دکترمحمدحسن علایی، جامعهشناس در یادداشتی با عنوان «معجزهی “بازگشت به مردم” با اولویت ارتقای تابآوری اجتماعی!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
کاش میتوانستیم در شرایط خطیر محاصرهی اقتصادی و تحمیل فشار مضاعف بر گردهی مردم، با تحقق یک وفاق عملیاتی و واقعی بین حاکمیت و ملت، و پر کردن شکافهای اجتماعی و رسیدن به یک آشتی فراگیر ملی، چنان مستحکم در برابر خط و نشان دشمن متجاوز بیایستیم و چنان در برابر زیادهخواهیهای وی مقاومت کنیم که با یک حرکت دو خمش را گرفته، پوزش را به خاک بمالیم و نام ایران را به عنوان یک ملت پکپارچهی خودآگاه برای همیشه در تاریخ جهان ثبت کنیم، اما دریغا به نظر میرسد باوجود برخی تلاشها و پارهای شعارها، و به رغم آن مقاومتها و جانفشانیها، در صحنهی عمل، و در جریان جنگ اقتصادی جاری، گویا معالاسف نه میخواهیم و نه میتوانیم!
حالا چه بخواهیم خود را ملت امامحسین بدانیم چه میراثدار حافظ و سعدی و مولانا، چه پاسداران خون شهدا، چه ستایشگران دانشوران نامآور ایرانی در عرصههای فکری و فرهنگی و هنری، چه قدردان سربازان و مدافعان وطن، چه معماران ایران قوی در جهان جدید، … یا هر آن چه که بخواهیم خود را به آن بخوانیم، شرط اولش نمایش اقتدار و اتحاد ملیست، که امروز شوربختانه از برآورده ساختن شایستهی آن عاجزیم و همین موجبات گستاخی حریف را فراهم ساخته و زبانش را دراز کرده است!
اما، آیا به واقع دیگر دیر شده است؟!، آنچه از انبوه آمارها و برآیند تحلیلها و سطح گسستها و گسلها و ناترازیها و مطالبات و توقعات برنیامده و نارضایتی طبقات و اقشار مختلف مردم برمیآید و آنچه شاخصههای عدالت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تحقق نیافته و تعدد و تنوع شکافها و شقاقها حکایت میکند، به واقع تنها یک معجزه میتواند ما را به سطحی از انسجام و همبستگی و وحدت ملی ارتقا دهد، و حریف گردنکش ما را مأیوس و مغلوب سازد و از صرافت طمع کردن و دندان تیز کردن به ایران عزیز بازدارد، اما چه نوع معجزهای در دل این جهان افسونزدایی شدهی امروز میتوان متصور شد؟!
قصدم به هیج وجه گسیل کردن نصایح الملوک ها و بث الشکویها و پراکندن لعنها و نفرینها، انشای طموحات و تمناها، نبوده و نیست، خواستم فقط از ضرورت یک معجزه برای بقای وطنم سخنی به میان آورم، خواستم به یاد ایرانیان با هر گرایش و در هر مقام و منصبی که هستند بیاورم که ما به عنوان هموطنان و همسنگران و هم پیمانان در برابر متجاوز و متخاصم، در این لحظهی سرنوشت ساز از تاریخ سرزمین مادریمان، می توانستیم اگر میخواستیم!
چقدر چهره ی این نظام سلطه و در رأس آن همین آمریکای قلدر، که در سیمای شخصی مثل رئیسجمهور فعلیاش به تصویر کشیده شده است، شایستهی تعظیم در برابر عظمت یک ایران مقتدر متحد بود، -خاصه پس از یک دوره مقاومت جانانه- و حسرت بزرگیست باختن چنین فرصتی برای یک ملت در برابر چشم جهانیان، .. حال اما باید پرسید آیا با وجود خوابی که خصم مصمم برای “ما” دیدهاست، می توان بدون توسل به چنین معجزهای لمحهای سر راحت بر بالین نهاد!
اینک معجزهای باید!
من، اما نمیتوانم منتظر معجزه بنشینم، لذا طرح خویش را میافکنم، و باری دیگر در شرایط صعب محاصرهی اقتصادی، ضرورت بازگشت به مردم -مخصوصا در ساحت اقتصادی و بهبود معیشت- را به صاحبان گوشهای سنگین تذکار میدهم، و تکرار میکنم: هیچ دژی مستحکمتر از “بازگشت به مردم با اولویت ارتقای تابآوری اجتماعی” نیست، مشارکت دادن مردم برای تعیین سرنوشت خویش، و بازگرداندن حق و حقوق ایشان، کشور را در مقابل نقشههای پلید دشمن بیمه میکند و حتی افکار عمومی جهان را وا میدارد که در برابر خواستههای متضایف هر ابرقدرتی، برای بقای این مردمان متشکل تضمینهای واقعی ارائه شود!
انتهای پیام





