نقدی به یادداشت ظریف در فارین افرز

حسین قتیب در نقدی در توییتر به یادداشتی امروز محمدجواد ظریف در مجله‌ی فارین افرز [لینک] نوشت:

یادداشت امروز ظریف در فارین افرز را نباید صرفا یک مقاله تحلیلی دید؛ این متن، بیش از هر چیز، یک سیگنال سیاسی است. سیگنالی از سوی همان جریان روحانی-ظریف به ترامپ و حلقه سیاست خارجی او که می‌گوید راه معامله با ما باز است.

اهمیت ماجرا فقط در محتوای متن نیست، بلکه در محل انتشار آن هم هست. وقتی چنین متنی نه در فضای عمومی فارسی، بلکه در فارین افرز منتشر می‌شود، مخاطب اصلی‌اش افکار عمومی ایران نیست؛ مخاطب آن نخبگان امنیتی، دیپلماتیک و تصمیم‌گیر در واشنگتن‌اند. به بیان روشن‌تر، این یادداشت را می‌توان نوعی سیگنال از سوی همان جریان روحانی-ظریف به تیم ترامپ دانست: اگر با ما معامله کنید، هنوز امکان یک توافق بزرگ وجود دارد. خود فارین افرز مقاله را با عنوان «چگونه ایران باید به جنگ پایان دهد» منتشر کرده و محتوای آن نشان می‌دهند که بسته پیشنهادی ظریف شامل محدودسازی برنامه هسته‌ای، کاهش ذخایر اورانیوم، بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش یک پیمان عدم تعرض با آمریکا در برابر رفع تحریم‌ها و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی است.

مسئله اصلی دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. این متن با زبانی نرم و دیپلماتیک، در عمل از معامله بر سر مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی ایران سخن می‌گوید، بی‌آنکه روشن کند طرف مقابل دقیقا چه چیزی، با چه سازوکار حقوقی، در چه بازه زمانی، و با چه ضمانت اجرایی روی میز می‌گذارد. در ادبیات مذاکرات بین‌المللی، ارزش هر توافق را نه عبارات کلی، بلکه تعریف دقیق تعهدات، تقارن در امتیازدهی، جدول زمانی اجرا، و سازوکار راستی‌آزمایی تعیین می‌کند. در این متن اما از ایران خواسته می‌شود دارایی‌های سخت، فوری و قابل سنجش خود را وارد معامله کند، حال آنکه تعهد طرف آمریکایی با عبارت کاملا مبهم «رفع تحریم‌ها» خلاصه می‌شود. اینجاست که باید پرسید: کدام تحریم‌ها؟ تحریم‌های اولیه یا ثانویه؟ تحریم‌های کنگره یا فرامین اجرایی؟ لغو کامل یا صرفا تعلیق؟ برای شش ماه، یک سال، یا تا تغییر دولت بعدی در واشنگتن؟ بدون پاسخ روشن به این پرسش‌ها، «رفع تحریم‌ها» نه یک تعهد حقوقی دقیق، بلکه یک فرمول سیاسی کشدار است که مانند برجام می‌تواند هر بار به شکلی تازه تفسیر شود.

ضعف دوم یادداشت، عدم تقارن آشکار در ساختار معامله است. آنچه ایران باید بدهد، روشن، عینی و عمدتا غیرقابل بازگشت در کوتاه‌مدت است: محدودیت هسته‌ای، کاهش ذخایر، باز کردن هرمز، و پذیرش عدم تعرض. اما آنچه آمریکا باید بدهد، عمدتا سیاسی، قابل تفسیر و بازگشت‌پذیر است. این عدم تقارن فقط یک اشکال فنی نیست، بلکه هسته بحران است. تجربه برجام نیز نشان داد که در ساختار قدرت آمریکا، منافع اقتصادی ایران می‌تواند به‌آسانی با تأخیر، تفسیر محدود، فشار بانکی، تهدید ثانویه یا تغییر دولت بی‌اثر شود. در چنین شرایطی، پیشنهاد دادن امتیازهای سخت و راهبردی در برابر وعده‌های اقتصادی مبهم، بیشتر شبیه پیش‌فروش ابزارهای بازدارندگی است تا طراحی یک صلح پایدار. برجام هم با وجود قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، در نهایت با خروج آمریکا و بازگشت تحریم‌ها ضربه خورد؛ یعنی حتی وجود یک چارچوب رسمی بین‌المللی هم مانع از فرسایش منافع ایران نشد.

از این منظر، یادداشت ظریف امتداد همان منطق قدیمی سیاست خارجی دولت روحانی است: این تصور که اگر ایران بخشی از ظرفیت‌های راهبردی خود را روی میز بگذارد، آمریکا نیز در برابر آن «عقلانی» رفتار خواهد کرد و راه ادغام اقتصادی ایران را باز خواهد نمود. اما این فرض، دست‌کم در سطح تحلیلی، از یک واقعیت مهم غفلت می‌کند: مسئله واشنگتن با تهران فقط سطح غنی‌سازی یا وضعیت تنگه هرمز نیست. بخش مهمی از منازعه، به مهار ساختاری ایران، محدودسازی توان منطقه‌ای آن، و تغییر موازنه قوا در خاورمیانه مربوط است. در چنین شرایطی، اگر ایران اهرم‌های هسته‌ای و ژئوپولیتیکی خود را بدون تضمین‌های سخت واگذار کند، بعید است نزاع پایان یابد؛ محتمل‌تر آن است که فقط فاز بعدی فشار آغاز شود، با مطالبات تازه درباره موشک، پهپاد، نفوذ منطقه‌ای و آرایش دفاعی.

پیشنهاد پیمان عدم تعرض نیز در همین چارچوب، بیش از آنکه یک ابتکار راهبردی پخته باشد، یک عبارت خوش‌صدا اما کم‌تعریف است. پیمان عدم تعرض زمانی معنا دارد که یا میان دو طرف نوعی توازن بازدارندگی برقرار باشد، یا دست‌کم سازوکارهای داوری، تضمین، هزینه نقض و چارچوب نظارتی روشن شده باشد. اما در صورت‌بندی فعلی، تا جایی که از خلاصه‌های موجود برمی‌آید، فقط از اصل پیمان سخن رفته و نه از معماری اجرایی آن. این یعنی مشکل اصلی، یعنی بی‌اعتمادی ساختاری، با یک واژه حقوقی حل‌نشده باقی می‌ماند. اگر طرف مقابل سابقه خروج از توافق، تخریب منافع اقتصادی طرف دیگر، یا دور زدن تعهدات سیاسی را دارد، افزودن عنوان «پیمان عدم تعرض» به خودی خود هیچ ضمانتی ایجاد نمی‌کند.

نکته مهم دیگر این است که انتشار چنین متنی در فارین افرز در لحظه‌ای حساس، خود یک کنش سیاسی است. این یادداشت عملا به ساختار قدرت آمریکا علامت می‌دهد که در ایران هنوز جریانی حاضر است درباره کل بسته راهبردی کشور وارد چانه‌زنی شود: مواد هسته‌ای، هرمز، عدم تعرض، و حتی افق تعامل اقتصادی با آمریکا. مسئله فقط این نیست که این جریان خواهان مذاکره است.

پانوشت یک:
من هم مثل شما گمان نمی‌کنم که باید تا ابد جنگید و کشور را در آستانه نابودی قرار داد، حتما باید راه سیاسی برای خروج پیدا کرد و امریکایی ها را به آن سمت هدایت کرد. اما این سیگنال آن راه نیست.
ایران قبلا همین بسته هسته‌ای را روی میز گذاشت. با همین در خواست رفع تحریم. گفتگو آخر ایران و امریکا همین بود. همان که عمان میانجی گری کرد. اما نه ایالات متحده و نه اسراییل پذیرفتند.
ما باید راه خروج طراحی کنیم. اما نه با بازگشت تنگه هرمز به حالت قبل؛ به معنای این که آبراه را باز اما رژیم حقوقی جدیدی بر آن حاکم خواهد شد. این حداقل چیزی است که باید بخواهیم.

درباره توافق با ایالات متحده باید دانست با کنگره ای که حزب اصلی آن نه جمهوری خواهان و نه دموکرات‌ها هستند بلکه آیپک هست قبولاندن هر معاهده‌ای به آن به خیال سیاسی می ماند.
فرمان اجرایی هم که وضعیت روانی و مزاجی ترامپ بستگی دارد.

پانوشت دوم:
متن بالا را با پیش قضاوت جلیلی در برابر روحانی و پایداری و دلواپسیسم نخوانید. از سطح این نعمتی حیدری‌های آسیب زا باید فراتر رفت. قصه سیاه و سفید نیست.
درباره برجام و محسنات و ایرادات و دلایل ناکامی‌اش نوشته بودم.

انوشت سه:
می‌بینم سروصداهایی برای به راه انداختن دعوای جناحی و سیاسی و سو استفاده از فضای تجمعات شبانه به راه افتاده که بروید علیه اینها شعار دهید.‌
این کارها غلط، خلاف منطق و امنیت و منافع ملی است.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

۵ Comments

  1. با احترام به نویسنده…همان اول که نویسنده از سیگنال روحانی ظریف به ترامپ صحبت می‌کند پوچ بودن و به درد نخور بودن یادداشت مشخص می‌شود و ادامه خواندنش تلف کردن وقت است.

  2. باز عده ای آمدند که میخواهند با اسم دکتر ظریف و دکتر روحانی و فحاشی به این دو بزرگوار خودشان را نشان دهند. خوشبختانه انقدر حقیراند که حتی با این کارهای سخیف هم نمیتوانند خود را باد کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا