ریحانه شیبانی، انصاف نیوز: در بازار تهران هنوز خرید هست اما نه آنطور که بود. مردم به حراجیها و دستفروشها پناه بردهاند، با چند کارت بانکی در جیب، و با حسابی دقیقتر از همیشه. خبرنگار انصاف نیوز در یک روز گرم تابستانی بازار تهران را از بازار طلا تا خیابان خیام و میدان محمدیه زیر پا گذاشت؛ مردم میخرند اما حسابوکتاب میکنند.
بازار تهران در این روزها دو چهره دارد: گرانتر از گذشته، اما هنوز ارزانتر از خیابان. همین تفاوت است که مشتری را از همه طیف از خانم خانهدار، دانشجو، کارمند به این راستههای قدیمی میکشاند.
یک لیوان آبهویج کنار بازار ۸۰هزار تومان است. گران است، اما مردم میخرند چون گزینه دیگری ندارند. وعده غذایی بیشتر مردم در بازار یک ساندویچ یا یک کاسه آش شده است. نه به خاطر ذوق، بلکه به خاطر جیب؛ اما نمی شود صف پشت رستوران مسلم راهم ندید گرفت.
آنچه بازار تهران را هنوز زنده نگه داشته یک معادله ساده است: قیمت. کیف و کفش چرم در بازار تقریباً چهل درصد پایینتر از خیابان فردوسی است. قهوه همینقدر. لباس خانه بهطور میانگین نصف قیمت فروشگاههای خیابانی.
این تفاوت قیمت مشتری را میآورد حتی در این گرما، حتی با این ترافیک.
یک پدیده جالب در خیابان خیام قابل مشاهده است: کالاهای خوراکی خارجی گاهی از مشابه ایرانیشان ارزانترند. یک پاستیل خارجی بزرگ ۱۰۰ هزار تومان، خمیردندان خارجی ۲۵۰ هزار تومان، و صابون داو ۷۰ هزار تومان همه از مشابه ایرانیشان بهصرفهتر.
اما مغازهداران لباس خارجی در پاساژ دلگشا و آماتیس و بازار میگویند: جنس نیست. قفسهها خلوتتر از قبل است.
اگر بازار گران است، میدان محمدیه ارزانتر است ده تا بیست درصد پایینتر از خیابان خیام. یک کیلو لواشک خانگی ۴۰۰ هزار تومان، آلوچه نصف قیمت مغازه. مغازه های این محدوده از همه طیف مشتری دارند.
یک دستفروش دامن و تیشرت که روی پیادهرو ایستاده بود به خبرنگار انصاف نیوز گفت: وضعیت بد نیست. مردم میخرند، فقط حسابوکتاب میکنند.
در بازار تهران خشکبار هنوز با قیمتهای نزدیک به قبل از عید در دسترس است. اما اجیل افزایش قیمت داشته. مشتریان این تفاوت را میدانند و بر اساس آن خرید میکنند.
وسایل آرایشی هم در کوچه مروی محسوستر از آنلاینشاپها ارزانتر است و مشتری دارد.
در خیابان خیام، مغازههای چرخخیاط که زمانی از ارکان جهیزیه هر عروسی بودند، حالا ساکتاند. یکی از فروشندگان گفت: چرخخیاطی روزمره دیگر نمیفروشد. فروش ما شده تعمیر، قیچی، چسب جانبیها.یک عادت فرهنگی دارد آرام آرام از بازار محو میشود.
در ناصرخسرو مردم تردد دارند اما عطرفروشها کمرونقترند. بازار طلا کاملاً فعال است و کنارش دلارفروشهای دستفروش نشسته اند.
یک مشکل تازه به بازار اضافه شده: اختلالهای بانکی اخیر. مشتریان مجبورند چند کارت عوض کنند تا یک تراکنش انجام شود. پولها بلوکه میشود. کاسبها شاکیاند نه از مشتری، بلکه از سیستم.
یکی از مغازهداران کت وشلوار فروشی نزدیک بازار آهنگران گفت: مشکل فنی است، میگویند. اما وقتی پول مشتری گیر میکند، خرید نمیکند.هنوز پشت مغازه ناصر گیاهی در بازار آهنگران صف برقرار است خریدار می گوید: مغز گردو کیلویی یک میلیون و هفتصد هزارتومانی و عسل سیصد و هشتاد تومانی با کیفیت اینجا است.
بازار عولاجان خلوت تر از همیشه است .فروشنده کیف و چمدان می گوید: خرید خیلی کم شده است ،البته مردم کمتر سفر می کنند ،ولی خرید کیف های سبک و روزمره همچنان خریدار دارد .
بازار تهران هنوز نفس میکشد. اما نفسش سنگینتر است. چرخخیاطیهایی که خاموشاند، و کارتهای بانکی که کار نمیکنند اینها فقط اعداد نیستند. اینها داستان یک شهر است که دارد یاد میگیرد کمتر بخواهد، تا بتواند بیشتر دوام بیاورد.
انتهای پیام





