سانسور علیه سانسور | ابوالفضل نجیب

ابوالفضل نجیب، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:


واکنش صادق کوشکی به قطع سخنان محمود نبویان در صداوسیما [لینک] از آن جنس موضع گیری های قابل تامل از جانب کسی است که بیشتر و بهتر از هر کس نسبت به کم و کیف و تنوع و گستره سانسور نه تنها در رسانه ملی که بر کلیت رسانه های مکتوب و مجازی اشراف و اطلاع دارد.

واکنش ایشان به قطع سخنان نبویان با هر نیتی که باشد این حسن را دارد که دست مخالفین سانسور را به طور کمی و کیفی برای رهایی از سیطره سانسور به بهانه های مختلف از جمله مصلحت نظام و صیانت از ارزش ها و برای نقد و آسیب شناسی تفکر و تبعات همچنان دامنه دار سانسور باز می گذارد.

حتی با علم به این مهم که علی القاعده دست و بال ایشان و همفکرانش در هر حالت و شرایطی برای تغییر دیدگاه فعلی و دفاع از سانسور و حتی توجیه آنچه در نفی و مبارزه علیه سانسور بر زبان و قلم جاری کردند همیشه باز بوده و خواهد بود. کمااینکه ایشان در قبال سانسور برخی مواضع و سخنان بالاترین مقام اجرایی از صداوسیما و حتی حذف جملاتی از پیام بالاترین مقام جمهوری اسلامی وقعی نگذاشتند.


با این توضیح که سانسور اشکال پیچیده ای دارد که قطع سخنان آقای نبویان همچون تحریف، تعدیل، حذف، روایت سازی، ترور فکری، هویت سازی، جعل، مصادره به مطلوب کردن و سانسور تصاویر و ترجمه و … که اتفاقن جریان همفکر سیاسی و فکری آقای کوشکی و ایضن در همراهی ایشان با هویت سازان روزنامه کیهان از دیگر مصادیق سانسور می باشد، از این حیث قطع اظهارات آقای نبویان می تواند تنها یکی از نمودهای سانسور و علنی ترین شکل آن باشد.

می شود به این سابقه البته اتهامات ریز و درشت همفکران ایشان و ایضن جناب کوشکی به جریان های مختلف سیاسی و فکری شان در عرصه های اجتماعی و سیاسی و تاریخی و بطور یک جانبه و کمترین دفاع برای متهمین فرضی را از اشکال دیگر سانسور تلقی کرد.


آنچه شاید اسباب جسارت و جرات ایشان در نفی و انتقاد به سانسور شده چنانچه اذعان نموده مصداق آب در هاون کوبیدن و به معنی سرراست تلاش بیهوده برای ممانعت از اطلاع رسانی است. آنچه ایشان بر دلایل بیهوده بودن سانسور به دلیل تعدد و تراکم و شتاب اطلاع رسانی در عصر رسانه ها بیان می کنند، می توان به نوعی ناگزیری امثال ایشان در مواجهه عصر انفجار اطلاعات تلقی کرد.

و مهمتر این که ایشان تبعات و هزینه های سانسور را بر کلیت نظام و رسانه و ایضن تغییر مرجعیت رسانه ای از درون به انواع و اقسام شبکه ها و رسانه های برون مرزی اعم از برانداز و اصلاح طلب و … بخوبی لمس و درک کرده اند.

فراموش نکنیم تا یک دهه پیش زمان مدیریت ضرغامی بر صداوسیما آشکارا سانسور اخبار روزانه را با عناوین مختلف از جمله صلاح و مصلحت و اجتهاد خبری به مبتذل ترین شکل ممکن سانسور و بعضن از چرخه خبر حذف می شد.

اوج این نوع مدیریت رسانه ای را در حوادث مربوط به انتخابات ۸۸ شاهد بودیم. با این حال معتقدم آدمی با هر پیشینه و سابقه ای بر اساس سنت و فطرت بشری مستعد تغییر و پذیرش سخن حق است. از این حیث مخالفت ایشان با سانسور حتی سخنان آقای نبویان را فی النفسه به فال نیک گرفته با این امید که از مخالفت ابزاری و موردی با سانسور عبور کرده باشند.

می شود با چنین تحولی در ایشان و با هر نیتی و حتی به عنوان کسی که بالکل مخالف افکار و اندیشه های سیاسی ایشان می باشد، احترام گذاشت. با این حال یادداشت ایشان را می توان به مثابه سند قابل اتکایی و به نمایندگی از جریانی که به نوعی وامدار و تئوریزه کردن سانسور در اشکال مختلف بوده در حافظه رسانه ای ثبت و ضبط کرد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *