حجتالاسلام احمد حیدری در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز در نقد برکناری مولوی گرگیج نوشت:
قرآن و سیره معصومین سرشار است از دستور به عفو، صفح، چشمپوشی و جذب که شمارش آن فرصتی وسیع میطلبد؛ از باب نمونه در سال سوم هجری و بعد از جنگ مهم بدر که ضربه سنگینی بر مشرکان مکه بود؛ مشرکان در پی گرفتن انتقام، با تمام توان نظامی و با سینههای سرشار از کینه به مدینه هجوم آوردند. پیامبر با توجه به نظر اکثریت بخصوص جوانان پرشور، علیرغم نظر خود و اصحاب با تجربه؛ برای مقابله از مدینه خارج شد. جمعی دورو با علم کردن مخالفت با نظرشان مبنی بر ماندن در شهر، از همراهی خودداری ورزیدند. در دامنه احد صفآرایی شد و با تدبیر پیامبر، جمعی نگهبان تنگه پشت سر شدند تا دشمن از آنجا حمله نکند. سپاه با قدرت از روبرو بر دشمن تاخت و او را به فرار واداشت. با فرار دشمن بسیاری همتشان جمع غنایم شد و مدافعان تنگه برای عقب نماندن، مأموریت خود وانهادند. راه حمله از تنگه مهیا شد و با حمله دشمن از تنگه و بازگشت فراریان، جنگ علیه مسلمانان مغلوبه شد. بسیاری فرار را بر قرار ترجیح دادند و در نهایت به شکست سنگین مسلمانان انجامید.
به طور طبیعی بعد از جنگ میبایست به جرم و خطای دورویانی که در جنگ شرکت نکردند، کسانی که مأموریت نگهبانی را برای رسیدن به غنایم ترک کردند و کسانی که فرار را بر قرار ترجیح دادند، رسیدگی و به کیفر برسند تا آیینه عبرت دیگران شوند ولی آیه نازل شد و به پیامبر دستور داد: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر» از خطای آنان چشم بپوش و حتی برایشان آمرزش بخواه و در کارها از آنها مشورت بگیر و شریکشان ساز؛ چرا چون به اقتضای رحمت واسعه و بیکران خدا، تو باید بر آنان نرم و مهربان باشی تا به حق راه یابند [که هدف خلقت، نبوت، امامت و حکومت است] و اگر سختگیر و خشن باشی از دور تو پراکنده خواهند شد.
و باز به پیامبر میفرماید طبیعی است که مردم خطاها و لغزشها و حتی خیانتها دارند که تو پیوسته بر آنان آگاهی مییابی و کیفر کردن و طرد نمودن باید در حد ضرورت باشد و اصل باید بر رحمت و چشم پوشی و جذب باشد: «وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَهٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین»(مائده/۱۳) سیره رسول خدا و امیرمؤمنان بر همین عفو، صفح و جذب بود لذا پیامبر روز فتح مکه را نه «روز انتقام» که «روز رحمت» نامید (شرح نهج البلاغه حدیدی ۱۷/۲۷۲) و حتی اعلام کرد خانه ابوسفیان محل امان پناهدگان خواهد بود(تفسیر قمی ۲/۳۲۱). اصحاب امیرمؤمنان بیعت شکستند و جنگ جمل را راه انداختند و حضرت بعد از آن همه مدارا، با آنان جنگید تا تسلیم شدند و دیگر پرونده بسته شد و آن فتنه خط قرمز و ملاک رد و قبول نگردید.
بارها رسول خدا و امیرمؤمنان در دوران حکومت مورد حتی توهین و اعتراض بعضی افراد نادان قرار گرفتند و …، و آن بزرگواران چشم پوشیدند و بر جذب آنان همت کردند و همین سیره مبتنی بر جذب، گذشت، چشمپوشی و مشارکت دادن باعث جذب گستره به اسلام و فراگیری آن شد. بنا بود این سیره را در حکومت وجهه همت باشد ولی هیهات. در این بیش از ۴ دهه چقدر افراد دلسوز، متعهد و انقلابی را از قطار انقلاب پیاده کردهاند. نمونه واضحش وقایع دردآور ۸۸ که میشد با تدبیر مانع آن اتفاقات ناگوار گردند ولی به هر حال اتفاق افتاد و غده بدخیمی شده که از جراحی آن عاجزند و هنوز محصوران بعد از آن واقعه در حصرند و طیف وسیعی از انقلابیون دلسوز به با استناد به آن وقایع ناگوار «فتنهگر» نامیده شدند و طرد گردیدهاند و هر روز به طرد جمعی دیگر به همین عنوان اقدام و تهدید میکنند و سیاست طرد چنان ثمر داده(!) که آمار مهاجرت از کشور سرسامآور است که حتی میبینیم ورزشکارانی که از آنان ضمانت چند میلیاردی برای بازگشت میگیرند، باز هم از بازگشت ابا میورزند و حتی هر روز یک مسئولی مردم را به بهانهای به رفتن از کشور فرامیخواند!
آخرین نمونه طرد؛ عزل مولوی گرگیج امام جمعه اهل سنت توسط نماینده ولی فقیه در استان گلستان است که به جهت اعتراض بر اقدامات توهینآمیز و تفرقهافکنانه جمعی شیعهنما و بر اساس اعمال و رفتار تفرقهافکنانه آنان سؤالی مطرح کرد و بعد هم از طرح این سؤال علنی و مکتوب عذرخواهی کرد، اما به جای مذمت آن جمع شیعهنما و تفرقهافکن؛ و جوابگویی منطقی به سؤال و شبهه طرح شده توسط وی؛ از امامت جمعه عزل میگردد. آیا این است سیره جذبی که از ما خواستهاند؟ آیا این سیره حکومت به سربلندی اخروی ما نزد اولیا و وحدت ملی در این دنیا میانجامد یا …؟ آیا همین سیره از عامل اصلی فرار نخبگان و غیر نخبگان از کشور نیست؟
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید