کتاب تقی شهرام به روایت اسناد

محمدحسن روزی‌طلب، معاون اسناد و کتابخانه مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره‌ی کتاب تقی شهرام روزنامه‌ی سازندگی نوشت: تردیدی نمی‌توان داشت که نگاه و برداشت افراد ـ به نسبت علاقه و حساسیت آنها به موضوع ـ دربارۀ حوادث و ماجراهایی که بین سال‌های نخست دهۀ پنجاه تا اواخر دهۀ شصت روی‌ داده و به نحوی به سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی ـ مذهبی و مارکسیستی معطوف است، مبتنی بر نوعی تعلق یا عدوات است؛ چرا که این مسائل هنوز در کشور ما «تاریخی» نشده است.

با بیان این مقدمه، چند نکته را به کتابخوان‌ها و علاقه‌مندانی که تاریخچۀ جریان‌های سیاسی ـ نظامی را پی می‌گیرند، توصیه می‌کنم:

۱ اگر شما از آن دسته افرادی هستید که گمان می‌کنید سازمان مجاهدین خلق را سیا و موساد، ک.گ.ب و اینتلیجنت سرویس به راه انداختند و اینان وابسته به اجانب بودند، کتاب «تقی شهرام» را نخوانید، چراکه باورهایتان خدشه‌دار خواهد شد.

۲ اگر از جمله کسانی هستید که معتقدید تقی شهرام را سیا و ساواک از زندان ساری فراری داده‌اند تا چنین و چنان کنند، این کتاب را نخوانید.

۳ اگر احیاناً بر این باورید که تقی شهرام عامل یک قدرت خارجی یا سرویس اطلاعاتی بیگانه بوده است، باز هم این کتاب را نخوانید.

۴ امّا… اگر می‌خواهید دربارۀ روند رشد تشکیلاتی، ویژگی‌های اعضای سازمان مزبور، نگاه معطوف به حذف نسبت به مخالفان فکری و تشکیلاتی، تفصیل علل ترور برخی از کادرهای مهم و چگونگی انجام ترورها، نحوۀ فرار تقی شهرام از زندان ساری و ورودش به سازمان و چگونگی قدرت یافتن وی در تشکیلات و نقش او در عملکرد سازمان طی سال‌های ۵۲ تا ۵۷ که منجر به تغییر ایدئولوژی شد، آگاهی پیدا کنید و ضمناً علاقه‌مندید که زندگی بچه‌های تقی شهرام را از دوران مدرسه در اواخر دهۀ ۳۰ و نیمۀ اول دهۀ ۴۰ تا اعدامش در تابستان ۵۹ پیگیری نمائید حتماً این کتاب را بخوانید.

در «مرکز اسناد انقلاب اسلامی»، اسناد موجود در ساواک، دستگاه‌ها و نهادهای متعدد اطلاعاتی ـ امنیتی سال‌های نخست شکل‌گیری جمهوری اسلامی، دادگاه‌های نظامی دوران پهلوی، دادگاه‌های انقلاب و دیگر مراکز در قبل و بعد از انقلاب اسلامی، به نحوی نظام‌مند جمع‌آوری، طبقه‌بندی و سازمان‌دهی شده است تا پژوهشگران حوزۀ تاریخ معاصر، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی سیاسی و سایر رشته‌های مرتبط، بتوانند آثار تألیفی خود را مستند به مدارکی نمایند که مطمئناً هیچ‌کس در صحت و اصالت آن‌ها تردیدی ندارد و می‌توان با اتقان و اطمینان، بدان‌ها رفرنس داد و بر بار پژوهشی آثار افزود.

معاونت اسناد این مرکز، علاوه بر آثاری که تاکنون دربارۀ سازمان مجاهدین خلق تدوین شده و انتشار یافته، تألیفات دیگری را آمادۀ انتشار کرده است که هریک در نوع خود دارای نظرها و آرای نو و بدیعی هستند و انتشارشان در اولویت قرار گرفته است، ازجمله کتابی تفصیلی دربارۀ وحید افراخته با عنوان «من اعتراف می‌کنم»، «یادداشت‌های قاسم عابدینی» از سران سازمان پیکار، دو کتاب با مطالب و نظرات نوین دربارۀ ماجرای طبس و کودتای نوژه، «عملیات مرصاد»، «مبارزه با ضد انقلاب در جنگل‌های شمال» و دیگر کتاب‌هایی که دربارۀ آنها در زمان مناسب اطلاع‌رسانی خواهیم کرد.

انتهای پیام

One comment

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. کاش دانشگاه شریف را به اسم صمدیه لباف نامگذاری می کردند، چون شریف واقفی به شهادت نامه همخانه اش (لیلا زمردیان) مارکسیست شده بود و قتل او به دلیل اختلاف با شهرام بر سر تقدم و تأخر انتقاد از خود بود.

    ۴