نسل مادران بی‌فکر

محمدرضا نیکوکلام در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز نوشت:

شاید روان‌شناسان امروزی به مادران نسل گذشته به دلیل استفاده از شیوه تربیت و تنبیه بدنی، ایراد و خرده بگیرند، ولی اگر هدف را بر ارزش‌های اخلاقی بگذاریم، باید گفت که کار مادران قدیم چندان بد هم نبوده است. لااقل آن نسل فرق بین خوب و بد را می‌فهمیدند.

ولی نسل مادران امروز در شهرهای بزرگ هرقدر که به تکنیک‌های روان‌شناسی مسلح می‌شوند، ولی گویا از ارزش‌های اخلاقی فاصله می‌گیرند، به نحوی که به بهانه آزادی حاضرند کودک را در معرض هر ناهنجاری و خطری قرار دهند و آینده مبهمی برایش بسازند.

اگر از اقلیت مادران اینفلوئنسر بگذریم، همان مادرانی که کودک را وسیله معاش قرار می‌دهند یا از طریق شبکه‌های اجتماعی سعی در جلب توجه دارند، به مادرانی می‌رسیم که هیچ اهمیتی به محیط رشد تربیتی کودک نمی‌دهند و اغلب با اراده و آگاهی بر سردرگمی کودک می‌افزایند.

کودک در خانواده‌ای زندگی می‌کند که تفکراتش زمین تا آسمان با محیط مدرسه متفاوت است. مادرانی که با تفکرات ضد دینی برگرفته از مخالفت سیاسی بر شدت این تضاد می‌افزایند. برای همین در مدارس وسط شهر تا بالای شهر اغلب با کودکانی روبه‌رو هستیم که مملو از ضدیت‌های دینی و سیاسی هستند. حتی پوشش کودکان، به‌ویژه دختربچه‌ها، خارج از مدرسه نیز خود حاوی نکات بسیار است.

ولی اوج بی‌فکری مادران را در جشن‌ها و تئاترهای ناهنجار می‌بینیم. جشن‌ها و محافلی که روابط خارج از عرف متداول بوده و سرو مشروبات الکلی رایج است. شاید تا اینجا برخی از روشنفکران استدلال کنند که فرهنگ خانوادگی هر کس متفاوت است. ولی حضور همین کودکان در تئاترهای خنده‌دار که مملو از شوخی‌های جنسی است، به‌واقع هیچ توجیهی ندارد. تا جایی که کارگردان یکی از همین تئاترها ملتمسانه از مادران خواهش می‌کرد که کودک خود را نیاورند، ولی حتی یکی از مادران حاضر نشد کودکش را بیرون ببرد و همگی تا انتهای نمایش نشستند و کلی خندیدند!

مادران نسل جدید که زمان زیادی را در شبکه‌های اجتماعی و تحت تأثیر فرهنگ القایی شبکه‌ها می‌گذرانند، خواه‌ناخواه پر از تضاد و کشمکش‌های درونی هستند و اگر این سردرگمی منجر به درخواست طلاق نشود ـ که بسیار اتفاق افتاده است و یکی از دلایل رشد طلاق در جامعه بوده است ـ ولی کودکی که تحت تأثیر مستقیم مادر است، بی‌شک در همان مسیر والدین قدم برمی‌دارد. و پدر و مادری که شاید امروز متوجه آسیب‌های وارد به کودک نباشند، ولی بدون شک در آینده نتیجه آن را خواهند دید.

واقعیت این است که در سایه کوتاهی و کم‌کاری نهادهای فرهنگی و آموزشی، نسلی رها و پریشان در حال رشد هستند که آینده این مملکت در دستانشان قرار خواهد گرفت و بدا به حال آن روز اگر ارزش‌ها جایشان با ناهنجاری‌ها عوض شود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *