چرا موفقیت، موفقیت می‌آورد؟ اثر متیو

سایت صدانت متنی از اد یونگ و رابرت مرتن را منتشر کرده است که در ادامه می‌خوانید.

موفقیت همیشه فقط نتیجهٔ استعداد، تلاش و مهارت نیست؛ گاهی مزیت‌های کوچک و اتفاق‌های تصادفی آغازگر زنجیره‌ای از فرصت‌ها می‌شوند. مفهوم «اثر متیو» توضیح می‌دهد چگونه کسانی که اندکی جلوتر آغاز می‌کنند، ممکن است در گذر زمان موفقیت بیشتری به دست آورند.

اگر از آدم‌های موفق بپرسید راز موفقیت‌شان چیست، احتمالاً از شور و علاقه، سخت‌کوشی، مهارت، تمرکز و ایده‌های خوب می‌گویند. بعید است کسی پاسخ دهد: «امتیاز و بخت». اغلب این عوامل را نمی‌بینیم؛ شاید چون داستان جذاب‌تری هم نمی‌سازند. اما بارها دیده‌ایم مزیت‌هایی که در آغاز به ما جلوتر می‌اندازند و اتفاق‌هایی که راه را هموار می‌کنند، می‌توانند سرنوشت یک مسیر حرفه‌ای را بسازند یا برهم بزنند.

رابرت مرتن، جامعه‌شناس، در سال ۱۹۶۸ نشان داد که در چند حوزهٔ علمی، مزیت به‌تدریج انباشته می‌شود. برای مثال، دانشمندان شناخته‌شده، در مقایسه با همتایان کم‌نام‌ترِ خود که به همان اندازه کارآمدند، با احتمال بیشتری باز هم دیده و تأیید می‌شوند. مرتن این پدیده را «اثر متیو»‌[۱] نامید؛ با الهام از آیه‌ای در انجیل متی که می‌گوید: «به هر که دارد، بیشتر داده خواهد شد و فراوانی خواهد یافت؛ و از آن که ندارد، همان اندکِ موجود نیز گرفته خواهد شد.»

تمرکز مرتن بر علم بود، اما اثر متیو تقریباً در همهٔ عرصه‌های جامعه حضور دارد: از فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها تا لیگ‌های ورزشی. چندین آزمایش نشان داده‌اند که مزیت‌های کوچک، تصادفی و ابتدایی می‌توانند به مزیت‌هایی بزرگ بدل شوند. موفقیت، موفقیت می‌آورد و نابرابری، نابرابری بیشتری می‌زاید؛ آنان که دارند، بیشتر به دست می‌آورند و آنان که ندارند، همچنان بی‌بهره می‌مانند.

نمونه‌ای تازه از این پدیده را آرنو فان‌دِر ریت، پژوهشگر دانشگاه ایالتی نیویورک، و همکارانش ارائه کرده‌اند. آنان در چهار وب‌سایت شناخته‌شده، به‌طور تصادفی «جرقه‌های کوچک موفقیت» پخش کردند. در کیک‌استارتر، که افراد برای طرح‌های مشخص سرمایه جذب می‌کنند، از میان ۲۰۰ طرح، ۱۰۰ طرح را برگزیدند و بخشی کوچک از هدف مالی‌شان را اهدا کردند. در اپینیونز، وب‌سایت ارزیابی کالاها، به شماری از نقدهای تازه و بی‌امتیاز نشان «بسیار مفید» دادند. در ویکی‌پدیا نیز به گروهی تصادفی از پُرکارترین ویراستاران، نشان‌های افتخار اعطا کردند. و در چینج دات اورگ، که کاربران برای کارزارهای خود امضا جمع می‌کنند، به ۱۰۰ کارزارِ تازه‌پا از میان ۲۰۰ کارزار، دوازده امضا افزودند.

در هر مورد، موفقیت شکل متفاوتی داشت: پول، تأیید دیگران، منزلت اجتماعی و ابراز حمایت. اما این دستاوردهای کوچک اولیه، همواره به دستاوردهای مهم‌تری در آینده انجامیدند. در هر چهار آزمایش، کسانی که در آغاز بهره‌ای برده بودند، با احتمال بسیار بیشتری باز هم موفق شدند. مثلاً در آزمایش کیک‌استارتر، ۷۰ درصد طرح‌هایی که آن تلنگر نخست را گرفته بودند، سرمایهٔ بیشتری جذب کردند؛ حال آنکه این نسبت در طرح‌های انتخاب‌نشده فقط ۳۹ درصد بود. طرح‌های خوش‌اقبال، بیش از دو برابرِ دیگران کمک‌های بعدی دریافت کردند.

این اثرها نیز زودگذر نبودند. دو هفته پس از آزمایش، نقدهای تأییدشده در اپینیونز همچنان امتیازهای مثبت بیشتری از دیگر نقدها داشتند. سه ماه بعد، ویراستاران خوش‌اقبال ویکی‌پدیا نیز از همتایان به‌همان‌اندازه پُرکارِ خود نشان‌های بیشتری گرفته بودند.

پژوهش فان‌دِر ریت نکتهٔ دیگری هم روشن کرد: بازده موفقیت اولیه کاهش می‌یابد. پژوهشگران آزمایش کیک‌استارتر را تکرار کردند، اما این بار به برخی طرح‌ها یک کمک و به برخی دیگر چهار کمکِ هم‌مقدار دادند. از طرح‌هایی که هیچ کمک‌کننده‌ای نداشتند، ۳۲ درصد بعداً سرمایهٔ بیشتری جذب کردند؛ این رقم برای طرح‌های دارای یک کمک‌کننده ۷۴ درصد و برای طرح‌های دارای چهار کمک‌کننده ۸۷ درصد بود. پس اندکی موفقیت اولیه، موفقیت بیشتری می‌آورد؛ اما موفقیت اولیهٔ بسیار زیاد، لزوماً موفقیتِ بسیار بسیار بیشتری تولید نمی‌کند.

در اپینیونز نیز همین الگو تکرار شد. یک امتیاز «بسیار مفید» می‌توانست جایگاه نهایی یک نویسندهٔ نقد را بالا ببرد، اما چهار امتیاز از همین نوع تأثیر بسیار بیشتری نداشت. گلوله‌برفی کوچک، در سراشیبی به گلوله‌ای بزرگ بدل می‌شود؛ اما گلوله‌برفی بزرگ، الزاماً یک غولِ برفی پدید نمی‌آورد. مهم این است که کسی آن گلوله را اصلاً به حرکت درآورده باشد.

اگر این نتیجه درست باشد، بهره‌برداری از چرخهٔ فزایندهٔ موفقیت با فشار و مداخلهٔ انبوه آسان نخواهد بود. به تعبیر پژوهشگران، آسیب‌پذیری نظام‌های پاداش در برابر دست‌کاری عمدی، احتمالاً بیشتر به مداخله‌هایی محدود می‌شود که به افرادِ ناتوان از کسب نخستین موفقیت کمک می‌کنند. برای نمونه، دوستانی که یک گروه موسیقی گمنام را به هم معرفی می‌کنند یا مؤسسه‌ای خیریه که برای پروژه‌های کم‌دیده‌شده وام آغازین می‌دهد؛ کاری که فقط موتور حرکت را روشن کند.

با این حال، دانکن واتس، پژوهشگر شبکه‌های اجتماعی، هشدار می‌دهد که شاید نتوان این نتایج را به مسائل بزرگ‌تری چون مسیرهای شغلی، روندهای اجتماعی یا حباب‌های مالی تعمیم داد. او می‌گوید آزمایش‌کردنِ تصادفیِ مزیت‌های آغازینِ شغلی یا انتشار خبرهای منفی دربارهٔ بازار مسکن، هم غیرعملی و هم غیراخلاقی است؛ بنابراین به‌دست‌آوردن شواهد تجربی در چنین نظام‌هایی دشوار خواهد بود. به همین دلیل، این وب‌سایت‌ها با همهٔ فایده‌شان، در قیاس با نظام‌های پیچیده‌ای که واقعاً برایمان اهمیت دارند، ساده و خاص‌اند.

با این همه، پیام مطالعه روشن است: با وجود شایستگی برابر، بعضی طرح‌ها یا افراد فقط به‌سبب مزیتی کوچک، تصادفی و نادیدنی، از دیگران پیش می‌افتند. نام دیگر این مزیت چیست؟ امتیاز و بخت.

ممکن است کسی بگوید این اثر در جهان واقعی چیز بدی نیست؛ در این آزمایش‌ها مزیت‌ها تصادفی داده شدند، اما شاید در زندگی واقعی بر پایهٔ شایستگی توزیع شوند و تفاوت‌های کوچکِ کیفیت را تقویت کنند. مشکل اینجاست که ما به‌ندرت فرصت می‌یابیم شایستگی را به‌صورت منظم و جامع بسنجیم. هیچ‌کس همهٔ طرح‌های کیک‌استارتر را بررسی نمی‌کند و هیچ‌کس پیش از انتخاب یک کتاب، تمام کتاب‌های کتاب‌فروشی را نمی‌بیند.

این سخن به‌معنای بی‌اهمیت‌بودنِ مهارت، علاقه و سخت‌کوشی نیست؛ بی‌تردید این‌ها مهم‌اند. اما چنین پژوهش‌هایی به ما یادآوری می‌کنند که نباید موفقیت را فقط حاصل همان ویژگی‌هایی بدانیم که بر پوسترهای انگیزشی نقش می‌بندند، یا تصور کنیم کسانی که موفق نشده‌اند، حتماً از این ویژگی‌ها بی‌بهره‌اند.

[۱] اثر متیو (Matthew Effect) نام خود را از رابرت مرتن، کاشف این مفهوم، نگرفته است. مرتن به‌جای آنکه این پدیده را «اثر مرتن» بنامد، به عبارتی از انجیل متی توجه کرد که می‌گوید: «هر که دارد، بیشتر به او داده خواهد شد.» او دید این جمله به‌خوبی همان الگویی را توصیف می‌کند که در جامعه و علم مشاهده کرده بود: کسانی که از ابتدا از مزیتی برخوردارند، اغلب فرصت‌ها و امتیازهای بیشتری نیز به دست می‌آورند. از همین رو این مفهوم را «اثر متیو» نامید. متیو (Matthew) همان «متی» در فارسی است و تنها تفاوت، تفاوتِ زبان است.

منبع پژوهش:

van der Rijt, A., Kang, S. M., Restivo, M. & Patil, A. (2014). Field experiments of success-breeds-success dynamics. PNAS. doi:10.1073/pnas.131683611

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *