دکتر علیرضا اشرفی، پزشک و درمانگر اختلالات جنسی در یادداشتی با عنوان «سلامت جنسی فقط نبود بیماری نیست؛ فاصله مراقبت از مردان در ایران با تعریف سازمان بهداشت جهانی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
در سالهای کار حرفهایام با مردانی روبهرو شدهام که وقتی بالاخره تصمیم میگیرند درباره سلامت جنسی خود صحبت کنند، معمولاً از نقطه شروع مسئله فاصله زیادی گرفتهاند. بسیاری از آنها در نخستین جملهها از «علامت» حرف میزنند؛ از کاهش میل، اختلال نعوظ، زودانزالی، نگرانی درباره توان جنسی، اضطراب هنگام رابطه یا تغییراتی که برایشان قابل توضیح نیست. اما وقتی گفتوگو کمی جلوتر میرود، روشن میشود که مسئله فقط یک علامت جسمی نیست. پشت آن، لایههایی از شرم، ترس از قضاوت، اضطراب، سکوت رابطهای، تجربههای اشتباه از خوددرمانی و گاهی سالها تأخیر در مراجعه وجود دارد.
این تجربه برای من بارها تکرار شده است: مردانی که بیشتر از خود مشکل، از بیان کردن مشکل میترسند. بعضیها نگراناند که «ضعیف» به نظر برسند؛ بعضیها میترسند قضاوت شوند؛ بعضیها نمیدانند باید به چه کسی مراجعه کنند؛ و برخی هم پیش از رسیدن به متخصص، مسیر جستوجوی اینترنتی، داروهای پیشنهادی اطرافیان یا مکملهای تبلیغاتی را طی کردهاند.
همینجا پرسش اصلی شکل میگیرد: آیا ما سلامت جنسی مردان را واقعاً بهعنوان بخشی از سلامت عمومی میبینیم؟ یا هنوز آن را موضوعی خصوصی، شرمآور، حاشیهای و فقط مربوط به «اختلال» و «درمان» تلقی میکنیم؟
برای پاسخ به این پرسش، یکی از بهترین معیارها تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت جنسی است؛ تعریفی که اگر آن را جدی بگیریم، متوجه میشویم فاصله مهمی میان نگاه جامع جهانی و تجربه رایج بسیاری از مردان در ایران وجود دارد.
سازمان بهداشت جهانی سلامت جنسی را چگونه تعریف میکند؟
سازمان بهداشت جهانی در سند مرجع خود، سلامت جنسی را صرفاً نبود بیماری، اختلال یا ناتوانی نمیداند. در نگاه WHO، سلامت جنسی وضعیتی از رفاه جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی در ارتباط با sexuality است. این تعریف تأکید میکند که سلامت جنسی فقط به بدن مربوط نیست؛ به احساس فرد نسبت به خود، کیفیت رابطه، امنیت روانی، احترام، رضایت، نبود اجبار و دسترسی به اطلاعات و مراقبت مناسب هم مربوط است.
این نگاه، یک تغییر مهم ایجاد میکند. اگر سلامت جنسی را فقط به معنای «نداشتن اختلال» بدانیم، نظام مراقبت معمولاً زمانی وارد عمل میشود که فرد با مشکل مشخصی مراجعه کرده باشد. اما اگر سلامت جنسی را بخشی از کیفیت زندگی بدانیم، آنوقت باید درباره پیشگیری، آموزش، گفتوگوی امن، مراجعه زودهنگام، محرمانگی و مراقبت هماهنگ هم صحبت کنیم.
به بیان سادهتر، در تعریف WHO، سلامت جنسی مردان فقط این نیست که آیا فرد از نظر فیزیولوژیک عملکردی دارد یا نه؛ بلکه این هم هست که آیا میتواند نگرانی خود را بدون ترس بیان کند؟ آیا به اطلاعات معتبر دسترسی دارد؟ آیا میداند چه زمانی باید کمک بگیرد؟ آیا مسیر مراجعه برای او امن، محترمانه و محرمانه است؟ آیا نظام سلامت او را فقط در قالب ناباروری، عفونت یا اختلال نمیبیند، بلکه به کیفیت زندگی و سلامت روان او هم توجه میکند؟
این همان نقطهای است که باید وضعیت رایج ایران را با این معیار مقایسه کرد.
سلامت جنسی مردان در ایران چگونه دیده میشود؟
در ایران، سلامت جنسی مردان معمولاً از چند مسیر محدود وارد گفتوگوی عمومی یا مسیر درمان میشود.
مسیر اول ناباروری: بسیاری از مردان زمانی وارد ارزیابی سلامت جنسی یا تولیدمثل میشوند که یک زوج برای فرزندآوری با مشکل مواجه شده است. در این وضعیت، مرد بالاخره بخشی از فرآیند تشخیص و درمان میشود، اما مسئله او اغلب در قاب باروری دیده میشود؛ یعنی پرسش اصلی این است که آیا توان باروری وجود دارد یا نه. این نگاه مهم است، اما کافی نیست. سلامت جنسی مردان فقط به باروری محدود نمیشود.
مسیر دوم اختلال عملکرد جنسی: مانند اختلال نعوظ، زودانزالی، کاهش میل جنسی یا نگرانی درباره عملکرد. اما در عمل، بسیاری از مردان زمانی این مسائل را مطرح میکنند که مشکل از مرحله نگرانی اولیه عبور کرده و به اضطراب، کاهش اعتمادبهنفس، تنش رابطهای یا احساس شکست شخصی تبدیل شده است. این تأخیر فقط مسئله فردی نیست؛ نشانه آن است که مسیر شروع گفتوگو برای بسیاری از مردان آسان نیست.
مسیر سوم عفونتهای مقاربتی: در این حوزه، ادبیات عمومی بیشتر مبتنی بر هشدار، ترس یا پیشگیری است. البته پیشگیری ضروری است، اما اگر گفتوگو فقط با ترس و انگ همراه باشد، ممکن است افراد بهجای مراجعه، پنهانکاری کنند. سیاست سلامت موفق فقط هشدار نمیدهد؛ امکان گفتوگوی امن هم ایجاد میکند.
مسیر چهارم خوددرمانی: بسیاری از مردان پیش از مراجعه به متخصص، سراغ جستوجوی اینترنتی، توصیه دوستان، داروخانه، مکملهای تبلیغاتی یا داروهای جنسی بدون ارزیابی میروند. این رفتار را نباید صرفاً به «بیمسئولیتی فرد» نسبت داد. گاهی خوددرمانی نشانه شکست مسیر رسمی مراقبت است؛ یعنی فرد یا نمیداند از کجا شروع کند، یا از بیان مسئله خجالت میکشد، یا نگران محرمانگی است، یا تجربه ذهنی او از مراجعه، تجربهای همراه با قضاوت و اضطراب است.
مسیر پنجم سکوت: سکوتی که هم در سطح فردی وجود دارد و هم گاهی در اتاق درمان. بیمار نمیپرسد، چون خجالت میکشد. پزشک یا ارائهدهنده خدمت هم ممکن است نپرسد، چون زمان محدود است، آموزش ارتباطی کافی ندیده، یا این موضوع را خارج از دستور کار مراجعه میداند. نتیجه، سکوت دوطرفهای است که مسئله را نامرئی نگه میدارد.
فاصله وضعیت رایج ایران با معیار سازمان بهداشت جهانی
اگر تعریف WHO را معیار قرار دهیم، چند فاصله مهم دیده میشود.
- فاصله در تعریف: از کیفیت زندگی تا علامتمحوری
در تعریف WHO، سلامت جنسی بخشی از رفاه جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی است. اما در تجربه رایج، سلامت جنسی مردان در ایران بیشتر زمانی جدی گرفته میشود که به علامت، اختلال، ناباروری یا بیماری تبدیل شده باشد.
این یعنی ما کمتر درباره سلامت جنسی بهعنوان بخشی از کیفیت زندگی صحبت میکنیم. مردی که دچار نگرانی، اضطراب عملکرد، کاهش رضایت، ترس از شکست یا سردرگمی درباره تغییرات بدن خود است، ممکن است تا زمانی که مشکل شدید نشده، خود را «بیمار» نداند و مراجعه نکند. در حالی که مراقبت خوب، فقط واکنش به بحران نیست؛ کمک به فهم زودهنگام مسئله هم هست.
- فاصله در زبان: از گفتوگوی محترمانه تا شرم و شوخی
WHO بر رویکرد مثبت، محترمانه و غیرقضاوتی تأکید میکند. اما در فضای عمومی ما، زبان سلامت جنسی اغلب یا شوخیآمیز است، یا ترسآلود، یا قضاوتگر، یا بیش از حد پنهان. وقتی جامعه زبان محترمانهای برای صحبت درباره یک مسئله ندارد، افراد هم برای بیان تجربه خود دچار مشکل میشوند.بسیاری از مردان حتی نمیدانند چگونه باید مسئله را توضیح دهند. واژگانشان یا از تبلیغات آمده، یا از شوخیهای جمعی، یا از جستوجوهای پراکنده اینترنتی. نتیجه این است که مشکل یا اغراق میشود، یا کوچک شمرده میشود، یا اصلاً بیان نمیشود.
- فاصله در محرمانگی: درمانگر هست، اما مسیر امن نیست
در بحث دسترسی به سلامت، معمولاً از تعداد پزشک و درمانگر، هزینه، شهر محل زندگی یا امکانات درمانی صحبت میکنیم. اما در سلامت جنسی، دسترسی فقط اینها نیست. محرمانگی، امنیت روانی و ترس نداشتن از قضاوت، بخشی از خود دسترسیاند.
ممکن است متخصص وجود داشته باشد، اما فرد مراجعه نکند؛ چون میترسد اطلاعاتش افشا شود، برخورد نامناسب ببیند، یا در فرآیند پذیرش و مراجعه احساس شرم کند. بنابراین، برای سلامت جنسی مردان باید دسترسی را فراتر از «وجود خدمت» تعریف کرد. خدمت باید قابلاستفاده، امن، محترمانه و محرمانه باشد.
- فاصله در ارتباط حرفهای: بیمار نمیگوید، درمانگر نمیپرسد
WHO بر اهمیت گفتوگوی کوتاه، حرفهای و مرتبط با مسائل جنسی در خدمات سلامت تأکید میکند. نکته مهم این است که همیشه لازم نیست گفتوگو طولانی یا پیچیده باشد. گاهی یک سؤال کوتاه، محترمانه و بدون قضاوت میتواند مسیر کمکگرفتن را باز کند.
در ایران، این گفتوگو غالباً وابسته به جسارت بیمار یا مهارت فردی پزشک است. اگر بیمار شرم داشته باشد و پزشک هم سؤال نکند، مسئله پنهان میماند. اینجا نیاز به آموزش، پروتکلهای ارتباطی و عادیسازی گفتوگوی حرفهای وجود دارد.
- فاصله در ادغام خدمات: سلامت جنسی میان تخصصها گم میشود
سلامت جنسی مردان میتواند به عوامل متعددی مرتبط باشد: سلامت قلب و عروق، دیابت، وضعیت هورمونی، مصرف داروها، سلامت روان، اضطراب، رابطه عاطفی، سبک زندگی یا بیماریهای زمینهای. اما مسیر مراقبت همیشه هماهنگ نیست. فرد ممکن است نداند باید از پزشک عمومی شروع کند، به اورولوژیست مراجعه کند، روانپزشک ببیند، روانشناس یا سکستراپیست نیاز دارد، یا ابتدا باید آزمایشهای پایه انجام دهد.وقتی مسیر مراجعه بیماران در ایران روشن نیست، فرد یا سرگردان میشود یا به سادهترین گزینه که همان خوددرمانی است پناه میبرد.
چرا این فاصله ها مهم است؟
ممکن است برخی بگویند سلامت جنسی موضوعی شخصی است و نباید آن را بیش از حد بزرگ کرد. اما واقعیت این است که سکوت در این حوزه پیامدهای گستردهتری دارد.
نخستین پیامد، تأخیر در مراجعه است. وقتی مردی ماهها یا سالها مسئلهای را پنهان میکند، مراجعه او معمولاً زمانی رخ میدهد که اضطراب، تنش رابطهای یا مصرف خودسرانه دارو به مسئله اضافه شده است.
پیامد دوم، خوددرمانی است. مصرف داروهای جنسی بدون ارزیابی میتواند خطرناک باشد؛ بهویژه برای افرادی که بیماری قلبی، فشار خون، دیابت، مشکلات کبدی یا کلیوی دارند، یا داروهای خاص مصرف میکنند. افزون بر این، خوددرمانی ممکن است علت اصلی مشکل را پنهان کند و تشخیص درست را به تأخیر بیندازد. فراموش نکنیم که بسیاری از درمان های غیررسمی حل مشکلات جنسی مردان در ایران مصرف داروهای مخدر غیرقانونی است که به راحتی افراد را به دام اعتیاد می اندازد.
پیامد سوم، اضطراب عملکرد است. بسیاری از مشکلات جنسی وقتی با ترس از تکرار، احساس شکست یا فشار روانی همراه میشوند، پیچیدهتر میشوند. مردی که یک تجربه ناموفق را نشانه از دست رفتن ارزش شخصی خود میداند، ممکن است وارد چرخهای شود که در آن اضطراب، خود مشکل را تشدید میکند.
پیامد چهارم، آسیب به رابطه است. وقتی درباره مسئله گفتوگو نمیشود، طرف مقابل ممکن است آن را به بیعلاقگی، طرد، خیانت یا سردی عاطفی تعبیر کند. در چنین شرایطی، مشکل جنسی فقط در بدن فرد باقی نمیماند؛ وارد فضای رابطه میشود و کیفیت ارتباط را تحت تأثیر قرار میدهد.
پیامد پنجم، کاهش اعتماد به مسیر رسمی درمان است. اگر فرد احساس کند مسیر رسمی سخت، شرمآور، نامطمئن یا قضاوتگر است، بازار غیررسمی رشد میکند؛ از تبلیغات درماننما تا فروش داروها و مکملهای نامعتبر.
چه باید کرد؟ چند راهکار عملی و سیاستمحور برای بهبود سلامت جنسی مردان در ایران
برای نزدیکتر شدن به معیار WHO، لازم نیست همهچیز را از ابتدا بسازیم. اما باید نگاه خود را تغییر دهیم: از درمان دیرهنگام اختلال، به سمت مراقبت زودهنگام، محترمانه، محرمانه و هماهنگ.
۱. سلامت جنسی باید بخشی از مراقبت عمومی مردان شود
سلامت جنسی نباید فقط زمانی مطرح شود که فرد برای ناباروری یا اختلال شدید مراجعه کرده است. در چکاپها، مراقبتهای مرتبط با دیابت، فشار خون، سلامت روان، مصرف داروها یا تغییرات سنی، میتوان با چند سؤال کوتاه و محترمانه امکان طرح مسئله را فراهم کرد.این کار به معنای ورود بیجا به حریم خصوصی نیست؛ اگر درست انجام شود، دقیقاً احترام به سلامت فرد است. پرسش حرفهای، محرمانه و با اجازه بیمار، میتواند دری را باز کند که فرد مدتها منتظر آن بوده است.
۲. پزشکان و ارائهدهندگان خدمت باید برای گفتوگوی کوتاه آموزش ببینند
یکی از راهکارهای مهم، آموزش مهارت ارتباطی است. بسیاری از ارائهدهندگان خدمت ممکن است از نظر علمی توانمند باشند، اما برای شروع گفتوگو درباره مسائل جنسی آموزش ساختاریافته ندیده باشند.حقیقت این است که آموزش درمان اختلالات جنسی جایگاهی در کوریکولوم آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان مهمترین مرجع آموزشی کادر سلامت کشور ندارد و آموزش رسمی برای آن انجام نمی شود.
۳. محرمانگی باید در تجربه خدمت دیده شود
محرمانگی فقط یک اصل اخلاقی روی کاغذ نیست. باید در مسیر واقعی مراجعه حس شود. از نحوه پذیرش تا فضای مشاوره، از ثبت اطلاعات تا برخورد کارکنان، همهچیز باید به فرد نشان دهد که مسئله او با احترام و امانتداری شنیده میشود.در حوزه سلامت جنسی، اگر محرمانگی تضعیف شود، مراجعه کاهش پیدا میکند. بنابراین محرمانگی نه یک مزیت جانبی، بلکه زیرساخت دسترسی است.
۴. باید میان خودمراقبتی و خوددرمانی تفاوت گذاشت
خودمراقبتی یعنی فرد اطلاعات معتبر داشته باشد، بدن خود را بهتر بشناسد، علائم هشدار را جدی بگیرد و بداند چه زمانی باید مراجعه کند. اما خوددرمانی یعنی مصرف دارو، مکمل یا مداخله بدون ارزیابی معتبر.
سیاست سلامت باید خودمراقبتی را تقویت کند، اما خوددرمانی پرخطر را کاهش دهد. برای این کار، تولید محتوای ساده، علمی، قابل اعتماد و غیرترساننده ضروری است. مردان باید بدانند چه چیزهایی طبیعی است، چه چیزهایی نیاز به بررسی دارد، و چه زمانی مراجعه ضروری است.
۵. مسیر ارجاع در نظام سلامت باید روشن و چندتخصصی باشد
سلامت جنسی مردان گاهی مسئلهای اورولوژیک است، گاهی روانشناختی، گاهی مرتبط با داروها، گاهی وابسته به بیماریهای زمینهای، و گاهی ترکیبی از همه اینها. بنابراین باید مسیر ارجاع روشن باشد.
پزشک عمومی، اورولوژیست، روانپزشک، روانشناس، سکستراپیست، متخصص غدد و حتی متخصص قلب، هرکدام ممکن است در بخشی از مسیر نقش داشته باشند. اما فرد نباید مجبور باشد خودش میان این تخصصها سرگردان شود. یک نظام مراقبت خوب، ابتدا مسئله را ارزیابی میکند و سپس ارجاع مناسب میدهد.این درحالی است که در نظام سلامت کشور ما مسیر شفاف و مشخصی برای مراجعین یا برای ارجاع دهندگان(پزشکان) مشخص نشده است.
سلامت جنسی را باید از حاشیه شرم به متن سلامت عمومی آورد
تعریف سازمان بهداشت جهانی به ما یادآوری میکند که سلامت جنسی فقط نبود بیماری یا اختلال نیست. این حوزه با رفاه جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی انسانها گره خورده است. درباره مردان، این مسئله اهمیت ویژهای پیدا میکند، چون بسیاری از آنان در فرهنگی رشد کردهاند که از آنها انتظار دارد درباره ضعف، ترس، اضطراب یا نیاز به کمک کمتر حرف بزنند.
در ایران، سلامت جنسی مردان هنوز اغلب در قابهای محدود دیده میشود: ناباروری، اختلال، هشدار، دارو یا سکوت. اما اگر معیار WHO را جدی بگیریم، باید نگاه جامعتری داشته باشیم؛ نگاهی که در آن محرمانگی، گفتوگوی محترمانه، اطلاعات معتبر، مراقبت اولیه، ارجاع هماهنگ و کیفیت زندگی جایگاه جدی داشته باشند.
به باور من، مسئله اصلی فقط این نیست که مردان باید بیشتر مراجعه کنند. مسئله این است که ما باید مسیر مراجعه را برای آنها امنتر، انسانیتر و قابل اعتمادتر کنیم. مردی که درباره سلامت جنسی خود نگرانی دارد، نباید احساس کند تنها گزینههایش پنهانکاری، جستوجوی بیپایان اینترنتی یا مصرف خودسرانه دارو یا مخدرهاست.
شاید قدم اول این باشد که سلامت جنسی را از حاشیه شرم به متن سلامت عمومی برگردانیم؛ جایی که درباره آن نه با شوخی و ترس، بلکه با احترام، علم و مسئولیت صحبت شود. این تغییر، هم به نفع فرد است، هم به نفع رابطه، هم به نفع خانواده و هم به نفع نظام سلامت.
منابع:
۱. World Health Organization. Defining sexual health: Report of a technical consultation on sexual health, 28–۳۱ January 2002, Geneva
۲. World Health Organization. Sexual Health – Health Topics
۳. World Health Organization. Sexual health and its linkages to reproductive health: an operational approach
۴. World Health Organization. Brief sexuality-related communication: recommendations for a public health approach
انتهای پیام




