مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه نگار در یاددشتی با عنوان « راه دشوار تکرار قهرمانی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
پیش از هر چیز باید گفت رساندن تیمی تحت هر شرایطی به جزو چهار تیم پایانی جام جهانی یک شاهکار محسوب میشود. آن هم مدافع عنوان قهرمانی و با چنین اسکوادی (دستکم از حیث ارزش دلاری و شهرت باشگاهی.)
زمان اعلام لیست نهاییِ آرژانتین برای مسابقات، چهار پنج بازیکن کلیدی با عبور از مصدومیت در دوران نقاهت پا به تورنمنت گذاشتند. لیست، انتقادهایِ خفیف و پنهانی را برانگیخت اما از آنجا که روند شکست ناپذیری و رو به رشد تیم ستودنی بود در حاشیه ماند.
اکنون به نظر میرسد آن زخم کهنه سرباز زده است. به ویژه آنکه در جایگزین نفرات برای عبور از بحران از بازیکنان جدید و آمادهای نظیر نیکو پاز یا جولیانو سیمئونه و جابجایی نفرات در خط دفاعی استفاده نمیشود. این امر گویای این است که اسکالونی به شکل گلخانهای روی مدار گذشته سیر میکند.
یاران تعویضیِ اسکالونی نفرات ثابت و قابل حدسی هستند. و برخلاف توخل که چهارشنبه شب با تیمش بازی دارد تنوع در تغییر تاکتیک و تغییر سیستم از سوی وی دیده نمیشود.تحلیل ساده سه بازیِ حذفی آرژانتین که در هر سه به دردسر و صرافت افتاد ضعف در خطوط دفاعی را آشکارا نشان میداد.
برخلاف دوره پیش، آرژانتین گرچه برابر کرواسی عقب نشست اما نه تنها گلی را دریافت نکرد بلکه هیچ موقعیت جدی به حریف نداد. برابر استرالیا و هلند دفاع منسجم و باثباتی داشت و هیچگاه حتی تا فینال گلی عقب نیفتاد. اما در این دوره، گرچه آرژانتین در دور گروهی برابر مهمترین تیم گروه یعنی اتریش دروازهاش را بسته نگه داشت اما در دور حذفی و تا پیش از نیمه نهایی پنج گل دریافت کرد و این موضوع نشان میدهد دروازهاش ایمنیِ قابل اتکایی ندارد.
در هر سه بازیِ حذفی، شکل دفاع آرژانتین بهگونهای بود که حریف بهراحتی میتوانست موقعیت جدی خلق کند، مدافعان کناری و هافبکهای دفاعی به راحتی از جناحین با خطا در ناحیههای حساس به حریف موقعیت ضربه ایستگاهی دادند. موضوعی که در هر سه بازی اتفاق افتاد و چندین بار تکرار شد.در تحلیل روزنامه گاردین که به بهانه رو در رو قرار گرفتن دو رقیب سنتی در نیمه نهایی اشاره کرده، آمده: «هیچیک از هافبکهای آلبیسلسته از نظر دوندگی و سرعت در فهرست بازیکنان برتر تورنمنت قرار ندارند. انزو فرناندز و الکسیس مکآلیستر در فاز هجومی عملکرد خوبی داشتهاند، اما زمان از دست دادن توپ بارها فضای پشت سرشان خالی مانده است…»
یک نکتهی مهمِ دیگر را نیاید فراموش کرد. شاید فرانسه یک مورد استثنا باشد که بهترین تیم تاریخش را در اختیار دارد. به طریق اولی از آنها انتظار میرود که سه دوره پیاپی راهی مرحله نیمهنهایی شوند. وگرنه معمولاً تاریخ ثابت کرده مدافعان عنوان قهرمانی در دور بعد خیلی زود و تلخ از جام کنار میروند. اما این اتفاق برای آرژانتین با چنین اسکواد متوسطی نیفتاد. شاید به یک دلیل بزرگ که آنها از نعمت حضور مسی در فرم ایدهآل خود بهرمند هستند.
به بیانی جزئیتر هم نقش قرعه و هم نقش مسیِ باانگیزه و پرشور را نباید فراموش کرد. این سخن به معنای این نیست که نباید نقش اسکالونی را نادیده گرفت. اما روند پیروزیهای وی در سه بازیِ حذفی از چیدمان مهرهها در شطرنج مستطیل سبز به شدت هواداران را نگران کرده.
آنها به سختی از سد تیمهای متوسط گذشتهاند. حتی عکسالعملهای اسکالونی در کنار زمین هم شبیه چهار سال پیش نیست، گویی اعتماد به نفسش کاهش یافته و با هر گلِ حساسی که شاگردانش به ثمر میرسانند اشکهایش سرازیر میشود.
یک مورد دور از انتظار این بود که بعد از گل سوم به مصر به سمت مربی آنها رفت و بازوی پیروزی گره کرد. رفتاری که اصلاً در شأن اسکالونی نبود. همهی اینها با توجه به اذعانش مبنی بر «باید واقعبین باشیم؛ هنوز چیزهایی وجود دارد که باید آنها را بهتر کنیم.» چیزی نیست جز اینکه خطوط دفاعی تیم را به عنوان پاشنه آشیل نشانه رفته است. و بهتر از تیمِ آنالیز رقبا از اوضاع بد خود باخبر است.درضمن، به موارد ذکر شده باید افزود که امیلیانو مارتینز اطمینان گذشته را ندارد. اما چیزهایی هنوز باقی مانده که نقصهای اساسی این تیم را پوشش میدهد.
فراتر از مسائل تاکتیکی، و برتریِ نسبی رقیب انگلیسیشان در این مورد، آرژانتینیها برتری ذهنیِ بالایی دارند، انسجام و اتحاد تیمیِ آنها، در راهیابیشان به این مرحله گرهگشای معماهای بزرگیست که انگار تازه و به دست یاران آرژانتین در فوتبال کشف شده است. چیزی که حتی کودکان خردسال در چهار سال پیش از تماشای بازیهای این تیم در قاب تلویزیون آن را احساس کردند.
کریستین رومرو گفته بود: «ما در برابر انگلستان [جانمان] را در زمین میگذاریم.» آنها همچنان در رختکن با انگیزه و شور بالا سرود معرف خود را سر میدهند. «برای جزایر مالویناس، برای دیهگو. و برای آخرین جام جهانی لئو. من از گهواره تا گور آرژانتینیام. میخواهم ستاره چهارم روی پیراهن بدرخشد…»
بهنظر میرسد خسارتهای سیاسی و مظلومیت کشورهای جهان سوم که مورد تجاوز بیگانگان قرار گرفته است قرار است در زمین فوتبال جبران شود و مهاجمان در (مستطیل سبز) تقاص پس دهند. این شاید همان کارمایی باشد که جملگی طیفهای وسیعی به آن اعتقاد دارند. هر چند اسکالونی در مصاحبهای اذعان داشت: «بازی با انگلیس چیزی فراتر از یک بازی نیست…» اما در ذهن و ضمیر بازیکنان، آن رویداد تاریخی را نمیتوان پاک کرد. حسی سرشار از انرژی مثبت با روحیه جنگندگی و مبارزه. حسی که بهطور ناخودآگاه بازیکنان آن را در مصاحبههایشان به زبان میآورند.
و دقیقاً مستطیل سبز جاییست که فرصت انتقام را مهیا ساخته است.اشتیاق و ولع مسی را هم به نکته قوتشان باید افزود. ولعی که اصلاً در چهار دوره از پنج دوره قبلیِ حضورش دیده نمیشد. انگیزه و ارادهای که اکنون در مسی دیده میشود حاصل شرایط و قرار گرفتن در موقعیتیست که این حس در دورههای قبل گویا به وی منتقل نمیشد. او جام جهانی ۲۰۲۲ را اینگونه فتح کرد. اکنون هم جوری بازی میکند و عکسالعمل نشان میدهد آمارها و رکوردها را جابجا میکند که گویی جام قطر وجود خارجی نداشته است.
فرض بگیرید بخاطر پدیدهای اجتماعی یا بلای طبیعی نظیر جنگ، جام قطر به تعویق افتاده و چهار سال بعد در مکانی دیگر آن را از سر گرفتهاند. این فرضیه با آمار جالبی که مسی تا این مرحله (نیمه نهایی) از خود بجا گذاشته حیرت انگیز است. آماری در شاخصهای مختلف اما بسیار مشابه با چهار سال پیش.
آرژانتین هر قدر در عقب دارای ضعف است، در جلو، مسی با شاهکارهایش آن را پوشش میدهد، آیا این تیم به رهبری مسی در برابر انگلستان هم میتواند به سیاق گذشته عبور کند و بار دیگر به فینال مسابقات راه یابد؟ اگر اسکالونی از انگلستان عبور کرد، صرفنظر از هر نتیجهای در فینال باید وی را تحسین و نمره قبولی روی کارنامهاش درج نمود و برای چهار سال آینده به موفقیت تیمش به عنوان مدعیِ جدیِ جام امیدوار ماند.
انتهای پیام




