سمپوزیوم «روانشناسی زنان در جهان امروز: گستره و پویاییها» به همت گروه تخصصی روانشناسی زنان انجمن روانشناسی ایران و با همکاری گروه روانشناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی، جمعه ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۵ بهصورت حضوری و آنلاین، در کتابخانه ملی ایران برگزار گردید.
به گزارش روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، در این نشست، دکتر شیوا دولتآبادی، دکتر فرشته موتابی و دکتر فاطمه شفیعی به سخنرانی پرداختند و فایل صوتی سخنرانی دکتر فاطمه کشاورز برای حاضران پخش شد. این رویداد با مدیریت علمی دکتر اکرم خمسهای و دبیری اجرایی دکتر الهامه اشتاد برگزار گردید.
خودمراقبتی؛ فراتر از آرامش و اوقات فراغت
شیوا دولتآبادی، روانشناس و استاد بازنشسته دانشگاه، در آغاز سخنان خود با اشاره به شکلگیری گروههای تخصصی انجمن روانشناسی ایران گفت: هنگامی که میخواهم درباره موضوعی صحبت کنم، به این فکر میکنم که آیا اصلاً شایستگی آن را دارم یا نه و همیشه با خودم میگویم چرا دیگران صحبت نکنند. بیش از هر چیز، نقش با هم بودن و جمع شدن اهمیت دارد. آنچه به صورت عام به آن نهادسازی گفته میشود، در اینجا به معنای گرد آمدن تعدادی انسان علاقهمند و صاحبنظر و تشکیل یک گروه است.
او ادامه داد: انجمنهای علمی میتوانند گروههای تخصصی داشته باشند و این گروهها بازوهای پویا و زنده علمی انجمنها هستند که میخواهند مشارکت بیشتری از بدنه انجمن داشته باشند و به پویایی علم و رشته کمک کنند. افتخار دارم که مدیریت این گروه را خانم دکتر خمسهای گرامی بر عهده دارند. کتاب روانشناسی زن ایشان سالهاست کتاب درسی است و ترجمه باحوصله و دقیق ایشان، این اثر را به یکی از ارزشمندترین منابع شناخت روانشناسی زنان تبدیل کرده است.
دولتآبادی افزود: پس از اینکه ایشان پذیرفتند این گروه را شکل دهند، شاهد شکلگیری یک گروه بینرشتهای بسیار قوی و ارزشمند بودهایم. هر یک از عزیزانی که در این گروه فعالیت دارند، صاحبنظر رشته و نگاه خودشان هستند؛ از روانپزشکی و زبانشناسی گرفته تا شاخههای مختلف روانشناسی. این ویژگیها باعث شده انجمن روانشناسی ایران یکی از بهترین گروههای تخصصی را در خود به وجود بیاورد.
او با بیان اینکه جمع شدن افراد و شکل دادن به یک فعالیت علمی میتواند منش اتفاقات تازهای باشد، گفت: چیزی که به من خوشحالی درونی میدهد این است که آدمها با هم جمع میشوند و چیزی میآفرینند، راه باز میکنند، راه نشان میدهند، راه میسازند، موضوع میسازند و در نهایت آن را به پیکره علم تبدیل میکنند. در سمپوزیوم اول نیز افتخار حضور داشتم و کیفیت بسیار خوبی داشت و خوشحالم که شاهد برگزاری سمپوزیوم دوم هستیم.
دولتآبادی با اشاره به موضوع سخنرانی خود اظهار کرد: خودمراقبتی اصطلاح بسیار رایجی است و زیاد درباره آن صحبت میشود، اما در بسیاری از موارد ممکن است آن را با چیزهای دیگری اشتباه بگیریم. بخشی از تلاش من در این گفتار این است که دقیقتر ببینیم خودمراقبتی به چه چیزی مربوط میشود و چقدر با شرایط جامعه ارتباط دارد. رضایت شغلی نیز اصطلاح بسیار عامی است و باید ببینیم در چه متن اجتماعی باید آن را فهمید و چه چیزهایی از رضایت و شغل را میتوان در عمل دنبال کرد.
سلامت روان در متن زندگی اجتماعی
او با تأکید بر ارتباط سلامت روان و سلامت اجتماعی گفت: بحث را با این موضوع کلی شروع میکنم که اصولا سلامت روان ما چقدر تحت تأثیر سلامت اجتماعی ماست. عوامل اقتصادی و معیشتی و مسائل مربوط به عدالت در سلامت و آموزش، همگی در سلامت روان ما نقش دارند. فراموش نکنیم که ماههاست در شرایط اجتماعی تعلیق، زیست و بودن و نبودن آنچه هست، زندگی میکنیم. بنابراین هر آنچه درباره آن گفتوگو میکنیم باید در یک متن واقعگرا دیده شود؛ اینکه ما چگونه این ایام را از نظر روانی میگذرانیم و چگونه با وضعیت ناروشنی که ماههاست با آن سر میکنیم، مواجه میشویم.
