نقدی بر دوقطبی در زمانه دفاع ملی

 سینا علامه در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز نوشت:

در این مدت، پیام‌های دانشجوها را که نگاه می‌کردم،درگیری لفظی جریان داشت و مثل فضای برخی محافل در کشور دو قطب متضاد در ستیز بودند. گروهی برای حمله به کشورشان هورا می‌کشند و با استدلال‌های کودکانه در پی توجیه جنایت‌های دشمن متجاوز هستند؛ کلیدواژهایشان هم آشنا است:…بهترش را می‌سازیم ….مردم عادی را نمی‌زنند و بسیاری از این توجیحات کودکانه و هواداری از پیرکودکی که غرق منجلاب است و می‌پندارد گلاب است.

دریغ که نه خود او و نه هوادارانش نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند که در معادلات متجاوزان به این خاک اهورایی هیچ وزنی ندارند و حتی نمی‌شود گفت که این بی‌آبرویی تاریخی را دارند به قیمت قدرت می‌خرند که در واقع قدرتی هم در انتظارشان نیست.

گروه دیگر را البته نمی‌توانم به این صراحت نقد کنم اما تا آن اندازه که زور میزایی و قوۀ انشایی کارگر بیفتد پیش می‌روم. گروه دیگر کمتر ضرورت وحدت را درک می‌کنند و با قراردادن خود پشت شعارهای دهن پرکن هر سخن مخالف خود را عین باطل می‌پندارند از انوار قرآن و احادیث محروم مانده‌اند و آیۀ۱۸ سوره زمر را از یاد برده‌اند.

رفتار سرورالحرار را با مخالفان سیاسی خود را نخوانده‌اند و فراموش کرده‌اند آنجا که مولا (ع) فرموده:«من از خطا بالاتر نیستم» حق را صرفا در تملک خویش می‌بینند و دیگران را اسیر باطل.

در میان این دو قطب متعارض شاهد فقدان کنشگری حق‌محور و خشونت‌پرهیز هستیم. کنشگری ای که برای همۀ جان‌های پاک این دیار ارزش قائل است و گرفتن جان انسان‌ها را به هر بهانه‌ای مذموم می‌داند و دلیلی برای غرق شدن در دو سر طیف را نمی‌بیند و می‌داند هم می‌توان به وضع موجود معترض بود و هم می‌توان در مقابل تجاوز به کشور از مهاجمان حمایت نکرد و جنایت علیه ملت و کشور خود را توجیه نکرد و در آغوش متجاوز نغلتید.

کنشگری که درک ژرفی ازحقوق انسان‌ها دارد و تحت هیچ عنوانی انسان‌ها را قربانی برای رسیدن به هدف-ولومشوع-خود نمی‌داند. کنشگری که اسیر تصویرسازی‌های رسانه‌ای نمی‌شود و می‌داند که قانون بد بهتر از بی‌قانونی است و فقدان نظم و قوۀ قاهره و دولت مرکزی می‌تواند چه جهنمی را پیش روی ما ایرانیان بگذارد و کودکانه این کابوس بزرگ را توجیهات رسانه‌ای نمی‌کند. کنشگری که می‌داند وضع موجود بد است اما تجاوز به کشور از بدترین‌ها هم بدتر است.

عدم مطالعۀ تاریخ توسط نسل جوان و عدم آشنایی با بزرگانی که در طول تاریخ معاصر از انقلاب شکوهمند مشروطه به این سو چنین کنشگری را پیشۀ خود ساخته‌اند، نسل جوان را اسیر الگوهای ذهنی کرده که در آن به اصطلاح یا باید این طرفی باشی یا آن طرفی یا مدح بگویی یا فحاشی کنی!

شاید این روزها از هر هنگامۀ دیگر احساس نیاز به چنین کنشگری در کشور بیشتر حس می‌شود و شاید آشنایی با این نوع از کنشگری و بزرگان فکری آن همچون احمد زیدآبادی و عبدالکریم سروش و دیگر روشنفکران این دیار بتواند نسل جدید را از اسارت در این ثنویت‌ها نجات دهد.

انتهای پیام

 

۴ Comments

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. نوشتۀ شما به خوبی تنش‌های موجود را به تصویر کشیده و انتقادات را به طور شفاف بیان کرده است. به ویژه این که به دو قطب متضاد اشاره کرده‌اید ؛ امیدوارم متن های بیشتری از شما بخونیم

    ۴
    ۱
  2. سینا «علامه» در این یادداشت جوانان را متهم ساخته به کم مطالعه کردن و خودش همان ابتدای یادداشت نوشته «توجیحات»!
    هر چه بگویم باز هم عمق فاجعه را نمی‌نمایاند! گیر چه کسانی افتاده‌ایم این ما «نا‌شهروندان»!

    ۲