چرا به نام دفاع از رهبری با دولت مور حمایت رهبری تقابل می‌‌کنند؟


ابوالفضل نجیب، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

آنچه این روزها در تقابل با تصمیمات دولتی در خصوص مذاکره از سوی جریانی شاهد هستیم، گویای وضعیتی است که ادامه آن نه تنها منافع کلان، که کلیت نظام را با چالش و تهدید جدی مواجه می‌کند. این تقابل که ابتدا به ساکن به صورت سربسته و زیرپوستی بود، بعد از توافق پاکستان و طی روزهای اخیر همزمان در شبکه‌های صداوسیما شکل و شمایل خصمانه‌ای علیه بالاترین مقامات و مسئولین به خود گرفته است.

آنچه موضع این جریان را تأمل‌برانگیز و تأسف‌برانگیز نشان می‌دهد، کشاندن این منازعه طی هفته‌های گذشته به سطحی دیگر و تبدیل آن به شعارهای محوری در تجمعات و، بدتر از آن، تهدید علنی مقام‌های مسئول است. تأسف‌برانگیزتر اینکه مجریان صداوسیما تبدیل به هیزم‌آوران این وضعیت شده و در کمال تعجب برای دولتمردان و مسئولان سیاست خارجی خط و نشان می‌کشند؛ اتفاقی که هیچ نسبتی با وظیفه رسانه ملی ندارد.

در این وضعیت، تبدیل برخی تریبون‌داران به سیاست‌گذاران و ریل‌گذاران سیاست خارجی و خط و نشان کشیدن این طیف برای مقامات، جای خود دارد؛ وضعیتی تأسف‌بار که بیش از هر چیز از تنزل دادن و بی‌اعتبار کردن تصمیمات در حیاتی‌ترین و حساس‌ترین چند دهه‌ی اخیر حکایت دارد؛ وضعیتی که بارها به وضعیت موجودیتی تعبیر شده است.

اینکه در شرایط کنونی یک جریان خاص، و در خوش‌بینانه‌ترین فرض، بتواند به اتکای اقلیتی از هواداران، این‌چنین موجودیت کشور را تهدید و به مخاطره بیندازد، بسیار قابل تأمل و جای سؤال دارد؛ بیشتر از این جهت که این اقدامات خودسرانه در نقطه تقابل با مهم‌ترین رهنمودهای رهبر فقید در خصوص سیاست خارجی است.

فراموش نکنیم که رهبری بارها در خصوص ریل‌گذاری سیاست خارجی تأکید کرده بودند تصمیمات در این خصوص بنا به مصلحت و لحاظ منافع ملی و در بالاترین سطح مدیریت جامعه اتخاذ می‌شود. جریان‌هایی که در حال حاضر اراده خود را بسا فراتر از تصمیمات شورای عالی امنیت نظام و در رأس آن تأیید و همسویی رهبری متصور هستند، خواسته یا ناخواسته و متأسفانه، با ادعای پیروی از رهبری فقید، آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.

وضعیتی که اگر ادامه پیدا کند، تبعات آن به هیچ روی نه تنها قابل جبران نخواهد بود، که بدتر از آن مجالی برای پاسخگویی کاسه‌های داغ‌تر از آش باقی نخواهد گذاشت.

آنچه این وضعیت را بغرنج‌تر می‌کند، انسداد گفتمانی و ایزوله کردن رسانه‌ای منتقدان این وضع، به‌خصوص در سطح رسانه به اصطلاح ملی است که این روزها تماماً در انحصار تندروها قرار گرفته است؛ وضعیتی که بدون شک و با لحاظ فرصت‌طلبی آمریکا، به مهم‌ترین زمینه و انگیزه برای حملات اخیر تبدیل شده است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *