رحمان بیات در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «سهضلعیِ مقاومت ملی ایرانیان در جنگ تحمیلی» نوشت:
وقتی این نوشته را مینویسم، سیویک روز از جنگ تحمیلی میگذرد. متجاوزان به ایران اسلامی در خیال و توهم خود حداقل ۴۸ ساعت و حداکثر دو هفته را برای پایان جنگ، شکست ایران و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی برنامهریزی کرده بودند. اما برخلاف طرح و نقشه دشمن صهیونیستی و آمریکا، اکنون ۳۱ روز است که ایرانیان مقاومت میکنند.
در این مدت نه حکومت از هم پاشیده و نه مردم — برخلاف تصور دشمن — صحنه را ترک کرد و یا از ترس جنگ به کشورهای همسایه پناه بردند؛ بلکه درخیابانهای شهر و روستا حضور دارند تا از وطن و هویت دینی و ملی خود دفاع کنند. بهراستی چه عامل یا عواملی موجب شده است که ایرانیان چنین متحد و یکپارچه در صحنه بمانند، دشمنان را مبهوت و دوستان را امیدوار کنند؟
گرچه در این زمینه بسیار سخن گفته شده و از این پس نیز بیشتر گفته خواهد شد، اما آنچه در این نوشته مدنظر نگارنده است، بررسی اجمالی عوامل تعیینکننده در این مقاومت و ایستادگی میباشد. به بیان دیگر، این مقاومت و ایستادگی دارای سه ضلع و یک محور است که در ادامه به نقش هر ضلع اشارهای گذرا خواهم داشت. در این میان لارم به یادآوریست که هرکسی بخواهد دانسته یا نادانسته یکی از این اضلاع را نادیده بگیرد، بیتردید باید در صداقت و دوستی او نسبت به وطن و نظام تردید کرد.
ضلع اول: حضور مردم در خیابانها؛
اشتباه بزرگ دشمن در ترور و شهادت رهبر عزیز انقلاب بود. دشمن تصور میکرد که با توجه به برنامهریزیهایی که در حوادث دیماه انجام داده بود و وعدههایی که برای «کمک به مردم» داده بود، پس از شهادت رهبری و فرماندهان نظامی، مردم برای استقبال از صهیونیستها و آمریکاییها به خیابان میآیند. غافل از آنکه مردم به خیابان آمدند اما نه برای استقبال از آنان بلکه برای دفاع از وطن و نظام ؛ دشمن در محاسبات خود فراموش کرده بود که مردم ایران غیرت دینی و ملی دارند؛ هرچند برخی گلایهها و اعتراضاتی هم داشته باشند، اما نسبت به وطن و هویت خود تعصب دارند و هرگز اجازه نمیدهند صهیونیستها و آمریکاییها با پای نجس خود خاک مقدس ایران را آلوده کنند.
در تاریخ خواندهایم که یکی از علل کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولت مصدق، ترک اجتماعات خیابان توسط مردم بود. دولت انگلیس با نیرنگ از دکتر مصدق خواست به طرفدارانش بگوید «چنین و چنان می کنیم» به مردم بگو خیابان را ترک کنند. این تجربه تاریخی را نمیتوان به این سادگی نادیده گرفت؛
ضلع دوم: رشادت و جانفشانی نیروهای مسلح؛
نیروهای مسلح در این مدت واقعاً شاهکار کردهاند. کاش میشد دست و پای تکتک این عزیزان را بوسید. در شهادت سپهبد سلیمانی در یادداشتی اشاره کرده بودم که شهید سلیمانی نظیری در تاریخ ایران ندارد؛ همچون رستم پهلوان اسطورهای این سرزمین ، در تاریخ ایران ماندگار خواهد شد . امروز نیز پاسداران دلاور، ارتشیان غیور، بسیجیان مخلص و نیروهای انتظامی نشان دادهاند که سپهید شهید سلیمانی در این سرزمین تنها نبوده؛ بلکه در ۴۷ سال انقلاب، سلیمانیهای بیشماری پرورش یافتهاند که هر یک در جای خود در دفاع از هویت و امنیت ملی سنگ تمام گذاشته و به اصطلاح کمفروشی نکردهاند ! خدا حافظشان باشد و دشمنانشان را خوار و ذلیل کند انشاءالله.
ضلع سوم: مدیریت داخلی و خارجی دولت چهاردهم؛
در شرایطی که برخی با سوءاستفاده از نبود رهبری شهید ، که همواره از دولت پزشکیان حمایت میکردند
دولت چهاردهم را تهدید و تحقیر میکنند. با این حال دولت بی توجه به این تهدیدها و تخریبها به وظیفه ملی خود عمل کرده و میکند. امروز اگر با وجود چنین جنگی، بازار ثبات نسبی دارد، نان و آب مردم تأمین میشود و خدمات دولتی در حد مقدورات ارائه میشود، همه نشان از تدبیر و برنامهریزی دولت در ماههای پیش از آغاز جنگ دارد. اگر چنین نبود، امروز شاهد هرجومرج در بازار و زمینهسازی برای شورشهای داخلی بودیم و در آن شرایط نه خیابان و نه میدان توان مقاومت نداشت.
ختم سخن آنکه محور این سه ضلع مقاومت و ایستادگی، رهبری آیتالله خامنهای جوان است. ایشان نیز در پیام نوروزی خود بهطور خاص از خدمات دولت پزشکیان تقدیر و حمایت نمودند. امید است که این سه ضلع مقاومت تا پایان جنگ، با محوریت رهبری، همواره با قدرت در صحنه بمانند تا انشاءالله شاهد پیروزی نهایی باشیم.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید