که بار اول به قتل عثمان منجر شد و بار دوم به شهادت سیدالشهدا(ع). در مرتبه اول که حرکت اعتراضی عمومی بود، خلیفه سوم هم عیبها و اشکالات را انکار نمیکرد اما به معترضان میگفت: نظام حکومت را به هم نزنید که برهم زدن نظم و اعتراض، موجب تفرقه و اختلاف در جامعه میشود و این مذموم است. عثمان در ماههای آخر سخنان قابل توجهی دارد و مثلاً در آخرین خطبهاش در مسجد مدینه میگوید: «برحذر باشید از حوادث تلخی که ممکن است بر اثر اعتراضات اتفاق بیفتد، اتحاد را حفظ کنید و گروه، گروه نشوید» و آیه قرآن در مورد وحدت را هم خواند.
جباران وحدت را متناسب با نفع خود تعریف میکنند
به گفته سروش محلاتی، نکته اینجاست که جباران و دیکتاتورها، چون قدرت را در دست دارند، همواره وحدت را متناسب با نفع خود تعریف میکنند و میگویند اگر ما آسیب ببینیم، وحدت آسیب میبیند و اختلاف و تفرقه پیش میآید. عثمان به منتقدانِ به فساد، غارت بیتالمال، باندبازی و سوءاستفاده از قدرت میگفت: شما دارید تفرقه ایجاد میکنید و وحدت را به هم میزنید. حتی نماینده عثمان هم به مسجد آمد و گفت: ساکت باشید، از پیامبر شنیدم که وقتی در جامعه پیشوایی باشد، هرکس بر رهبر خروج کند، باید کشته شود؛ و بعد توضیح داد: والله پیامبر نگفت حاکم عادل باشد، هرکسی که هست!
وی این رویکرد را یک نگاه ریشهدار ارزیابی کرد که طبق آن، اولاً مهمترین اصل در جامعه، حفظ نظم و حکومت است و حتی اگر همه ارزشها مثل عدالت، آزادی و حقوق مردم آسیب ببیند، باید حکومت حفظ شود؛ و ثانیاً مجازات برهم زدن نظم در جامعه، قتل و اعدام است.
سروش محلاتی ادامه داد: بنابر همین نگاه، امام حسین(ع) مرتکب بزرگترین جرم شده، چون بر رهبر و امام جامعه خروج کرده و نظم را به هم زده است. معاویه هم بر اساس گزارش جاسوسان خود که نوشته بودند معترضان حکومت به خانه حسین(ع) تردد دارند، در نامهای خطاب به امام حسین نوشت: «حسین! تقوا داشته باش و از ایجاد اختلاف در امت بپرهیز!» ابنزیاد هم اتهام مسلم بن عقیل را ایجاد اختلاف در امت اسلامی عنوان و او را اعدام کرد، وگرنه مسلم که دست به اسلحه نبرده بود. بنابراین هر مخالفتی با نظم موجود، یا همان «اراده و خواست رهبر و حاکم جامعه»، مجازاتش قتل است.
تفاوت رویکرد شیعه و اهلسنت در اصالت عدالت
استاد حوزه علمیه قم در بیان دو رویکرد متفاوت در جهان اسلام گفت: اهلسنت در قرون متمادی گذشته، این اصلِ تقدم نظم بر عدالت را پذیرفتهاند، اما شیعه از ابتدا روش دیگری داشته است؛ چون خروج امام حسین(ع) از یکسو و تعالیم ائمه از سوی دیگر، این را اثبات کرد که نظم جامعه آنقدر قداست و اهمیت ندارد که عدالت و آزادی به پایش قربانی شود. البته اهلسنت معاصر هم به این موضوع نگاهی انتقادی دارند و مرحوم عبدالرحمن کواکبی صراحتاً میگوید: نظم بر عدالت تقدم ندارد و اگر لازم شد باید اصلاح کرد و نظم جدیدی به وجود آورد.
وی ادامه داد: پرسش مهم این است که اگر نظم و وحدت جامعه «مقدس» و بالاتر از عدالت و آزادی است، چرا امام حسین(ع) بر امام، پیشوا، حاکم و خلیفه مسلمین خروج کرد و نظم موجود آن روز را به هم ریخت؟ با این وصف، شیعه نمیتواند قداستی برای نظم و حکومت قائل شود که با آن، جلوی هر حرکت اصلاحی را بگیرد.
سروش محلاتی در ادامه به روایتی اشاره کرد که اهلسنت از پیامبر نقل میکنند و طبق آن پیامبر در پاسخ به این سوال که «اگر بعد از شما کسانی بر قدرت بودند که حق خودشان را از ما میگرفتند و حقی که ما داریم را نمیدادند، آیا میشود با آنها جنگید؟» فرمود: آنها هرچه کردند گردن خودشان، شما هم هرچه کنید گردن خودتان؛ یعنی ظلم را تحمل کنید و به حاکم اعتراض نکنید.
نقد علامه طباطبایی بر روایات توجیهکننده ظلم
علامه طباطبایی در جلد ۱۵ المیزان این روایت اهلسنت را نقد میکند و میگوید: اسلامی که حقیقتش عدل است، اجازه نمیدهد سلطان جائر بر مردم حکومت کند و به مردم اجازه اعتراض ندهد. تحقیقاتی که در علوم اجتماعی صورت گرفته نشان میدهد مفاسد رژیمهای ظالم بیش از مفاسد انتقال قدرت است. برای رسیدن به عدالت باید هزینه داد، اما اگر مردم هزینه ندهند، هزینه تحمل ظلم و فساد بیشتر است. بنابراین علامه میگوید: مضمون این روایت مخالف عقل و اسلام است. در واقع نظم و حکومت خود وسیله و ابزار است؛ نظم برای تأمین امنیت و امنیت برای تحقق عدالت است، بنابراین عدالت است که اصالت دارد، نه نظم.
بشر حکومت فردی را حذف کرد تا ناگزیر به تغییر حکومت با خونریزی نباشد
سروش محلاتی با قرائت بخش دیگری از نظرات علامه طباطبایی گفت: ایشان در جلد سوم المیزان میگوید: «جوامع بشری از ترس اینکه با تضعیف دولت وقت، دولتهای دیگر بر آنها بتازند، ناگزیر بودند به ظلم و جور دولت خود تن دهند و با روش ظالمانه آنها خو میکردند و فکر نکردند چرا باید حکومت یک فرد خودکامه را بپذیرند؟ چرا حکومت مردم بر مردم ایجاد نشود؟ چه بسا بعد از قتل و هلاکت پادشاه و رئیس خودکامه، مردم بر اثر نداشتن زمامدار، احساس ناامنی و خطر میکردند و یک گردنکلفت دیگر را سر کار میآوردند و او حاکم جدید میشد و ظلم میکرد؛ تا اینکه انسانها فهمیدند طبع حکومت فرد بر جامعه همین است که او را خودکامه و مستبد میسازد.» بنابراین بشر حکومت فردی را حذف کرد تا ناگزیر به تغییر حکومت با بینظمی و خونریزی نباشد.
این پژوهشگر فقه سیاسی ادامه داد: البته در منظر بروندینی نیز همین دو دیدگاه وجود دارد و برخی مثل هابز بر اصالت نظم تأکید داشتند که دیدگاه آنان توسط سایر متفکران نقد شده و امروز دیگر معتبر نیست. بنابراین بر اساس مبانی شیعه، انتقاد، طرح سوال و مخالفت با تصمیمات حکومت نباید جرم امنیتی تلقی شود. برخورد امیرالمؤمنین با خوارج، حتی وقتی نظم را بر هم میزدند با مدارا بود و حتی وقتی اردوگاه نظامی برای شورش زدند، از گفتگو با آنها دست نکشید.
وی گفت: مسیر شهادت امام حسین(ع) از آنجا آغاز شد که از بیعت با یزید خودداری کرد و استاندار مدینه او را متهم به تفرقهافکنی و اختلاف کرد. در روز عاشورا هم دقیقاً همین اتهام را تکرار کردند و گفتند: «مبادا در کشتن حسین تردید کنید که از دین خارج شده، چون از امام مسلمین اطاعت نکرده است.»
آیتالله سروش محلاتی در پایان سخنانش هشدار داد: شیعه در طول تاریخ با دنبالهروی از سیدالشهدا، برای عدم پذیرش این رویه هزینه سنگینی پرداخته است؛ مبادا آن رویه اصالتِ نظم، حکومت و قدرت و اولویتِ آن بر عدالت و آزادی، در جامعه ما تکرار شود.
انتهای پیام



