محمدهادی جعفرپور، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «خاطرات وکیل
طلاق ناشی از کراهت زوجه؛ واقعیتهای قانونی و باورهای نادرست» نوشت:
به قصد مشاوره و دریافت راهکار به دفترم آمده بود، اما از همان دقایق نخست مشخص شد که تصمیمش را گرفته و گوشش بدهکار هیچ استدلالی نیست. هرچه از دشواریها و تشریفات قانونی طلاق به درخواست زوجه گفتم و از طولانی بودن مسیر اثبات شرایط قانونی آن سخن راندم، فایدهای نداشت؛ افسانه مصر بود که هر طور شده از مازیار جدا شود.
نزدیک به یک ساعت گفتوگو طول کشید تا علت اصلی این اطمینان و پافشاری را دریابم. افسانه پس از مطالعه قانون مدنی، به مواد مربوط به طلاق خلع و مبارات برخورده بود و تصور میکرد هر زنی که از شوهر خود کراهت داشته باشد، میتواند صرفاً با بذل مهریه و اعلام این کراهت، حکم طلاق بگیرد.
برای او توضیح دادم که طلاق خلع و مبارات اگرچه از مصادیق طلاق مبتنی بر کراهت هستند، اما تحقق آنها صرف ادعای زوجه نیست. در طلاق خلع، کراهت از جانب زن نسبت به شوهر وجود دارد و زن مالی را برای رهایی از زندگی مشترک به شوهر میبخشد؛ در طلاق مبارات نیز کراهت متقابل است. با این حال، صدور حکم یا گواهی لازم برای اجرای چنین طلاقی مستلزم احراز شرایط قانونی و فراهم بودن مقدمات آن است و صرف اظهار تنفر یا بخشش مهریه به تنهایی کافی نیست.
برای افسانه تشریح کردم که دادگاه در بررسی چنین ادعاهایی ناگزیر از توجه به عواملی همچون منشأ کراهت، زمان ایجاد آن، شدت و استمرار اختلافات، امکان یا عدم امکان رفع کدورتها و آثار این وضعیت بر ادامه زندگی مشترک است. افزون بر این، بذل مهریه یا حتی مالی بیش از آن، تنها یکی از ارکان طلاق خلع محسوب میشود و جایگزین سایر شرایط قانونی نخواهد بود.
افسانه با ناراحتی گفت:«اگر این همه شرط و تشریفات وجود دارد، پس چرا قانون طوری نوشته شده که آدم فکر میکند زن میتواند با اعلام کراهت و بخشیدن مهریه به راحتی طلاق بگیرد؟»
در پاسخ توضیح دادم که قانونگذار برای زنانی که ادامه زندگی مشترک برای آنان با مشقت و سختی غیرقابل تحمل همراه شده، راهکارهای دیگری نیز پیشبینی کرده است؛ از جمله دعوای طلاق به علت عسر و حرج. مواردی مانند ترک انفاق، اعتیاد زیانآور زوج، سوءرفتار مستمر، محکومیتهای مؤثر کیفری و سایر شرایطی که ادامه زندگی را دشوار و طاقتفرسا کند، میتواند از مصادیق عسر و حرج باشد.
هنوز توضیحاتم کامل نشده بود که افسانه میان حرفم پرید و گفت:«اصل مشکل من همین است؛ اعتیاد مازیار. از روزی که پای بساط تریاک و رفیقبازی نشست، دیگر آن آدم سابق نبود. انگار مازیار قبلی را بردند و شخص دیگری جایش آمد.»
همین جمله مسیر پرونده را روشن کرد. پس از بررسی وضعیت زوجین و مذاکره با وکیل مازیار، شرایط قانونی موجود و راهکارهای پیش رو را در صورتجلسهای منعکس کردم تا پس از مطالعه و تأیید طرفین، تصمیم نهایی اتخاذ شود.
در نهایت، با توجه به تمایل هر دو طرف به پایان دادن به زندگی مشترک، مذاکرات به سمت طلاق توافقی سوق پیدا کرد. مهمترین موضوعات مورد بحث، حضانت دخترشان آیناز، وضعیت مهریه و سایر حقوق مالی افسانه در قبال اعطای وکالت بلاعزل در امر طلاق بود. پس از چند جلسه مذاکره و میانجیگری بزرگان خانواده، توافق حاصل شد و درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق تقدیم دادگاه گردید.
در این میان، افسانه اصرار داشت مازیار تعهدی مبنی بر واگذاری دائمی حضانت آیناز و عدم دخالت در تربیت او امضا کند. برایش توضیح دادم که حضانت در حقوق ایران صرفاً یک حق نیست، بلکه تکلیف قانونی والدین نیز محسوب میشود و از سوی دیگر، حضانت با ولایت تفاوت دارد؛ بنابراین حتی توافق طرفین نیز نمیتواند به طور مطلق و همیشگی حقوق و تکالیفی را که قانون برای والدین نسبت به فرزند شناخته است، از بین ببرد.
انتهای پیام




