روزگاری ۱۰۰ دکان نمدمالی در شهرضا فعال بود؛ امروز اما از صدای کوبش دست و پای استادکاران خبری نیست و نقشهایی که نسلبهنسل منتقل میشدند، در سینه چند استادکار قدیمی باقی ماندهاند.
به گزارش خبرگزاری فارس، روزگاری در کوچهپسکوچههای شهرضا، صدای کوبش دست و پای نمدمالان با آوازهای محلی درهم میآمیخت؛ مردانی که پشم خام را با آب و نیروی دستوپا به زیراندازهایی گرم و نقشهایی چشمنواز تبدیل میکردند. آن روزها نمدمالی فقط یک حرفه نبود؛ نان سفره خانوادهها، میراث پدران و هنری بود که از سینه استاد به ذهن شاگرد میرسید. امروز اما از آن همه هیاهو، جز خاطره استادکاران قدیمی و نقشهای حکشده در حافظه آنان چیزی باقی نمانده است.
نمدمالی شهرضا، با قدمتی که در روایتهای محلی بیش از ۷۰۰ سال عنوان میشود، حالا در معرض فراموشی قرار گرفته است؛ هنری که زمانی دهها و حتی صدها نفر را به کار میگرفت اما امروز دیگر از آن رونق خبری نیست.
قصه نمدمالی شهرضا، قصه هنری است که با تغییر سبک زندگی مردم کمرنگ شد؛ قصه استادانی که طرحها را نه روی کاغذ، بلکه در سینه نگه میداشتند و قصه نسل جوانی که دیگر کمتر حاضر است دشواریهای این کار سنتی را به جان بخرد.
روزگاری ۱۰۰ دکان نمدمالی در شهرضا فعال بود
برای تصور روزهای پررونق نمدمالی در شهرضا، باید به روایت کسانی گوش سپرد که سالها در این حرفه کار کردهاند؛ مردانی که هنوز از روزهایی میگویند که کارگاههای نمدمالی در گوشهوکنار شهر فعال بودند و صدای کار استادکاران از مغازهها به گوش میرسید.
محمد سبزواری، یکی از نمدمالان قدیمی شهرضا با یادآوری روزگار گذشته میگوید: «زمان قدیم تقریباً ۱۰۰ دکان نمدمالی در شهرضا داشتیم و در هر مغازه هم سه نفر باید روی نمد کار میکردند.
تصویر مربوط به دو نفر از نمدمالان بازار شهرضا به نامهای جعفر سبزواری و اصغر فردوسیان است که در سال ۱۳۱۸ گرفته شده است.
او از دو گروه خانوادگی شاملیها و سبزواریها بهعنوان نمدمالان شناختهشده شهرضا یاد میکند؛ خانوادههایی که نامشان با این هنر سنتی گره خورده است.
بر اساس روایتهای محلی، شمار نمدمالان شهرضا در دورهای به بیش از ۵۰۰ نفر میرسید و تا سالهای نهچندان دور نیز حدود ۲۰۰ نفر به این حرفه اشتغال داشتند.
آنچه امروز بیش از هر چیز جلب توجه میکند، فاصله میان گذشته و حال این حرفه است؛ فاصلهای میان کارگاههای پررونق دیروز و سکوت امروز، میان نسلی که نمدمالی را شغل خود میدانست و نسلی که کمتر نشانی از این هنر در زندگی روزمرهاش دارد.
نقشهایی که روی کاغذ نبودند؛ در سینه استادکاران جا داشتند
در نمدمالی سنتی شهرضا، زیبایی محصول تنها به کیفیت پشم و مهارت در فشردن الیاف وابسته نبود؛ نقشهایی که استادکار با تجربه و ذوق خود بر نمد مینشاند، بخش مهمی از هویت این هنر را شکل میداد.
شاید یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای این حرفه همین باشد؛ استادکار برای اجرای بسیاری از طرحها به نقشه مکتوب یا الگوی چاپی نیاز نداشت. سالها تجربه، مشاهده و تمرین، نقشها را در ذهن او تثبیت کرده بود.
این نمدمال قدیمی درباره شیوه طراحی میگوید: «اینها را استادهایمان به ما یاد دادهاند. همه نقشها در سینه ما حفظ است و هر نوعش را بخواهیم، با فکرمان پیاده میکنیم.»
طرحهای فرنگیمآب، مردنگی، ترنج تهوارونه، ترنج شاهعباسی و ترنج گلوبته از جمله نقشهایی هستند که در نمدهای سنتی شهرضا به کار میرفتهاند.
اجرای این طرحها به شناخت رنگ، تناسب، ترکیببندی و تجربه فراوان نیاز داشت. گاهی چند نفر ساعتها روی یک نقش کار میکردند تا طرح نهایی به شکل دلخواه استادکار درآید.
از استادکاران شناختهشده نمدمالی شهرضا میتوان به مرحومان حاج علی سبزواری و حاج اسدالله شاملی اشاره کرد؛ مردانی که نامشان در حافظه محلی با این حرفه پیوند خورده است.
با رفتن استادکاران و تعطیلی کارگاهها، خطر تنها از دست رفتن یک شغل نیست؛ بخشی از دانشی که طی نسلها شکل گرفته و بیشتر بهصورت شفاهی منتقل شده است نیز ممکن است از میان برود.
نمدمالی؛ هنری که با دست و پا جان میگرفت
نمد برخلاف فرش و بسیاری از زیراندازهای سنتی، بافته نمیشود. در این هنر، الیاف پشم با استفاده از آب، فشار و مالش به یکدیگر پیوند میخورند و لایهای یکپارچه را تشکیل میدهند.
پشم گوسفند به دلیل ویژگیهای طبیعی الیاف خود، قابلیت درهمتنیدگی دارد و همین ویژگی امکان تولید نمد را فراهم میکند.
اما پشت این فرایند بهظاهر ساده، کاری سخت و طاقتفرسا قرار دارد؛ کاری که در شیوه سنتی به نیروی جسمانی، هماهنگی و تجربه استادکاران وابسته بود.
نمدمالان هنگام کار با حرکات هماهنگ دست و پا، الیاف را فشرده میکردند و گاهی آوازهای محلی و بیتهای شادیبخش میخواندند تا ریتم کار حفظ شود و خستگی کمتری احساس کنند.
به این ترتیب، کارگاه نمدمالی فقط محل تولید یک محصول نبود؛ فضایی بود که در آن صدا، حرکت، مهارت و همکاری در کنار هم قرار میگرفتند.
روایتهای مربوط به این حرفه نشان میدهد که ساخت نمد سنتی در بسیاری از موارد طی یک روز انجام میشد؛ روزی پرفشار که انرژی زیادی میطلبید و نتیجه نهایی آن به تجربه و هماهنگی افراد وابسته بود.
همین دشواری جسمانی، در کنار تغییرات اقتصادی و کاهش تقاضا، از عواملی است که میتواند در کمشدن علاقه نسل جوان به این حرفه نقش داشته باشد.
نمد؛ زیراندازی برای روزهای سرد و گرم
نمد در گذشته یکی از محصولات کاربردی زندگی مردم، بهویژه عشایر و دامداران، بود. زیرانداز، پوشش گرم و برخی وسایل مورد استفاده در زندگی کوچنشینی از جمله کاربردهای این محصول به شمار میرفت.
شهرضا نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباط با عشایر قشقایی و همچنین اقوام بویراحمدی و بختیاری، زمینه مناسبی برای رونق این حرفه داشت.
یکی از نمدمالان قدیمی شهرضا درباره ویژگیهای این محصول میگوید: «بهار نمد خنک است و در زمستان هم گرمای خوبی دارد.»
ساختار متراکم الیاف پشم میتواند به حفظ گرما کمک کند و همین ویژگی، نمد را برای استفاده در شرایط اقلیمی مختلف مناسب میساخت.
بااینحال، تغییر سبک زندگی، گسترش زیراندازهای صنعتی و تغییر سلیقه مصرفکنندگان، بهتدریج بازار محصولات سنتی را محدود کرد.
نمدهایی که زمانی بخشی از زندگی روزمره مردم بودند، بهتدریج جای خود را به محصولات کارخانهای دادند؛ محصولاتی که دسترسی به آنها آسانتر بود و با الگوهای تازه زندگی شهری تناسب بیشتری داشتند.
چرا جوانان از نمدمالی فاصله گرفتند؟
یکی از نمدمالان قدیمی شهرضا در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت اقتصادی این حرفه میگوید که نمدمالی میتواند درآمد مناسبی داشته باشد، اما جوانان تمایل چندانی به دلیل زحمتی که این حرفه دارد، ندارند.
در گذشته، نمدمالی بخشی از زنجیره تأمین نیازهای روزمره مردم بود؛ اما امروز برای ادامه حیات، به بازاری فراتر از مصرف سنتی نیاز دارد.
توجه به طراحی محصولات تازه، معرفی کاربردهای نمد در دکوراسیون، حمایت از تولیدکنندگان، آموزش به علاقهمندان و فراهمکردن امکان حضور در نمایشگاههای صنایعدستی میتواند به ایجاد فرصتهای جدید کمک کند.
از نمدمالی تا فراموشی مشاغل سنتی شهرضا
نمدمالی تنها حرفه سنتی شهرضا نیست که با کاهش فعالیت روبهرو شده است. محلههای قدیمی باغملی و برج عسگر در گذشته محل فعالیت مشاغلی مانند گیوهدوزی، آهنگری، دباغی، پالاندوزی، لاستیکبری، عصاری، مسگری، هوچینسازی و لبافی بودند.
این مشاغل بخشی از اقتصاد محلی را تشکیل میدادند و خانوادههای بسیاری از طریق آنها امرار معاش میکردند؛ اما با تغییر شیوه تولید و گسترش کالاهای صنعتی، بخشی از این حرفهها رو به افول گذاشتند و برخی نیز بهتدریج از میان رفتند.
فراموشی این مشاغل، تنها به معنای تعطیلی چند مغازه نیست؛ با هر کارگاه تعطیلشده، بخشی از تجربه، اصطلاحات تخصصی، شیوههای تولید و خاطرات اجتماعی نیز در معرض فراموشی قرار میگیرد.
نمدمالی شهرضا نمونهای از همین دگرگونی است؛ هنری که زمانی با زندگی مردم پیوندی نزدیک داشت، اما امروز برای بازگشت به چرخه اقتصادی و فرهنگی شهر به توجه بیشتری نیاز دارد.
میراثی که نباید با آخرین استادکار از بین برود
امروز مهمترین پرسش درباره نمدمالی شهرضا، تنها این نیست که چرا کارگاهها تعطیل شدهاند؛ مسئله این است که چگونه میتوان آنچه را از این هنر باقی مانده، حفظ کرد و به نسل بعد سپرد.
ثبت خاطرات استادکاران، مستندسازی مراحل تولید، تصویربرداری از شیوههای سنتی، جمعآوری نمونه نقشها و شناسایی خانوادههایی که هنوز با این هنر آشنایی دارند، میتواند نخستین گام برای جلوگیری از فراموشی آن باشد.
انتهای پیام