دولتآبادی افزود: منابعی که به آنها مراجعه میکنیم، گاهی بیشتر برای شرایط جوامع غربی نوشته شدهاند، اما میتوانیم رگههای مشترک میان مسائلی را که زنان در نقاط مختلف جهان با آنها مواجهاند، درک کنیم. مسائل اقتصادی و معیشتی، عدالت در سلامت و آموزش و بسیاری از مسائل دیگر، سلامت روان کلی ما را تشکیل میدهند؛ چه زن باشیم، چه مرد، کودک، بزرگسال یا سالمند.
او ادامه داد: تغییراتی که در زندگی حاصل میشود، چه ناخواسته و چه بر اساس تصمیمهای خودمان، باعث میشود با تجربههای تازهای مواجه شویم. هر اتفاقی که برای ما میافتد، به درجات مختلف تعادل زیستی ما را به هم میزند. وقتی این تغییرات شدید و سنگین باشند، با استرس مواجه میشویم؛ یعنی زمانی که از توان اداره، درک و عبور از نوسانهای قابل تحمل فراتر میروند.
دولتآبادی با اشاره به فشارهای مختلف زندگی روزمره گفت: تعارض با نزدیکترین آدمها، مسائل بیننسلی، طلاق، کمبود درآمد و نگرانی درباره آینده، همه مسائلی هستند که میشناسیم. وقتی درباره مراقبت از خود و رضایت شغلی صحبت میکنیم، باید بدانیم در چنین متنهایی صحبت میکنیم. مسائل کاری بخشی از مجموعه عواملی است که سلامت روان ما را شکل میدهد و در کنار آن، تجربههای عمومی بشر مانند خشونت، نابرابری و نارواییهایی که در جهان میبینیم نیز وجود دارند. حتی جا ماندن از شتابی که دنیای الکترونیکی و دیجیتال ایجاد کرده و احساس عقبماندگی از اتفاقاتی که در جهان میگذرد، به مسائل روزمره ما اضافه شده است.
مؤلفههای رضایت شغلی
او در تعریف خودمراقبتی گفت: وقتی میتوانیم بگوییم از خودمان مراقبت میکنیم که فعالیتها و عملکردهایی داشته باشیم که بهزیستی ما را تضمین کنند؛ بهزیستیای که ابعاد جسمانی، هیجانی، روانی و اجتماعی دارد. رضایت شغلی نیز دقیقاً به این برمیگردد که شغل شامل چه جنبهها و مؤلفههایی از زندگی ماست.
دولتآبادی ادامه داد: یکی از چیزهایی که بدون تردید در احساس رضایت شغلی نقش دارد، بار کاری است که بر دوش فرد قرار گرفته است؛ این بار میتواند واقعی یا ادراکشده باشد. ممکن است فرد احساس کند توانایی انجام کاری را ندارد و همین مسئله تعریف رضایت شغلی را زیر سؤال ببرد. درآمد، مورد تأیید قرار گرفتن، روابط با همکاران و میزان خودمختاری نیز اهمیت دارند. پژوهشهای زیادی، بهخصوص در سطح زنان حرفهای، نشان میدهند که میزان خودمختاری در کار چقدر میتواند در معنا دادن به شغل نقش داشته باشد.
او همچنین مسئله توانایی ایجاد مرز میان شغل و خانواده را از موضوعات مهم در رضایت شغلی دانست و گفت: باید به این مسئله دقت کنیم که چگونه میتوانیم میان کار و خانواده مرزبندی درستی از نظر سلامت روان ایجاد کنیم. یکی دیگر از عوامل مهم، فرصت بالندگی است؛ اینکه چقدر احساس میکنیم در کاری که انجام میدهیم چیزی به ما افزوده میشود، نه اینکه فقط وقت ما را بگیرد و چیزی از ما کم کند.
دولتآبادی با تأکید بر اینکه خودمراقبتی فراتر از داشتن زمان برای استراحت است، اظهار کرد: خودمراقبتی فقط این نیست که فرصتی برای آرامش و اوقات فراغت داشته باشیم، خرید کنیم یا ورزش کنیم. باید اتفاقهایی در ما بیفتد تا بتوانیم بگوییم از خودمان مراقبت میکنیم. باید نیازهای فردی خودمان را شناسایی کنیم و بفهمیم چه زمانی لازم است از دیگران کمک بخواهیم.
او در ادامه با اشاره به تجربه یکی از دوستان خود گفت: دوستی دارم که آن طرف دنیا زندگی میکند و گاهی مینویسد «زورم نمیرسد». همین بیان کردن اینکه زورم نمیرسد و درخواست کمک، خودش نوعی خودمراقبتی است. فرد باید جسارت پیدا کرده باشد که این را بگوید، حمایت عاطفی ببیند و بتواند از دیگران کمک بگیرد. همه اینها بخشی از فرایند مراقبت از خود هستند.
فشار مضاعف بر زنان شاغل
دولتآبادی با اشاره به تعدد نقشهای زنان گفت: یکی از موضوعات مهم، تعدد وظایف زنان در دنیای امروز است. فشار مضاعف زن شاغل بودن به همه وظایفی که یک زن باید از عهده آنها برآید، اضافه میشود. وظایف شغلی، همسری و مادری، مراقبت از اعضای خانواده و توجه به حال و هوای خانواده، همه انتظاراتی هستند که از زنان وجود دارد.
او افزود: در کنار تمام این وظایف، از زن توسعهیافته انتظار داریم مسئولیتهای اجتماعی را نیز بپذیرد؛ یعنی در کنار همه این کارها، انتظار داریم حواسش به کودک کار، آلودگی محیط زیست و مسائل مختلف اجتماعی هم باشد. از زنان انتظار میرود موفق باشند، دختران و مادران خوبی باشند، پرتحمل و قابل اتکا باشند و از نظر ارائه خدمات عاطفی همیشه در دسترس باشند. در عین حال، از زنان شاغل انتظار استقلال مالی نیز وجود دارد.
تابآوری؛ تحمل بیپایان فشار نیست
دولتآبادی با اشاره به مفهوم تابآوری گفت: سازمان ویژگیهایی دارد که هرچه بیشتر رعایت شوند، رضایت شغلی نیز بیشتر خواهد بود. تابآوری نیز مفهومی گسترده است و امروزه درباره آن نقدهایی مطرح شده است. تابآوری شمشیر دولبه است؛ اینکه هرچه بر سر یک آدم میآورند، او فقط تاب بیاورد، سؤال این است که چه چیزی از او باقی میماند؟
او با طرح مثالی ادامه داد: مادری را تصور کنید که دو فرزند دارد، صبح ساعت شش از خانه بیرون میرود، فرزندش را به یکی از اعضای خانواده میسپارد و بعد به تنهایی خانه و زندگی را میچرخاند. واقعاً چه چیزی از این زن باقی مانده است که ما اینقدر او را به خاطر تابآوری تشویق میکنیم؟ نباید از تابآوری بینهایت، یک تصویر رمانتیک بسازیم.
دولتآبادی در ادامه به مؤلفههای خودمراقبتی پرداخت و گفت: مراقبت جسمانی شامل خواب کافی، تغذیه و تحرک است که همه درباره آنها میدانیم. در مراقبت روانی، آگاهی از هیجانهای خود بسیار محوری است؛ اینکه فرد بفهمد چه نیازهای واقعی دارد، دنبال چیست و چقدر به آن نزدیک شده است. شفقت به خود نیز از مواردی است که بسیار توصیه میشود.
او درباره خودمراقبتی اجتماعی نیز اظهار کرد: یکی از مهمترین دستاوردهایی که یک انسان میتواند در برابر فشار کار و فشارهای زندگی داشته باشد، توانایی «نه گفتن» است. فرد باید بتواند وقتی احساس میکند زورش نمیرسد، بهموقع کمک بگیرد، اعتراض کند، مطالبه کند یا برای حل مسئله اقدامی انجام دهد.
مرزبندی کار و خانواده و شناخت فرسودگی
دولتآبادی با تأکید بر اهمیت مرزبندی آگاهانه میان شغل و خانه گفت: یکی از نشانههای فرسودگی که باید به آن توجه کنیم، احساس جدایی عاطفی از دیگران است. این مسئله را گاهی در مادران بسیار خسته میبینم؛ حتی ممکن است جدایی عاطفی از فرزندانشان را تجربه کنند. اینها مسائلی هستند که باید نسبت به آنها آگاه شویم؛ اینکه چه زمانی بیتفاوت شدهایم، نشانههای اولیه چه زمانی بودهاند و چه کاری میتوانیم انجام دهیم و با چه کسی صحبت کنیم.
او افزود: آیا کافی است فقط از خودمان مراقبت کنیم و خیالمان راحت باشد که تعادل و رضایت شغلی داریم؟ نه، این کافی نیست، اما میتواند کمککننده باشد. وقتی فرد یاد گرفته است به نیازهای واقعی خودش بپردازد، حواسش به سرمایههای روانی خودش بیشتر خواهد بود، آگاهانه میان کار و خانواده تعادل ایجاد میکند، نیازهای خودش را در ارتباط با رضایت شغلی میسنجد و بهخصوص به نشانههای فرسودگی شغلی توجه میکند.
اشتغال زنان و مسئله رضایت شغلی
دولتآبادی با اشاره به تغییر وضعیت شغلی زنان در ایران گفت: زنان در ایران از دورههای گذشته به شکلهای مختلف شاغل بودهاند و از اواخر قاجار نمونههایی از اشتغال زنان وجود داشته است. در دوره رضاشاه این روند گسترش بیشتری پیدا کرد و در دوره محمدرضاشاه نیز ادامه یافت. پس از انقلاب نیز دختران بیشتری وارد دانشگاه شدند، حرفه آموختند و به زنان متخصص و حرفهای تبدیل شدند. اشتغال زنان ابتدا بیشتر از شکلهای خانگی آغاز شد و سپس در حوزههایی مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی، درمان و دیگر مشاغل رسمی گسترش پیدا کرد.
او ادامه داد: در سالهای اخیر نیز مشاغل نوین، دیجیتال و فناوری به این عرصه اضافه شدهاند و زنان بسیاری در دفاتر، بانکها و محیطهای مختلف کاری فعالیت میکنند. با وجود پیشرفت چشمگیر زنان در تحصیلات و حضور آنها در فعالیتهای اقتصادی، سهم مشارکت زنان در چرخش اقتصاد کشور در آخرین برآوردها حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد است که رقم پایینی محسوب میشود. بنابراین زنان کار میکنند، اما یکی از مؤلفههای رضایت شغلی، یعنی درآمد یا دسترسی به امکانات، همچنان با محدودیت مواجه است؛ زیرا زنان در بسیاری از موارد در مشاغل مدیریتی و دارای درآمد بالا حضور کمتری دارند.
از خودمراقبتی تا مطالبهگری
دولتآبادی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اقداماتی که میتواند به خودمراقبتی زنان کمک کند، گفت: توجه به نیازهای اصلی خود، مقابله با کمالگرایی، ارتقای خودشفقتی، کمک به مرزبندی میان کار و خانواده، آگاهی از علائم فرسودگی، آگاهی نسبت به انتظارات فرهنگی و اجتماعی، شناخت شرایط استرسزای شغلی و نهادسازی برای کسانی که دغدغه مشترک دارند، از جمله مواردی هستند که میتوان به آنها توجه کرد.
او ادامه داد: باید ببینیم چقدر همدرد داریم و چقدر آدم شبیه خودمان میتواند ما را آگاه و قدرتمند کند. همچنین باید توانایی پرسش آگاهانه و صادقانه از خودمان را داشته باشیم و از خود بپرسیم کاری که برای مراقبت از خود انجام میدهیم، آیا واقعاً ما را مقاومتر و توانمندتر میکند یا فقط باعث میشود برای تحمل زحمت بیشتر آماده شویم؟
دولتآبادی با اشاره به برخی توصیههای ارائهشده از سوی نهادهای بینالمللی و متخصصان سلامت روان گفت: در شرایط استرس زیاد، لازم است به بدن و هیجانهای خود توجه کنیم. از نظر شناختی نیز باید بتوانیم فاصله بگیریم تا تکالیف بزرگ و سنگینی را که روی شانههای ما قرار گرفتهاند، به مسائل کوچکتر تبدیل کنیم، اولویتها را پیدا کنیم و تصویر بزرگ مسئله را ببینیم. بالا بردن مهارتهای شغلی در جاهایی که لازم است و استفاده از شیوههای ساده و در دسترس برای آرامسازی نیز میتواند کمککننده باشد.
او در پایان تأکید کرد: یکی از پرسشهایی که باید از خودمان بپرسیم این است که فاصله من با شخصیت و فاصله کار من با شخصیت من چقدر است. باید به عمق رنجها بپردازیم، احساساتمان را بشناسیم و به آنها توجه کنیم. خودمراقبتی زمانی معنا پیدا میکند که در کنار توجه به نیازهای جسمانی و روانی، بتوانیم مرزهای خود را بشناسیم، کمک بخواهیم، درباره فشارها مطالبهگری کنیم و اجازه ندهیم تابآوری به معنای تحمل بیپایان فشارها تبدیل شود.
انتهای پیام





