امیرعباس میرزاخانی، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داد، نوشت:
تاریخ مدیریت رسانه در ایران، مسیری پرفرازونشیب را طی کرده است که متأسفانه هر ایستگاه آن، یادآور یک اشتباه راهبردی است. ایستگاه اول، سال ۱۳۹۷ بود؛ زمانی که برنامه «نود» قربانی تنگنظریها شد. ایستگاه دوم نیز درست دو روز پیش، در تبِ پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶ رقم خورد؛ زمانی که پلتفرم «فوتبال ۳۶۰» با همان منطق پیشین از دسترس خارج شد. این دو رویداد، اگرچه با فاصله زمانی هشتساله رخ دادهاند، اما از یک آبشخور فکری مشترک سیراب میشوند: برخورد سلبی با هر صدایی که با روایت رسمی مدیریت ورزش همخوان نیست.
۱. از «نود» تا «۳۶۰»؛ تداوم یک خطای راهبردی
حذف برنامه «نود» در سال ۱۳۹۷، نه یک اتفاق ساده تلویزیونی، بلکه آغاز روندی بود که در آن، رسانه از «ناظر کیفی» به «تریبون یکسویه» تنزل یافت. عادل فردوسیپور و تیمش در پلتفرم «فوتبال ۳۶۰» این بار در فضایی متفاوت تلاش کردند تا آن مرجعیت از دسترفته را در فضای دیجیتال احیا کنند. اما گویی «تاریخ حذف» در ایران تمایلی به تغییر ندارد.
مسدود شدن این پلتفرم بلافاصله پس از جام جهانی ۲۰۲۶، آن هم به درخواست سرمربی تیم ملی، پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد. امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، در حالی درخواست مسدودسازی این تریبون را مطرح کرده که منتقدان رسانهای را «سدهایی در برابر موفقیت» میبیند. این نگاه، خطرناکترین نوع حکمرانی ورزشی است؛ نگاهی که در آن، نقد فنی منتقدان و کارشناسان، به مثابه دشمنی تلقی میشود.
۲. تقلیل «منتقد» به «سد»؛ آدرس غلط برای فرار از پاسخگویی
اینکه سرمربی تیم ملی، یک پلتفرم رسانهای را «سد» مینامد، نشاندهنده یک سوءبرداشت بنیادین از مفهوم «موفقیت» است. در حکمرانی مطلوب، منتقد نه یک سد، بلکه یک «آینه» است. تیمی که در جام جهانی ۲۰۲۶ به دلیل ضعفهای ساختاری و فنی، نتایجی دور از انتظار کسب کرده، باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد.
وقتی سرمربی به جای اصلاح تاکتیکی یا پذیرش ضعفهای مدیریتی، به دنبال حذف تریبونهای منتقد است، در واقع میکوشد با ایجاد خلأ اطلاعرسانی، زمان بخرد. این رفتار، دهنکجی آشکاری به هوش مخاطب است. مردم میبینند که تیم در زمین مسابقه نتیجه نگرفته، اما به جای عذرخواهی یا ارائه برنامهای برای اصلاح، شاهد فشار برای بستن زبان منتقدان هستند. این شیوه نه تنها «سد» را برنمیدارد، بلکه به «دیوار بیاعتمادی» میان مردم و تیم ملی میافزاید.
۳. حکمرانی معیوب؛ وقتی رسانه ابزار تسویهحساب میشود
اشتباه راهبردی در اینجاست که نهادهای فنی ورزش (کادر فنی و فدراسیون) در سازوکارهای رسانهای دخالت کنند. وقتی یک سرمربی اجازه مییابد برای پاک کردن صورتمسئله، به اهرمهای فشار متوسل شود، یعنی ساختار حکمرانی آن نهاد ورزشی از درون دچار آسیب شده است.
جام جهانی ۲۰۲۶ ویترینی بود که ضعفهای فنی تیم ملی را آشکار کرد. حالا، به جای آنکه سرمربی با تکیه بر کارشناسان خبره ـ که اتفاقاً در پلتفرمهایی مانند «۳۶۰» حضور داشتند ـ به تحلیل علمی شکست بپردازد، با «فیلترینگ» به جنگ تحلیل رفته است. این یعنی برای حفظ جایگاه فردی، حاضر به هزینه کردن از سرمایه اجتماعی هستیم.
آیا امیر قلعهنویی تصور میکند با حذف صدای عادل فردوسیپور، ضعفهای فنی تیمش در مستطیل سبز محو میشود؟ آیا او نمیداند که در عصر دیجیتال، حذف فیزیکی یک تریبون به معنای حذف تحلیل انتقادی نیست؟ برعکس، چنین اقدامی مرجعیت منتقدان را نزد افکار عمومی تقویت میکند.
۴. فرجام این تقابل؛ ایران نیازمند اصلاح حکمرانی است
دغدغه ما در حکمرانی، انسجام ملی است. اما رفتارهایی که از سال ۱۳۹۷ با حذف «نود» آغاز شد و امروز با حذف «۳۶۰» ادامه یافته، دقیقاً خلاف مسیر انسجام است. ما در حال خودزنی در عرصه رسانه هستیم. امیر قلعهنویی، با این اقدام، ناخواسته از فردوسیپور یک «قهرمان مظلوم» میسازد و خود را در جایگاه «مدیر محدودکننده» تثبیت میکند؛ تصویری که در شأن سرمربی تیم ملی ایران نیست.
نظام حکمرانی ما نیازمند یک جراحی عمیق است؛ جراحیای که در آن، پاسخگویی جایگزین فرافکنی شود. اگر قرار است «سدها» را برداریم، باید سد جهل، سد خودشیفتگی مدیریتی و سد برخورد امنیتی با نقد فنی را برداریم، نه سد رسانههایی که صدای مردم هستند.
حذف پلتفرم «۳۶۰»، آخرین پرده از نمایشی است که از سال ۱۳۹۷ آغاز شده و نتیجهاش تنها دورتر شدن بدنه اجتماعی از تیم ملی بوده است. اگر به دنبال پیروزی در میادین جهانی هستیم، باید پیش از هر چیز در میدان اخلاق و سعهصدر پیروز شویم. سرمربیای که از نقد میهراسد، هرگز نمیتواند تیم خود را به پیروزی برساند؛ چرا که پیروزی از مسیر اصلاح خطاها میگذرد، نه از مسیر خاموش کردن آینههایی که خطاها را نشان میدهند.
زمان آن رسیده است که حکمرانان، با نگاهی کلان و آیندهنگر، این چرخه معیوبِ «نقد = سد راه» را بشکنند. حذف فردوسیپور شاید برای لحظهای منتقدان را ساکت کند، اما شکست تیم ملی را در حافظه تاریخی ماندگارتر خواهد کرد.
انتهای پیام





