آیا برای حفظ اسلام نوشیدن مشروب هم واجب است؟ | نقد رشید داوودی به حسین باستانی

رشید داودی، استاد حوزه‌ در گفت‌وگویی با انصاف نیوز درباره نقل‌قولی از بنیانگذار نظام با نقد تقطیع هدفمند متن، توضیح داد که این عبارت در بستر یک قاعده عقلیِ تزاحم قابل فهم است، نه مجوزی عام برای رفتارهای غیراخلاقی.

حسین باستانی، تحلیلگر بی‌بی‌سی در یادداشتی به نقل قولی از بنیانگذار نظام اشاره کرده و نوشته بود:

««برای حفظ اسلام و برای حفظ نفوس مسلمین… دروغ گفتن هم واجب است، شرب خمر هم واجب است.» ([آیت‌الله] روح‌الله خمینی، ۶۰/۵/۲۷) ویدیوی خانم جوانی که بعد از شرکت در تجمع حکومتی، «به سلامتی رهبر» می‌نوشد را، چه بسا باید در همین چارچوب دید»

آقای داوودی در گفت‌وگو با انصاف نیوز درباره این یادداشت آقای باستانی که در آن به نقل‌قولی از امام خمینی استناد شده، گفت: اصل عبارت نقل‌شده اگرچه از نظر محتوایی درست است، اما متنی تقطیع و تحریف شده خارج از بستر استناد علمی است. این نوع ارائه‌ی هدفمند باعث القای برداشتی نادرست به مخاطب می‌شود؛ برداشتی که با مراد اصلی گوینده آن فاصله دارد.

او با اشاره به سابقه طرح این بحث‌ها گفت: این موضوع جدیدی نیست. پیش‌تر نیز آقای حسین باستانی در قالب مستندی با عنوان بهتان برای حفظ نظام که در بی بی سی فارسی پخش شد چنین ادعاهایی مطرح کرده بود و همان زمان پاسخ‌های مستندی به آن داده شد.

داودی با یادآوری اینکه حمید انصاری در آن مقطع کتابی با عنوان «بهتان بی‌اساس» منتشر کرده، گفت: این اثر به‌صورت مستدل به بررسی و ردّ این نوع استنادات پرداخته و همچنان در دسترس است.

این چهره‌ی حوزوی نزدیک به سیدحسن خمینی در ادامه برای روشن شدن بحث، به اصل جمله مورد مناقشه اشاره کرد: اصل کلام امام خمینی این است: 

«اگر فرض کنید که حفظ جان یک نفر مسلمانی، حفظ جانش، وابسته [به] این است که شما شرب خمر کنید، واجب است بر شما؛ دروغ بگویید، واجب است بر شما. احکام اسلام برای مصلحت مسلمین است، برای مصلحت اسلام است. اگر ما اسلام را در خطر دیدیم، همه مان باید از بین برویم تا حفظش کنیم. اگر دماء مسلمین را در خطر دیدیم، دیدیم که یک دسته دارند توطئه می کنند که بریزند و یک جمعیت بی گناهی را بکشند، بر همه ما واجب است… (صحیفه امام، ج۱۵، ص۱۱۶)»

استاد حوزه گفت: بر این اساس، اگرچه برای حفظ جان مسلمانان و حراست از اسلام، دروغ گفتن یا حتی شرب خمر می‌تواند واجب شود. اما نکته کلیدی این است که این گزاره در شرایط خاص (حکم ثانوی) و در چارچوب «مسئله‌ی تزاحم» بیان شده، نه به‌عنوان یک حکم عمومی و ابتدایی. 

او برای توضیح مفهوم تزاحم مثالی عینی مطرح کرد: فرض کنید فردی برای نجات جان خود از دست مهاجمان پنهان می‌شود و از شما می‌خواهد محل اختفایش را فاش نکنید. اگر مهاجمان از شما بپرسند، شما بین دوگانه‌ی: «راست‌گویی» و «حفظ جان یک انسان» قرار می‌گیرید. در چنین شرایطی، عقل حکم می‌کند که دروغ بگویید تا جان آن فرد حفظ شود. این یک قاعده عقلی است که همه عقلای عالم آن را می‌پذیرند و محدود به دین و شریعت و مکتب فکری خاصی نیست.

این استاد حوزه تأکید کرد: در چنین مواردی، بحث از حکمِ شرعیِ اولی نیست، بلکه از ترجیح اهم بر مهم سخن می‌گوییم. یعنی وقتی برای انسان، در عمل، جمع میان دو حکم ممکن نیست، باید آن‌که اهمیت بیشتری دارد انتخاب شود. او ادامه داد که سخن امام خمینی نیز در همین چارچوب قابل فهم است و ریشه در یک قاعده پذیرفته‌شده عقلی و عقلایی دارد.

داودی در عین حال هشدار داد که تعمیم این حکم به شرایط عادی، خطایی جدی غیر عقلانی و نامشروع است: این‌طور نیست که هر فردی بتواند به بهانه مصلحت، هر زمان که خواست دروغ بگوید یا مرتکب رفتارهای نادرست شود. چنین برداشتی نه عقلانی است و نه مورد پذیرش فقها در طول تاریخ. او تأکید کرد که این حکم تنها در شرایط اضطراری و در صورت تحقق تزاحم واقعی در مقام عمل معنا پیدا می‌کند.

او گفت: آنچه در یادداشت حسین باستانی رخ داده، جابه‌جایی بخش‌هایی از متن و ارائه گزاره‌ای ناقص به مخاطب است؛ روشی که می‌تواند به سوءبرداشت‌های گسترده منجر شود. وقتی بخش پایانی یک گفتار استدلالی به ابتدای آن منتقل شود، نتیجه‌گیری برای مخاطب عمومی کاملاً تغییر می‌کند و معنای جدیدی القا می‌شود که با مقصود اصلی متفاوت است.

او در بخش دیگری از سخنانش به مباحث مرتبط دیگری که در همان چارچوب مطرح شده‌اند نیز پرداخت، از جمله برداشت‌هایی درباره «بهتان» یا «اتهام» در روایات نسبت بدعت‌گزاران و عالمان وابسته به کانون‌های قدرت‌های نامشروع.

داودی توضیح داد: برخی روایات که به‌اشتباه و با نگاه سطحی و غیر کارشناسی به معنای تجویز بهتان و تهمت‌زدن فهمیده شده‌اند، در واقع قابل تفسیر دیگری هستند.

واژه‌هایی مانند “بهتان” در روایت داود بن سِرحان از امام صادق علیه‌السلام(إِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الرَّیْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِی فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَهَ مِنْهُمْ وَ أَکْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِیهِمْ وَ الْوَقِیعَهَ وَ بَاهِتُوهُمْ کَیْلَا یَطْمَعُوا فِی الْفَسَادِ فِی الْإِسْلَامِ) یا “اتهام” در برخی دیگر از روایت‌ها (مانند: «إذا رأیتم الفقهاء قد رکنوا إلی السلاطین فاتّهموهم» و «إِذَا رَأَیْتُمُ اَلْعَالِمَ مُحِبّاً لِدُنْیَاهُ فَاتَّهِمُوهُ عَلَى دِینِکُمْ»)، می‌توانند به معنای«مبهوت کردنِ استدلالی» (نه بهتان زنی) یا «مورد اتهام قرار گرفتن» (نه اتهام زنی) و موجبات بدگمانی به خود را فراهم کردن باشند، نه الزاماً نسبت دروغ و غیر واقعی دادن.

او با رد این برداشت که بتوان به مخالفان تهمت زد، گفت: هیچ‌یک از بزرگان فقه چنین رویکردی را تأیید نکرده‌اند. حتی اگر در مواردی اختلاف تفسیری وجود داشته، جریان غالب علمی این برداشت‌ها را نپذیرفته است. همچنان‌که در سال‌های اخیر حاج سیدحسن آقای خمینی نیز در درس‌های خارج فقه خود به‌طور مفصل این نوع تفسیرها را تخطئه کرده و با استدلال‌های متعدد عقلی و نقلی آن‌ها را فاقد وجاهت علمی و شرعی دانسته است.

این استاد حوزه در مقام جمع‌بندی بحث خود گفت: نه در سخنان امام خمینی و نه در سنت فقهی شیعه، و نه در سیره‌ی عقلا هرگز مجوزی برای دروغ‌گویی یا رفتار غیراخلاقی به‌صورت عام و در شرایط عادی وجود ندارد. آنچه مطرح است، یک قاعده عقلی و عقلایی محدود و مشروط به شرایط اضطراری و فرض تزاحم است نه آن‌که حکمی عمومی و مطلق باشد.

او ادامه داد: باید توجه داشت که در همین تجویز محدود و مشروط نیز به جهت ممانعت از سوء استفاده و پیدایش مفسده‌های بزرگتر، برخی بزرگان به صراحت تشخیص موارد استثناء و محدود (در فرض تزاحم) را نیز بر عهده‌ی کارشناسان و عالمان متخصّص و نه عموم مردم دانسته‌اند. بنابراین، باید قاطعانه گفت که استفاده ابزاری از این قبیل گزاره‌ها برای تخریب رقبا و تخطئه و وهن مخالفان فکری و سیاسی، یا توجیه رفتارهای غیراخلاقی، نه با عقل سازگار است و نه با دین همخوانی دارد.

داوودی در پایان با اشاره به فضای امروز جامعه گفت: فارغ از نگرش‌های هدفمند و تخریبیِ عامدانه، متأسفانه گاهی دیده می‌شود که برخی متدینان نیز برای بی‌اعتبار کردن مخالفان خود به چنین استنادهایی (از جنس استنادهای تقطیعی-تحریفی آقای باستانی یا برداشتهای ناموجّه و ناصوابِ ظاهری) متوسل می‌شوند.

در حالی که باید توجّه داشت که نمی‌توان با ابزار غیراخلاقی، اخلاق را ترویج کرد یا با روش‌های نادرست، از دین دفاع کرد. چرا که ابزار غیر اخلاقی در بلندمدت (حتی اگر در کوتاه مدت، نتایج خوشایند و مثبتی به دست آورند) بی تردید مفاسد بزرگتری را پدید خواهند آورد و گریبانگیر خواهند شد.

انتهای پیام

11 پاسخ به “آیا برای حفظ اسلام نوشیدن مشروب هم واجب است؟ | نقد رشید داوودی به حسین باستانی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. بهمن (شهروند درجه دو)

    به عنوان یک دانش‌آموز کوچک و متخصص حوزه‌ی الهیات و دین و فلسفه عرض می‌کنم، این تلاش ایشان برای توجیه، نافرجام و شرم‌آور است. آن کلام در این موضع هم از نظر فلسفه‌ی اخلاقِ اسلامی و انسانی و هم از نظر فقهی امامیه، در تقابل کامل با آموزه‌هاست و به همین دلیل چنین محتوایی را در کتب دیگران نمی‌یابید.
    کسی معصوم نیست و باید نقد شود، نه تقدیس!

    ۳۳
    ۶
    1. احمد

      آقای دانش آموز معلومه که اصلا خوب درستو نخوندی
      انکار بدیهیات؟؟؟!!!!

      ۴
      ۴
  2. علی اصغر چراغچی جانباز

    سوال
    آیا برای رسیدن به آرمان ها و اهداف اسلامی می توان از ابزار ،سخنان و اعمال غیر انسانی استفاده کرد؟

    ۱۸
    ۵
  3. د

    حرفشون درسته

    ۲
    ۹
  4. ناشناس

    با سلام
    جناب داودی باید در نقدهایی که می فرمایند بیش از این تأمل و تعقل فرمایند.آقای باستانی هم بخوبی و به گمانم بهتر از ایشان فرق قاعده کلی و حکم شرایط خاص را می دانند.اصل مطلب وجود و به کارگیری چنین احکامی است که هست.تلاش ایشان و همفکرانشان در توجیه این فقره و مسئله بهتان ناکامی بزرگی است.دیر زمانی است که فضلای حوزوی به جای مواجهه با واقعیت ها و پیرایش متون به توجیه روی آورده اند که از قضا خسارت بسیار به دنبال داشته و دارد.

    ۱۵
    ۲
    1. محمد

      فکر میکنم خودتون هم نفهمیدید چی نوشتید

      ۴
      ۳
  5. Salud

    کم آوردی آقای داوودی! قانع کننده نیست! سوال این است که چه کسی تشخیص می دهد که اسلام در خطر است؟ باز هم تفسیر و تفسیر و تفسیر. من مثلا در تجمعات به میل و برداشت خودم تشخیص می دهم که اسلام به خاطر آخرین یادداشت عباس عبدی به خطر افتاده است خوب باید برای آقای عباس عبدی دروغ و بهتان ببندم. به همه دروغ بگویم درباره ایشات یا در سطوح بالاتر در روزنامه ام به ایشان اتهامان واهی بزنم.

    ۱۰
    ۱
  6. کارمن

    حسین باستانی بیشتر از اینها سرش میشه که با این استدلال سرش شیره بمالی! ایشان بیسیار دقیق و اغلب با رفرنس و مستند مطلب منتشر می کنه.

    ۶
    ۴
  7. سینا

    به گفته بعضی برای حفظ نظام می توان از فروع دین‌گذر کرد و به گفته مرحوم ایت الله اذری قمی می توان اصول دین حتی توحید را تعطیل کرد

    ۷
  8. بامداد

    حسین باستانی اگرچه سعی میکنه حفظ ظاهر بکنه و منطقی بنظر برسه اما اصلا اینطور نیست و فقط ژست بی طرفی و منطقی بودن رو می گیره وگرنه در باطن افکاری شبیه بهرام مشیری نسبت به اسلام و جمهوری اسلامی داره

    ۴
  9. مصطفی

    بنظرم هر حکم یا دستور یا تفسیری که بخواهد اسلامی قلمداد شود اول باید انسانی و اخلاقی و عقلانی باشد در غیر این صورت نمی توان انرا منبعث از ائین محمدی دانست

    ۴