مغالطه‌ی پروکسی چیست؟

محمدرضا سلیمی، روانشناس و نویسنده‌ی حوزه تفکر انتقادی نوشت: «مغالطه‌ی پروکسی یا «مغالطه‌ی جانشین‌سازی» زمانی اتفاق می‌افتد که فرد به‌جای اینکه عامل اصلی را نقد کند از یک «جانشین قابل‌سنجش» به‌جای عامل اصلی استفاده و استدلال می‌کند «جانشین» نماینده‌ی واقعی عامل اصلی‌ست و آن را نقد می‌کند.

به‌عبارت‌دیگر، وقتی چیزی را که اندازه‌گیری‌ آن آسان است به‌جای چیزی قرار می‌دهیم که بسیار مهم اما به‌سختی قابل سنجش است، و بعد بدون نقد و بررسی فرض می‌گیریم این دو یکی هستند، مرتکب مغالطه‌ی پروکسی شده‌ایم.

خلاصه، مغالطه‌ی پروکسی زمانی روی می‌دهد که «چیزی را که به‌راحتی می‌توانیم نقد کنیم» به‌جای «چیزی که واقعاً مهم است و نمی‌توانیم نقد کنیم» قرار می‌دهیم.

برای مثال، «دانش‌آموزی که نمره‌اش ۲۰ است، حتماً درس را خوب یاد گرفته است.» در این ادعا، نمره‌ی ۲۰ فقط یک پروکسی (جانشین) برای یادگیری‌ست، نه خود یادگیری. ممکن است دانش‌آموز حفظ یا تقلب کرده باشد. بنابراین، «نمره» نمی‌تواند جانشین «یادگیری» بشود‌.

مثال دیگر، «کسی که بیش‌تر مناسک انجام می‌دهد، اخلاقی‌تر است.» در این ادعا نیز مناسک یک پروکسی‌ و قابل اندازه‌گیری‌ست، اما اخلاق را نمی‌توانیم به‌راحتی بسنجیم. در اینجا نیز «مناسک» نمی‌توتند جانشین «اخلاق» بشود.

مغالطه‌ی پروکسی با «قانون گودهارت»¹ ارتباط تنگاتنگی دارد. قانون گودهارت می‌گوید: «وقتی یک معیار تبدیل به هدف می‌شود، دیگر معیار خوبی برای ارزیابی نخواهد بود.». درواقع، وقتی پروکسی را هدف قرار می‌دهیم، خودش فاسد می‌شود. برای مثال، وقتی در آموزش نمره را هدف قرار می‌دهیم، آموزش از هدف اصلی‌اش منحرف می‌شود.

مغالطه‌ی پروکسی با «قانون کمپبل»² نیز مرتبط است. قانون کمپبل می‌گوید: «هرچه بیش‌تر از یک «شاخص کمی» برای سنجش یک «مفهوم کیفی» استفاده کنیم، آن شاخص بیش‌تر در معرض فساد و دستکاری قرار می‌گیرد.» درواقع، وقتی پروکسی‌ها قدرت می‌گیرند، واقعیت را تحریف و تخریب می‌کنند.»

۱. Goodhart’s Law

۲. Campbell’s Law

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *