حجت الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی نوشت:
نزدیک به دوماه از حمله ددمنشانه آمریکا و سگ هار او اسراییل گذشت و آنچه ما از مردم وفادار در خیابان ها، و نیز نیروهای غرورآفرین مسلح، و از مدیریت شایسته دولتمردان بزرگوار دیدیم؛ در یک کلمه میتوان گفت؛ «حفظ نظام» به معنایی فراتر از حفظ نظام سیاسی کشور بود. مردم و نیروهای مسلح و دولتمردان؛ کشور را در ساختار نظام اجتماعی بگونه ای حفظ کردند که از فروپاشی و یا هرج و مرج، و یا تجزیه کشور، و یا دخالت بیگانه مصون و محفوظ ماند. پس مقصود از اینکه «مردم نظام را حفظ» کردند، حفظ جایگاه سیاسی افراد و یا جناح ها نیست. بله، از آن رهگذر که ایران دارای مذهب و نظام اداری و مدیریت است، با «حفظ ایران»؛ مذهب و نظام اداری کشور هم محفوظ ماند.
واقع مطلب این است؛ کار تمام شده، نیست! هنوز هم باید در عرصه ایفاء نقش برای حفظ نظام، یعنی؛ حفظِ نظم و انظباط و بقاء کشور فعال و پرانگیزه باشیم.
روشن است که این نقش آفرینی باید متناسب با خاستگاه کشور؛ «نو به نو» شود. اگر حفظ ایران به جنگ و دفاع است، باید «مردانه دفاع» کرد، و اگر حفظ کشور و جان و مال مردم به مذاکره است، باید «هوشمندانه مذاکره» کرد. این، مقتضای حفظ نظام است.
کسانی که مقصودشان از حفظ نظام؛ حفظ موقعیت سیاسی و جناحی است! از نیازها و یا تهدیدات نسبت به کشور تغافل می کنند و آگاهانه باشد؛ خیانتکارند!
مهم؛ حفظ هویت ایران و ساختار انسانی و جغرافیایی کشور است و این همان چیزی است که نیروهای خالص و مخلص بر آن تکیه دارند گرچه موقعیت سیاسی خود و هم باندی های شان آسیب ببیند.
شاه بیت این مقاله کوتاه این است حفظ نظام، فقط حفظ سیاست ها و موقعیت سیاسی افراد نیست، بله معنایی وسیع تر مورد نظر است و آن محافظت از ایران با همه دارایی های انسانی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و دینی است.
بر این اساس، اضافه کردن ادبیاتِ بی معنایی چون؛ «یا قتیل المذاکرات» از زبانِ برخی تازه به دورانِ رسیدگان! کاملا دور از فکر است.
با ما همراه باشید تا آنچه خواندید را توضیح دهیم.
واژگان معروف، واژه «حفظ نظام» است. درباره واژه «نظام» ابن منظور از دقیق ترین لغت شناسان عرب در کتاب لسان العرب گوید: نظام به معنای تألیف، تجمیع و قرین کردن چیزی با چیزی است و به نخی که با آن لؤلؤ یا هر مهره ای به نظم کشیده می شود، گفته میشود.
این واژه از تعبیرات کلیدی فقیهان است که در این عصر در کلمات امام خمینی شنیده شد.
حفظ نظام را در سه سطح به کار برده شده است: اول؛ حفظ نظام در برقراری ساختار کلان اجتماعی و معاش مردم. دوم؛ حفظ نظام در برقراری اساس اسلام. سوم؛ حفظ نظام در برقراری نظام سیاسی کشور، یعنی جمهوری اسلامی ایران مقصود است.
معنای اول حفظ نظام؛ حفظ ساختار جامعه و معاش مردم
آنچه درباره حفظ نظام از فقیهان و حتی فیلسوفان شنیده و یا خوانده اید به معنای اول حفظ نظام که برقراری نظم و استقرار نظام معاش و زندگی و نهایتا ساختار عمومی جامعه است بازگشت دارد.
بنا بر عقیده برخی فقیهان مانند امام خمینی حفظ نظام به این معنای مذکور، از واضحترین احکام عقلی است. ایشان می فرمود؛ «هر آنچه در حفظ نظام اجتماعی و نظام کشور و شهرها دخالت دارد، از سوی قوای انتظامی با جدیت پیگیری و اقدام شود.» (صحیفه ج۱۷ ص۲۶۶)
غیر از فقیهان، فیلسوفان طائفه ای دیگری هستند که اصرار بر حفظ نظام دارند. قدیمیترین نظریه از آنِ جناب افلاطون است که به صراحت اعلام می دارد؛ «شهر نیاز طبیعی به شکلگیری و نظام اجتماعی و سیاسی دارد. و سپس وظیفه زمامدار سیاسی را در نگهداشتن تشکیلات جامعه و ارتقاء کمالِ شهروندان معرفی نموده است.»
این نظریه پایگاه در اندیشه دینی دارد. نمونه روش امیرالمومنین(ع) است که برای حفظ نظام و عدم هرج و مرج در جامعه، ۲۵ سال سکوت اختیار کرد و از حق خودش به خاطر عدم حضور و خواست مردم صرف نظر کرد. و خود ایشان در مقام مشاوره به خلیفه دوم آن روزها فرمود: «مبادا تاروپود نظام جامعه در هم بریزد که دیگر قابل جمع شدن نخواهد بود: فاذا انقطع النظام تفرق و ذهب ثم لم یجتمع بحذافیره ابدا.» (نهج البلاغه، خ۱۴۶)
معنای دوم حفظ نظام؛ به معنای حفظ اسلام
حفظ اسلام به برقراری و حفاظت از مومنین و باورها و احکام دینی است.
امام حسن مجتبی(ع) که می دانست چنانچه جنگ شروع شود، معاویه همه دوستان اهل بیت(ع) را خواهد کشت. از این رو فرمود: «من ترسیدم ریشه مسلمانان از روی زمین کنده شود، خواستم، برای پاسداری و حفاظت از دین، نگاهبانی باقی بماند.» و در جای دیگر فرمود: «حفاظت شیعه از نابودی و کشته شدن، مرا ناگزیر به مصالحه ساخت. پس مناسب دیدم جنگ را به روزی دیگر واگذارم. تکلیف انسان بر اساس اوامر الهی هر روز به گونه ای است و باید آن را انجام دهد.» (ر.ک: موسوعه کلمات امام حسن)
شیخ طوسی که اولین فقیه بزرگ شیعه در بسط فقه امامیه است، بیان می کند: «اما اگر مسلمانان مورد تهاجم واقع شوند، به گونه ای که مرکزیت اسلام (بیضه اسلام) در معرض خطر قرار گیرد و ترس از نابودی آن یا خوف از نابودی و صدمه دیدن جمعی از مردم مسلمان ساکن در کشور اسلامی احساس شود، دفاع بر آنها (مردم) واجب می گردد.»
امام خمینی دانش آموخته و نظریه پرداز مکتب فقهی و عرفانی و سیاسی اهل بیت(ع) تصریح می کند: «حفظ اسلام یک فریضه الهی است، بالاتر از تمام فرایض؛ یعنی، هیچ فریضهای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. اگر حفظ اسلام جزء فریضههای بزرگ است و بزرگترین فریضه است، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانیون حفظ این جمهوری اسلامی از اعظم فرایض است.» (صحیفه امام، ج۱۵، ص۳۲۹) و نیز فرمود: «حفظ کشور وظیفه کوچک است حفظ چهره اسلام وظیفه بزرگ است.» (صحیفه امام، ج۱۰ ص ۱۰۶) و قبل ایشان محقق نائینی در کتاب مهم اش به نام «تنبیه الامه» نوشت؛ «حفظ مرکزیت اسلام از اهم واجبات است.»
معنای سوم حفظ نظام؛ حفظ جمهوری اسلامی
امام خمینی که بنیانگذار جمهوری اسلامی است در مورد حفظ نظام سیاسی نکته مهمی را بیان می کند و آن این است که حفظ جمهوری اسلامی واجب است، در عین هویتِ جمهوری اسلامی را در حفظ اسلام و بقاء کشور مطرح می کند و می گوید: «این مقصد همه شماست. یک مطلوب در کار است. و آن مطلوب همه شماها هست. و او حفظ جمهوری اسلامی که حفظ اسلام است و حفظ کشور اسلامی.» (صحیفه امام، ج۱۴، ص۱۴۱)
پس حفظ نظام سیاسی کشور در صورتی واجب است که بقاء آن نظام سیاسی به بقاء اسلام و بقاء کشور منتهی شود، والا حفظ نظام سیاسی اصالتا ضرورتی ندارد.
الغرض؛ در شرائط فعلی که اسلام و ایران و جمهوری اسلامی مورد تعدی و تجاوز دشمن صهیونی و رژیم آلت دست او یعنی آمریکاست، حفظ نظام در هر سه گزاره بر همه عقلاء، وطن دوستان، و دینداران، و سیاسیون ضروری است، و حفظ نظام گاه با دفاع جانانه نظامی و گاه با مذاکره هوشمندانه است. پر واضح است؛ کسانی که از داخل و خارج، خصوصا روشنفکران نام آشنای ایران که همت بلند خود را مصروف بقاء کشور و تحریک فکرها و غیرت ها کرده اند و می کنند، ایده بقاء سلیقه سیاسی حاکم و یا شخص و اشخاص و سلیقه ها را نداشته و بر حفظ ایران عزیز کوشا هستند.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید