آنچه قابل پیش بینی بود | ابوالفضل نجیب

ابوالفضل نجیب، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داد، نوشت:
در تاسف بار بودن اتفاقات اخیر هیچ عقل سلیم و وجدان پاکی تردید نمیکند. همچنانکه جریحهدار شدن عواطف فردی و جمعی جامعه و همان اندازه حافظه تاریخی ملتی که طی چند دهه پر فراز و نشیب و تاسف بار و تاثربار همچنان چشم به آیندهای دارد که شاید با رویکرد عقلانی مانع تکرار چنین رخدادهای ناگوار شود.
آنچه طی هفتههای اخیر و بخصوص در ۱۸ و ۱۹ دی بر این مردم گذشت نه فراموش خواهد شد و نه میتوان و نباید فراموش کرد. هر چند به درجاتی مسبوق به سابقه باشد. اما تفاوتهای مترتب بر آن چنان است که میتواند تمامی وقایع گذشته را به فراموشی و یا تحت الشعاع قرار دهد. آنچه شاید بتواند عواطف و روان جریحهدار شده جامعه را ترمیم و شاید مرحمی باشد بر زخمهای بجامانده اجتناب از درشت گویی و سخن تهدیدامیز و خط و نشان کشیدن برای دلهای زخم خورده است.
این جامعه چه آن بخش آسیب دیدهاش و چه آن بخش خاکستری و منفعل و چه آن جماعتی که در مقام دفاع از انقلاب به خیابان آمدند به آرامش روانی و اطمینان خاطر و امید و دلجویی برای بازسازی امنیت روحی و روانی و میدانی نیاز دارند. به امید دادن به خانوادههای داغدار و مهمتر نگران فرزندان محبوس.
برای عادی سازی جامعه و التیام زخمهای بجامانده در هر دو سوی این بحران، امید دادن و اطمینان دادن به بازگشت جامعه به آرامش یک امر حیاتی است. چه بسا تهدید و ارعاب و … و تشدید فضای ناامنی و هراس افکنی بهانه و دستمایه ارزانی باشد برای القای ناپایدار نمایی جامعه و ماهی گرفتن از آبی که خواسته یا ناخواسته به دست خودمان گل آلود می کنیم.
آنچه رخ داد از مدتها پیش و توسط بخشهایی از قدرت و با بیان صریح شورش گرسنگان پیش بینی شده بود. پیش بینی صریحی که هیچ کس جدی نگرفت. تردیدی نیست بخشی از بار مسئولیت آنچه رخ داد بر دوش کسانی سنگینی کند که بی توجه به شواهد و قرائن میدانی و ارزیابی عالمانه کنشگران سیاسی همچنان در باد توهمات خوابیدند. بیاعتنا به آنچه فقر و فاقه مردم را به مرز انفجار خواهد رساند.
به رسمیت نشناختن حق اعتراضات مدنی که میتوانست و میتواند به میزان زیادی منجر به بازدارندگی و مانع سواستفاده شود همچنان میتواند به تکرار فجایع مشابه منتهی شود. آنچه در فاجعه اخیر شاهد بودیم برآیند و فرایند سهل انگاری و بیاعتنایی به تحلیلهای واقعی بود.
آن همه هشدار در خصوص دلایل سلبی و ایجابی برای برون رفت از بحرانها و بنبستها به هیچ انگاشته شد. غافل از تبعات و پیامدهای غیر قابل جبرانی که امروز روی دست کلیت نظام مانده است. این که از این نقطه به بعد چه باید کرد همچنان باید در انتظار گوشهایی ماند که شاید بتوانند این بار نه بر اساس توهمات که شرایط واقعی و میدانی جامعه تن به راه حلهای عقلانی داده و به تناسب اهمیت نیازهای واقعی جامعه عمل کنند.
انتهای پیام





هیچ چیز به قبل برنمیگرده و هیچی دیگه عادی نمیشه.
بین ما درهای پر از مرگ و نفرت قرار داره. هیچ کس از هیچ طرف دیگه نمیتونه به اون یکی نزدیک شه!
دقیقا. هرگز اوضاع به قبل از وقایع تلخ دی ۱۴۰۴ بر نخواهد گشت.
لازم بود وزارت امور خارجه با رویکرد جدید و دیپلماسی هوشمندانه وارد گود می شد و با مذاکره و ارائه برنامه جدید مانع از بازگشت تحریمها و اتفاقات نظیر ان می شد.شاید دلیل ان نبودن کارشناسان دلسوز و دیپلمات های کاردان و با تجربه در این وزارت خانه باشد
چرا در ایران استعفا و بازنشستگی از ارکان حکومتی وجود نداره؟ کمترین کاری که میشه در برابر این فاجعه انجام داد بازنشستگی و استعفاست