نیروانا مهرآیین در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «جنایات علیه بشریت در پرتو تنشهای جاری: قربانیان غیرنظامی در کانون منازعات» نوشت:
در دنیایی که قوانین بینالمللی برای حفظ امنیت و کرامت انسانی وضع شدهاند، مناطق درگیر جنگ، بهویژه در خاورمیانه، بار دیگر شاهد آن هستند که غیرنظامیان قربانیان اصلی و اولیه نزاعها میشوند. جنایات علیه بشریت، به عنوان یکی از جدیترین نقضهای حقوق بینالملل، در شرایط جنگی و تنشهای نظامی به شدت به چالش کشیده میشود. این جنایات شامل قتل، شکنجه، سوءاستفاده جنسی و تخریب زیرساختهای حیاتی است و در منازعات منطقهای و جهانی کنونی، به یک دغدغه برجسته اخلاقی و حقوقی تبدیل شده است.
تعریف و مصادیق جنایت علیه بشریت
جنایات علیه بشریت به اقداماتی سیستماتیک اطلاق میشود که با هدف تحمیل رنج گسترده بر جمعیت غیرنظامی صورت میگیرد. این اقدامات میتواند در چارچوب جنگهای متعارف، غیرمتعارف یا در شرایط تنش داخلی رخ دهد. در شرایط کنونی، اثرات این جنایات بر غیرنظامیان مستقیم و غیرمستقیم است؛ از طریق تخریب منابع اساسی (آب، برق، غذا، خدمات بهداشتی) گرفته تا اعمال مستقیم خشونت مانند قتل، شکنجه و تجاوز جنسی. همچنین، هدف قرار دادن مراکز آموزشی، پزشکی و فرهنگی مانند بیمارستانها، مدارس، ساختمانهای رسانهای و اماکن تاریخی (نظیر آنچه در مورد بیمارستانهایی چون یاس، گاندی، شهید مطهری، مدرسه میناب، صدا و سیما، هلال احمر و کاخ گلستان ذکر میشود) مصادیقی از این جنایات است که اغلب توسط نیروهای نظامی طرفهای متخاصم انجام میپذیرد.
چالشهای حقوق بینالملل بشردوستانه
در وضعیت کنونی جنگهای منطقهای، دو اصل اساسی حقوق بینالمللی بشردوستانه (مانند قوانین ژنو) به طور جدی نقض شدهاند:
اصل تفکیک (Distinction): این اصل بر لزوم تمایز قاطع میان نظامیان و غیرنظامیان در عملیاتهای جنگی تأکید دارد.
اصل تناسب (Proportionality): این اصل حکم میکند که نیروی مورد استفاده نباید فراتر از حد لازم برای دستیابی به هدف نظامی مشروع باشد و نباید خسارت جانبی غیرنظامیان را به شکلی نامتناسب افزایش دهد. در مورد حملات اخیر آمریکا و اسرائیل صورتگرفته علیه ایران، مواردی چون کشتار غیرنظامیان، هدف قرار دادن مراکز دولتی، درمانی (آمبولانسها)، مراکز زیرساختی حیاتی (مانند سایتهای هستهای فردو، اصفهان و خنداب)، و مجتمعهای مسکونی، نقض آشکار اصل تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی در حقوق بینالملل بشردوستانه محسوب شده و میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
لذا افزون بر اصل تفکیک، نقض اصل ضرورت نظامی توسط مهاجمین علیه ایران به وضوح قابل مشاهده است. اصل ضرورت نظامی اجازه اقدامات نظامی را تنها در صورتی میدهد که مستقیماً در راستای تضعیف توان نظامی دشمن و مطابق با محدودیتهای حقوق بینالملل باشد. هدف قرار دادن سایتهای غیرنظامی با کاربری دوگانه (مانند سایتهای هستهای صلحآمیز، مراکز درمانی و زیرساختهای شهری) که فاقد نقش مستقیم رزمی بودند، از مصادیق بارز نقض این اصل است.
قوانین بشردوستانه بهویژه بر حفاظت از میراث فرهنگی و زیرساختهای حیاتی غیرنظامی تأکید دارند. حمله به اماکنی مانند کاخ گلستان به عنوان نماد فرهنگی، نقض آشکار تعهدات بینالمللی در حمایت از میراث بشری است، فارغ از هرگونه توجیه نظامی احتمالی. این اقدامات، ماهیت جنایات را از یک درگیری نظامی محدود به یک حمله سیستماتیک علیه زیرساختهای اساسی یک ملت، با هدف ایجاد وحشت عمومی، ارتقا میدهد.
اقدامات منتسب به رژیم صهیونیستی و آمریکا در این زمینه، علاوه بر جرم تجاوز، میتواند ارتکاب جنایت جنگی را نیز به دنبال داشته باشد و پاسخگویی قانونی متجاوزان را دشوارتر میکند.
انتقادات بینالمللی و چالش اجرا
این نقضها منجر به انتقادات گسترده نهادهای بینالمللی شده است. گزارشهای جهانی، بهویژه در مورد مدرسه دخترانه میناب، تأیید کردهاند که برخی اقدامات از مرزهای حقوق بینالملل فراتر رفتهاند. پیگیریها توسط نهادهایی مانند دیوان کیفری بینالمللی برای تعقیب مسئولین جنایات علیه دانش آموزان، از جمله مسدودسازی مسیر کمکهای پزشکی، شاهدی بر این مدعاست.
بزرگترین چالش، ضعف در اجرای این قوانین است. علیرغم وجود مقررات صریح در کنوانسیونهای ژنو، نظارت ضعیف، ملاحظات سیاسی قدرتهای بزرگ و عدم تمایل به مداخله مانع از اجرای کامل آنها میشود، و در نتیجه، عاملان جنایات اغلب بدون پاسخگویی باقی میمانند که این خود موجب تقویت وقوع تجاوزات آتی است.
نگاهی به حقوق، اخلاق و ادیان
در نهایت، ادیان توحیدی همواره بر کرامت ذاتی انسان و یاری حق در برابر باطل تأکید دارند. مطالعه تجربیات بشری در پیوند با حق و اهداف حقوق در وضعیت جنگی ضروری است. عدالت، هدف بنیادین حقوق بشر است، اما تمرکز اخیر غرب بر دفاع صرف از «فرد و آزادی او» در تقابل با «حقوق اجتماعی» و خیر عمومی قرار گرفته است. این تناقض زمانی پررنگتر میشود که غرب، مرکز اعلامیه جهانی حقوق بشر، در حملات علیه کشورهای خاورمیانه، نسبت به حقوق اجتماعی و جان غیرنظامیان بیتوجهی نشان میدهد.
حقوق در ادیان توحیدی، با در نظر گرفتن ترکیب انسان (روح و جسم) و ابعاد دنیوی و اخروی، بر محورهای رابطه انسان با خدا، خود و همنوع تمرکز دارد. بر این اساس، حقوق در وضعیت جنگی، به ویژه در قبال غیرنظامیان، باید ماهیت جامعهگرایانه پیدا کند؛نماد عینی این ماهیت، دوری از ظلم، تعاون، گذشت، دفاع از مظلوم و حمایت از انسانیت است. این اهداف، در نهایت، وسیلهای برای دستیابی به عدالت، برابری و رستگاری دنیوی و اخروی هستند که با رشد همهجانبه انسانیت پیوند خورده است.
انتهای پیام




