کاوه خسروانی، نویسنده، در تلگرام نوشت:
ذهن انسان برای اندیشیدن منابع محدودی دارد. ما نمیتوانیم دربارهی همهچیز با دقت و موشکافی فکر کنیم؛ بنابراین برای کاهش هزینهی شناختی، اغلب به میانبرهای ذهنی، عادتها و قواعد ساده متوسل میشویم: به تجربههای قبلی اعتماد میکنیم، از نظر اکثریت پیروی میکنیم، به کلیشهها تکیه میکنیم، چیزهای آشنا را درستتر از چیزهای ناآشنا میپنداریم و گاهی از یک ویژگی یا تجربهی محدود، دربارهی کل یک موقعیت نتیجهگیری میکنیم. این گرایش را «صرفهجویی شناختی» مینامند.
روشن است که صرفهجویی شناختی بهخودیخود نه نقص است و نه الزاماً خطا. اگر قرار بود برای هر تصمیم ساده، همهی اطلاعات موجود را جمعآوری کنیم، همهی احتمالات را بسنجیم و همهی استدلالهای ممکن را بررسی کنیم، زندگی روزمره عملاً ناممکن میشد. ذهن برای بسیاری از موقعیتها به پاسخهای سریع و کمهزینه نیاز دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که این سازوکار از قلمرو مناسب خود فراتر میرود.
میتوان این وضعیت را با عبارت «خساست شناختی» توصیف کرد: یعنی صرفهجویی شناختی بیش از اندازه؛ یعنی اینکه ذهن حتی در موقعیتهایی که بررسی دقیق ضروری است، حاضر نباشد منابع شناختی لازم را صرف کند. در چنین شرایطی، بهجای آنکه شواهد را بررسی کنیم، پیشفرضهای خود را به چالش بکشیم و احتمال خطای خود را در نظر بگیریم، به نخستین پاسخ قابلقبول بسنده میکنیم.
اینجاست که ارتباط میان صرفهجویی شناختی و تفکر نقادانه آشکار میشود. تفکر نقادانه در واقع مستلزم آن است که در برخی موقعیتها از صرفهجویی معمول ذهن دست بکشیم و هزینهی بیشتری برای فکر کردن بپردازیم. هرچه مسئله پیچیدهتر و مبهمتر باشد، تصمیم پیامدهای مهمتری داشته باشد، اطلاعات متعارض بیشتری وجود داشته باشد یا احساسات و منافع شخصی ما درگیر باشند، ضرورت این کار بیشتر است. تفکر نقادانه یعنی تشخیص این موقعیتها و مقاومت در برابر وسوسهی رسیدن سریع به یک نتیجه.
مشکل اینجاست که ظاهراً انسانها همیشه در تشخیص این موقعیتها موفق نیستند. به عبارت دیگر، ممکن است در مسائل کماهمیت با استفاده از میانبرها تصمیم بگیریم، اما در مسائل مهم نیز همان شیوه را ادامه دهیم؛ نه از آن رو که قادر به بررسی دقیق نیستیم، بلکه چون بررسی دقیق مستلزم صرف وقت و انرژی ذهنی است. به این معنا، شاید یکی از موانع مهم تفکر نقادانه ناتوانی در فکر کردن نباشد، بلکه خساست در خرج کردنِ توانایی فکر کردن باشد.
اگر صرفهجویی شناختی برای آن است که ذهن در جایی که لازم نیست بیش از حد فکر نکند، خساست شناختی زمانی رخ میدهد که ذهن در جایی که باید بیشتر فکر کند نیز حاضر به پرداخت هزینهی آن نیست.
انتهای پیام



