حامد نوحه خوان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «سه اشتباه محاسباتی ترامپ در حمله به ایران» نوشت:
هر حکومتی در دنیا که قصد جنگ علیه کشور دیگری دارد ابتدا محاسباتی میکند که ببیند آیا اصلا حمله بکند یا نکند؟ یا چگونه بجنگد که حتما پیروز بشود؟ دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا هم حتما با خودش چنین محاسباتی کرده که در نهایت تصمیم به حمله به ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ گرفت. اما به عقیده نگارنده، ترامپ حداقل سه اشتباه محاسباتی مرتکب شده که شانس پیروزی او را به شدت پایین آورده است.
اشتباه اول) ارزیابی نادرست از قدرت نظامی و تابآوری جمهوری اسلامی: دونالد ترامپ گمان میکرد برای به زانو درآوردن ایران نیازی نیست مثل مورد صدام حسین، خاک ایران را اشغال و حکومتش را سرنگون کند، او اساسا کاری که جرج بوش پسر در مورد صدام انجام داد اشتباه میدانست. ترامپ معتقد بوده و هست که با یک حمله نظامی محدود و کم هزینه اما هوشمندانه و به قدر کافی قوی میتواند نظام جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند تا هر آنچه ترامپ مینویسد امضا کند! اما در عمل این اتفاق نیفتاد و جمهوری اسلامی حتی با حذف رهبری اش هم از پا در نیامد و تسلیم نشد و قدرت نظامی مافوق تصوری از خودش نشان داد. نشان به آن نشان که حتی در پای میز مذاکره هم سرسختی نشان داده و سعی دارد شرایط خودش را به آمریکا دیکته نماید!
اشتباه دوم) انتخاب زمان اشتباه برای شروع حمله: ترامپ در زمانی فرمان حمله به ایران را صادر کرد که نه ماه تا انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا باقی مانده بود. از نظر ترامپ این زمان کافی بود که او ایران را شکست بدهد و وادار به تسلیم نماید تا مردم آمریکا خوشحال از این پیروزی درخشان در انتخابات پیش رو به نامزدهای طرفدار و موافق ترامپ رای بدهند و موقعیت او در کنگره تقویت بشود اما این زمانبندی یک اشکال داشت.
اولا مقامات جمهوری اسلامی ایران از ابتدای جنگ اعلام کردند برای ماهها ذخیره تسلیحاتی و ذخیره مواد غذایی دارند و این یعنی میتوانند این جنگ را مثلا تا همان زمان انتخابات میاندورهای کنگره طول بدهد تا رایدهندگان امریکایی، خشمگین از این طولانیترین جنگ پنجاه سال اخیر آمریکا به مخالفان ترامپ رای بدهند و کنگره به دست مخالفان بیفتد و آنان ترامپ را وادار به توقف جنگ نمایند.
پس اگر ترامپ صبر میکرد و بعد از انتخابات میاندورهای کنگره این جنگ را آغاز میکرد از نظر زمانی تحت هیچ فشاری نبود. اما نزدیکی انتخابات تنها دلیل اشتباه ترامپ برای زمان شروع این جنگ نبود. ترامپ زمانی جنگ را آغاز کرد که کمتر از چهار ماه تا شروع جام جهانی فوتبال به میزبانی مشترک آمریکا و کانادا و مکزیک مانده بود.
طبیعتاً کسانی چه در آمریکا و چه در سایر کشورها که برای این جام سرمایهگذاری کرده بودند انتظار سودهای مادی و معنوی زیادی دارند و اگر تحت تاثیر این جنگ به سود مورد نظر نرسند یا حتی ضرر کنند حتما ترامپ را باعث و بانی ضرر خود میدانند و به صف دشمنان و مخالفان او خواهند پیوست. مخصوصا حالا که با بسته شدن تنگه هرمز، عرضه نفت در بازارهای جهانی کاهش پیدا کرده و به عنوان مثال بسیاری از شرکتهای هواپیمایی دچار کمبود سوخت هواپیما شدند، این خطر بیش از پیش آمریکا را تهدید میکند که با یک جام جهانی کم تماشاچی و کم رونق روبرو بشود! تا همین الان هم نزدیک به نیمی از سناتورهای آمریکا خواهان توقف این جنگ هستند و اگر بحران سوخت باعث خسارت اقتصادی آمریکا در جام جهانی بشود این خطر ترامپ را تهدید میکند که سناتورهای مخالفش تبدیل به اکثریت بشوند!
اشتباه سوم و شاید بزرگترین اشتباه ترامپ: هنگامی که جرج بوش پسر تصمیم به اشغال افغانستان و عراق گرفت از کشورهای عضو ناتو گرفته تا روسیه و چین و همسایگان این دو کشور را با خودش همراه کرد. حتی بنا بر روایتهایی جمهوری اسلامی ایران هم در این جنگ کمکهای پنهانی ای به آمریکا کرد. اما امروز ترامپ تمام دوستان آمریکا و کشورهای ذینفع در مسئله ایران را نادیده گرفته و تنها به کمک اسراییل این جنگ را آغاز کرده و بقیه کشورها را در برابر عمل انجام شده قرار داده است و توقع دارد بیچون و چرا و بی توقع به دنبالش بیایند و برایش بجنگند!
نتیجه عملی این شده که به جز اسرائیل عملا هیچ کشوری دنبال ترامپ راه نیفتاد! حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس که زیر ضرب موشک های ایران قرار گرفتند هم حاضر به کمک به آمریکا نشدند و ترجیح دادند با دیپلماسی طرفیت را راضی به ترک مخاصمه کنند. پاکستان که در هر دو جنگ قبلی آمریما فعالانه همکاری داشت این بار مقابل آمریکا قرار گرفته و ابتکار عمل دیپلماتیک برای پایان صلحآمیز جنگ را در دست گرفته.
کشورهای اروپایی با وجود بحران سوخت و سایر تبعات منفی این جنگ یا سکوت کردند یا علنا اعتراض میکنند یا سعی دارند با دیپلماسی میان ایران و آمریکا آتشبس برقرار کنند. چین و روسیه هم که در برابر حمله به افغانستان و عراق ساکت بودند اکنون علنا اعتراض کردند و این نگرانی برای آمریکا وجود دارد که شاید از دیدن مقاومت ایران به هیجان بیایند و کمکهای مالی و تسلیحاتی برای ایران بفرستند.
در نتیجه هیچ کشوری به جز اسرائیل از نقشههای ترامپ علیه ایران حمایت نکرده و علنی و غیر علنی برای بقای جمهوری اسلامی تلاش میکنند. اسرائیل (تنها متحد ترامپ) هم برخلاف تصورات پیشین نتوانست ضربه ویرانگری به جمهوری اسلامی ایران بزند و خودش در لاک دفاعی فرو رفت و حتی اگر خود ترامپ از پس موانع داخلیاش بگذرد و بتواند تمام سه سال آینده دولتش به این جنگ ادامه بدهد، اسرائیل تحمل سه سال جنگ پیاپی را نخواهد داشت و ترامپ را تنها خواهد گذاشت.
همه این اشتباهات محاسباتی نتیجهاش این شد که راضی شود تا اعلام تسلیم کامل ایران صبر نکند و پای میز مذاکره بنشیند، مذاکرهای که در آن خواستههای ترامپ و خواستههای جمهوری اسلامی ایران یک جا مورد بررسی قرار میگیرند و احتمالا ترامپ باید بعضی از خواستههایش را رها کند. اما این که آیا از خواستههایش کوتاه میآید یا دوباره به جنگ برمیگردد؟ باید صبر کنیم و ببینیم
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید