خبرگزاری فارس در مطلبی نوشت: «باید بمب اتم ساخت» که این مطلب در ادامه می آید:
در دوران گذار به نظم جدید، ایران راهی جز رسیدن به بازدارندگی اتمی ندارد تا گزینه نظامی برای اشغال و تجزیه ایران از روی میز برداشته شود. برای رسیدن به آرامش مورد نیاز ایران حتمآ باید به بازدارندگی هستهای برسد تا مطمئن بشود بقیه مسائل از مذاکره حل میشه. تنها در این صورت است مذاکره از موضع درست می تواند انجام شود.
آمریکا ۲ بار چین را به حمله اتمی تهدید میکند مانند تهدیدات اتمی اخیر ترامپ علیه ایران اما چه زمانی کسینجر با چینیها مخفیانه دیدار و سپس مذاکره میکند؟ زمانی که چین بمب اتم میسازد.بازدارندگی هستهای یعنی شما میتوانید در برابر آمریکا و اسرائیل که بمب اتم دارند به یک توازن قوا برسید، نه اینکه جنگ نشود بلکه محدوده درگیری قابل کنترل خواهد شد. به عنوان مثال در نظریهی بازدارندگی، درگیری نظامی مثل یک نردبان با پلههای متعدد است که آن را نردبان تنش می نامند. پلههای پایین شامل جنگ سایبری، ترور و حمله به نیروهای نیابتی ، پلههای میانی شامل حملات هوایی محدود به خاک یکدیگر و پلههای بالا شامل جنگ تمام عیار متعارف با هدف نابودی اکثر زیرساختها ، فروپاشی ، اشغال خاک و نابودی یک کشور است.
اسرائیل بر اساس دکترین اتمی سامسون، فقط بالاترین پله یعنی گزینهی هستهای را پوشش میدهد که صرفاً یک «ضمانت وجودی» است نه بازدارندگی در تمام سطوح. این یعنی اسرائیل در پلههای پایین نردبان، بازدارندگی مؤثری ندارد و به همین دلیل ایران سالها در همان سطوح پایین و میانی، مشغول «جنگ سایه» با آن بوده است.در این میان، حملهی ایران در سال ۲۰۲۶ و ۲۰۲۵ یک جهش حساب شده از پلههای پایین به سطوح میانی-بالایی بود، اما همچنان با آگاهی کامل زیر آستانهی پلهی آخر (بازدارندگی و تهدید هستهای اسرائیل) باقی ماند تا پاسخ نهایی و موجودیت سوز اسرائیل را تحریک نکند . این پاسخ چیزی جز حمله اتمی اسرائیل به ایران نیست.بنابراین در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه دکترین اتمی اسرائیل محدوده درگیری را قابل کنترل کرد و مانع تحقق نابودی اسرائیل شد.




