علیرضا بهادریان، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «از حضور تا اثرگذاری؛ مسئله جوانان» نوشت:
در سالهای اخیر، یکی از بحثهای پرتکرار درباره جامعه ایران، مسئله مشارکت جوانان است. از دانشگاهها تا نهادهای اجتماعی و فضای عمومی، همواره بر اهمیت حضور نسل جوان در فرآیندهای مختلف تأکید میشود اما در عمل، آنچه کمتر دیده میشود، «احساس اثرگذاری واقعی» در میان این نسل است.
بسیاری از جوانان در موقعیتهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی حضور دارند، نظر میدهند، فعالیت میکنند و مشارکت نشان میدهند. اما مسئله اصلی اینجاست که این حضور، همیشه به تغییر محسوس در تصمیمها و خروجیها منتهی نمیشود. به همین دلیل، میان «مشارکت» و «اثرگذاری» فاصلهای قابل توجه شکل گرفته است.
این فاصله، به مرور زمان یک احساس پایدار ایجاد میکند، احساس اینکه نقش فرد بیشتر نمادین است تا تعیینکننده. در چنین شرایطی، مشارکت از یک فرآیند سازنده به تجربهای تکراری و کمنتیجه تبدیل میشود.
بخشی از این وضعیت به ساختارهای تصمیمگیری بازمیگردد. در بسیاری از حوزهها، مسیرهای اثرگذاری جوانان یا محدود است یا به شکل غیرمستقیم و کمقدرت تعریف شده است. نهادهایی که باید محل انتقال ایده، نقد و تجربه باشند، گاهی بیشتر نقش شنونده دارند تا تصمیمگیرنده.
از سوی دیگر، نوع نگاه به جوانان نیز در این مسئله بیتأثیر نیست. در برخی موارد، جوانان بیشتر به عنوان نیروی اجرایی دیده میشوند تا نیروی مؤثر در تصمیمسازی. نتیجه این نگاه آن است که حضور جوانان پذیرفته میشود، اما تأثیرگذاری آنها نه به همان اندازه جدی گرفته میشود.
عامل مهم دیگر، تکرار تجربههای بینتیجه است. وقتی افراد در موقعیتهای مختلف احساس کنند که نظرشان در نهایت تغییری در خروجی ایجاد نمیکند، به تدریج نوعی فاصله و بیاعتمادی شکل میگیرد. بیاعتمادی نه فقط نسبت به ساختارها، بلکه نسبت به امکان واقعی تغییر.
هرچه این وضعیت تداوم بیشتری پیدا کند و خروجی ملموسی از مشارکت دیده نشود، سطح اثرگذاری نیز کاهش مییابد. در ادامه اعتماد عمومی نسبت به فرآیندهای تصمیمگیری افت میکند و فضای اجتماعی از پویایی فاصله میگیرد. در چنین شرایطی محدودیتهای غیرضروری نیز میتواند این فاصله را بیشتر کند و در نهایت نتیجه طبیعی آن کاهش امید و انگیزه در میان جوانان و افت تدریجی مشارکت خواهد بود.
با این حال، این وضعیت یک بنبست دائمی نیست. تجربه نشان داده هر جا سازوکارهای واقعی برای مشارکت شکل گرفته، حتی در مقیاسهای محدود، احساس اثرگذاری نیز تقویت شده است. تشکلهای فعال، شوراهای واقعی، نهادها و احزاب میتوانند این فاصله را کاهش دهند و مشارکت را از سطح حضور به سطح تأثیر برسانند.
مسئله اصلی جوانان، نبود علاقه به مشارکت نیست، مسئله این است که مشارکت باید از یک حضور نمادین به یک اثرگذاری واقعی تبدیل شود. بدون این تحول، شکاف میان «بودن» و «مؤثر بودن» همچنان باقی خواهد ماند.
انتهای پیام




