وقتی علم ژنتیک به میدان منازعه هویتی کشیده می‌شود

امیرمعین شمسایی، دانشجوی ارتباطات دانشگاه تهران در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «وقتی علم ژنتیک به میدان منازعه هویتی کشیده می‌شود؛ نقدی بر پژوهش دکتر احسان شاه‌قاسمی درباره پان‌ترکیسم در فضای دیجیتال» نوشت:

پژوهش دکتر احسان شاه‌قاسمی با عنوان «پان‌ترکیسم در بحران: آزمایش ژنتیک و فروپاشی هویت قومی ترکی در گفتمان دیجیتال ایرانیان» نشان می‌دهد که چگونه پیشرفت‌های علمی در حوزه ژنتیک، فراتر از محیط آزمایشگاه، به ابزاری برای بازتعریف هویت‌های ملی و تقابل‌های ایدئولوژیک در فضای مجازی تبدیل شده است. این مطالعه که به بررسی واکنش کاربران شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) نسبت به نتایج وایرال‌شده آزمایش‌های DNA شهروندان ترکیه می‌پردازد، فصلی جدید در درک نسبت میان «زیست‌سیاست» و «ناسیونالیسم دیجیتال» گشوده است.

ژنتیک به میدان تازه‌ای برای منازعه بر سر هویت تبدیل شده است

برای درک ابعاد بحرانی که این پژوهش به آن اشاره دارد، باید ابتدا ماهیت ایدئولوژی پان‌ترکیسم را واکاوی کرد. بر اساس این مطالعه، پان‌ترکیسم نه یک واقعیت تاریخی ازلی، بلکه یک «اختراع مدرن» متعلق به اواخر قرن نوزدهم است که توسط روشنفکرانی چون ضیا گوک‌آلپ با الگوبرداری از مدل‌های اروپایی بنا شد. این تفکر بر اصالت «خون» تأکید داشت و ادعا می‌کرد تبار ترک‌ها به صورت خالص و بدون انقطاع از آسیای مرکزی تا آناتولی امتداد یافته است.

در اوایل جمهوری ترکیه، این اسطوره‌شناسی با حمایت دولت در قالب «تز تاریخ ترکی» نهادینه شد و حتی از علوم کاذبی چون جمجمه‌سنجی برای اثبات برتری نژادی استفاده گردید. با این حال، پژوهش دکتر شاه‌قاسمی تأکید می‌کند که بزرگ‌ترین خطای این جریان، یکی دانستن «زبان» با «تبار بیولوژیکی» است. داده‌های ژنتیک مدرن نشان می‌دهند که مردم ترکیه امروزه بیشتر با جمعیت‌های مدیترانه و خاورمیانه خوشه‌بندی می‌شوند و سهم تبار آسیای مرکزی در آن‌ها بسیار ناچیز است. این واقعیت نشان می‌دهد که زبان ترکی از طریق سلطه نخبگان و جذب فرهنگی گسترش یافته است، نه مهاجرت انبوه نژادی.

این پژوهش با رویکردی ترکیبی، ۱۰۷۳ پست منحصربه‌فرد را که در واکنش به ویدیوهای آزمایش DNA منتشر شده بودند، تحلیل کرده است. بررسی توزیع کلمات نشان داد که اکثر این پیام‌ها بسیار کوتاه، بین پنج تا ۱۰ کلمه، هستند که بازتاب‌دهنده ماهیت کنایه‌آمیز و ضربتی فضای توئیتر است.

دکتر شاه‌قاسمی برای کشف الگوهای پنهان در این حجم از داده، از مدل‌سازی موضوعی LDA استفاده کرده است. این الگوریتم هوشمند با بررسی هم‌زمانی کلمات، موضوعات محوری بحث‌ها را شناسایی می‌کند. پژوهشگر با استفاده از معیارهای فنی مانند «ضریب انسجام»، ۱۵ خوشه موضوعی اصلی را از میان داده‌ها استخراج کرد که تصویری از تقابل‌های هویتی کاربران ارائه می‌دهد.

یک داده علمی واحد می‌تواند روایت‌های کاملاً متفاوتی از هویت تولید کند

تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده یک بحران هویتی عمیق است که در چندین سطح نمایان شده است. «فروپاشی هویت قومی» بزرگ‌ترین خوشه پژوهش است که با ۳۹۹ پست، بیشترین سهم را در داده‌ها دارد. این خوشه نشان‌دهنده لرزه‌ای است که شواهد ژنتیکی در باورهای نژادی ایجاد کرده‌اند؛ جایی که کاربران با دیدن نتایجی در تضاد با اسطوره‌هایشان، دچار نوعی مقاومت عاطفی شدید می‌شوند.

یکی از یافته‌های محوری این مطالعه، تفاوت در رفتار کاربران ایرانی و پان‌ترک‌ها است. کاربران فارسی‌زبان از این نتایج با «اعتماد به نفس» استقبال کرده و از آن به عنوان ابزاری برای ابطال ادعاهای رقیب استفاده کردند، زیرا این داده‌ها را تأییدی بر درک تاریخی خود می‌دیدند.

تحلیل احساسات نیز نشان می‌دهد که حدود ۴۴ درصد پست‌ها لحنی خنثی و کنایه‌آمیز داشته‌اند. در حالی که حدود ۲۷ درصد کاربران، عمدتاً ایرانیان، احساساتی چون «خوشحالی» را بروز دادند، ۲۸ درصد دیگر، عمدتاً پان‌ترک‌ها، در طبقه «خشمگین و بسیار خشمگین» قرار گرفتند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که احساسات در فضای دیجیتال می‌توانند به ابزاری برای مرزبندی‌های هویتی تبدیل شوند.

یکی از نقاط قوت پژوهش، تحلیل شبکه هم‌آیی است. طبق مدل ترسیم‌شده در این پژوهش، سه موضوع «فروپاشی هویت قومی»، «تقلیل‌گرایی فرهنگی» و «تقلیل‌گرایی ژنتیکی» هسته اصلی این گفتمان را تشکیل می‌دهند. این شبکه نشان می‌دهد که کاربران در مواجهه با تهدید هویتی، بلافاصله به سمت ساده‌سازی‌های نژادی، مانند تقلیل هویت به درصدهای خونی، حرکت می‌کنند. در این فضا، موضوعاتی چون «انکار علم» یا «توهین و خشونت کلامی» نیز به عنوان استراتژی‌های دفاعی برای محافظت از مرزهای هویتی به کار گرفته می‌شوند.

ترکیب روش‌های تحلیلی تصویری چندلایه از منازعه هویتی در فضای دیجیتال ارائه می‌دهد

نویسنده تنها به یک روش بسنده نکرده، بلکه از ترکیب سه روش قدرتمند استفاده کرده است. مدل‌سازی موضوعی LDA برای استخراج موضوعات کلان، تحلیل احساسات مبتنی بر جنبه برای فهم لایه‌های عاطفی پست‌ها و نقشه‌برداری شبکه هم‌آیی برای درک پیوند میان مفاهیم به کار گرفته شده‌اند.

این تعدد روش‌ها باعث شده است یافته‌های پژوهش از ابعاد مختلف، شامل محتوایی، احساسی و ارتباطی، بررسی شوند. همچنین، شناسایی تفاوت واکنش ایرانیان و طرف مقابل از دیگر بینش‌های ارزشمند این مقاله است. نویسنده به درستی تشخیص داده است که آزمایش DNA برای یک گروه باعث «بحران» و برای گروه دیگر، یعنی ایرانیان، باعث «تثبیت و اعتماد به نفس» شده است.

با این حال، باید میان این یافته توصیفی و تفسیر علمی آن تمایز قائل شد. پژوهشگر به عنوان یک پژوهشگر ارتباطات، با استفاده از داده‌های آماری توئیتر به درستی یک پدیده واقعی را رصد کرده است. او با تکیه بر تحلیل احساسات نشان داده است که در اتمسفر دیجیتال، یک گروه از کاربران ایرانی در موضعی تهاجمی‌تر و با اعتماد به نفس قرار دارند و گروه دیگر در موضعی دفاعی‌تر ظاهر می‌شوند. این یک یافته توصیفی است و نشان می‌دهد چه چیزی در حال رخ دادن است.

برخی ملاحظات روش‌شناختی تفسیر یافته‌های پژوهش را با چالش روبه‌رو می‌کند

نخستین نقد به اعتبار آزمایش‌های تجاری موسوم به DTC مربوط می‌شود. پژوهش حاضر آزمایش‌های شرکت‌هایی مانند MyHeritage را به عنوان «واقعیت بیولوژیکی» می‌پذیرد، در حالی که این شرکت‌ها از «نمونه‌های مرجع» اختصاصی استفاده می‌کنند که ممکن است با محدودیت‌ها و خطاهایی همراه باشند. بنابراین، میان «دقت آزمایشگاهی» و «تأثیر اجتماعی ویدیوهای وایرال» باید مرز روشنی وجود داشته باشد؛ چرا که آنچه موجب بحران می‌شود، لزوماً خود علم دقیق نیست، بلکه می‌تواند «نمایش رسانه‌ای» و نحوه بازنمایی آن باشد.

دومین نقد به سوگیری احتمالی در تحلیل مفهوم «اعتماد به نفس» بازمی‌گردد. ادعای نویسنده مبنی بر استقبال با اعتماد به نفس ایرانیان از نتایج می‌تواند نیازمند بررسی انتقادی بیشتری باشد. ناسیونالیسم ایرانی نیز ممکن است اسطوره‌های نژادی مشابهی داشته باشد که در صورت مواجهه با آزمایش DNA، به همان اندازه آسیب‌پذیر و دچار بحران شوند.

سومین نقد نیز به محدودیت‌های مدل‌سازی موضوعی LDA در متون کوتاه مربوط می‌شود. تحلیل موضوعی بر روی پست‌های توئیتر که اغلب زیر ۲۰ کلمه هستند، با چالش‌های فنی همراه است. خطر برداشت اشتباه از کنایه‌ها، طنز و اصطلاحات عامیانه فارسی توسط الگوریتم می‌تواند بر روایی برخی از ۱۵ خوشه شناسایی‌شده تأثیر بگذارد.

در نهایت، مسئله اصلی در ارزیابی این پژوهش آن است که میان «توصیف رفتار کاربران» و «تفسیر و تأیید علمی این رفتارها» تمایز قائل شویم. پژوهشگر با موفقیت توانسته است آنچه را در فضای دیجیتال رخ داده، توصیف کند، اما این یافته که یک گروه از کاربران از نتایج آزمایش‌های DNA استقبال کرده و گروهی دیگر نسبت به آن واکنش منفی نشان داده‌اند، لزوماً به معنای تأیید علمی یا تاریخی روایت گروه نخست نیست.

از این منظر، شاید مهم‌ترین دستاورد این پژوهش نه اثبات برتری یک روایت هویتی بر روایت دیگر، بلکه نشان دادن نحوه تبدیل داده‌های علمی به ابزارهایی برای منازعه هویتی در فضای دیجیتال باشد. آزمایش DNA هنگامی که در شبکه‌های اجتماعی بازنمایی و وایرال می‌شود، دیگر صرفاً یک داده علمی باقی نمی‌ماند، بلکه می‌تواند به نشانه‌ای برای بازسازی مرزهای هویتی، تولید احساسات جمعی و تشدید رقابت‌های گفتمانی تبدیل شود. بنابراین، پرسش اصلی تنها این نیست که «چه کسی از نظر ژنتیکی به چه تبار و جمعیتی تعلق دارد»، بلکه این است که «چرا و چگونه داده‌های علمی به ابزار منازعه بر سر هویت تبدیل می‌شوند».

Reference:

Shahghasemi, E. (2024). Pan-Turkism in Crisis: Genetic Testing and Turkish Ethnic Identity Collapse in Iranian Digital Discourse. Research Square.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *