قهرمانیِ اسپانیا را سیاسی نکنید!

مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان « آقایان موسویان و گنجی، از قهرمانی اسپانیا بهره برداری سیاسی نکنید!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

همه چیز از مواضع نتانیاهو در مورد علاقه‌اش به مسی و حمایتش از تیم ملی آرژانتین در بازی‌های جام جهانی شروع شد.
و همین «مقدار» کافی بود تا نه تنها بخشی از مردمِ عادی، بلکه بعضی سیاستمداران و حتی روشنفکران بخاطر مواضع فوتبالیِ حیله‌گرانه‌یِ نتانیاهو، علیه فوتبال بهره برداری سیاسی کنند. آرژانتین و مسی متعلق به قلب میلیاردها هوادار در سراسر دنیاست. اینکه از میان این میلیاردها نفر، یک سیاستمدارِ جانی و کودک‌کش در گوشه‌ای از دنیا نسبت به آن‌ها [آن هم به دلایل کاملاً سیاسی] ابراز علاقه کند، ایرادی ندارد اما اینکه روشنفکران ما با این رفتار مکرانه فریب خورده و به دامش بیفتند آزار دهنده و مایه تأسف است.

برای بنیامین نتانیاهو که بند نافش را با خون‌خواری و جنگ افروزی بریده‌اند، تیم ملی آرژانتین و لیونل مسی پشیزی ارزش ندارد. دلیل حمایت او، دوستی و ارتباط تنگاتنگش با خاویر میلی رئیس جمهور آرژانتین است که در محکومیت جهانی و انزوایی که گیر افتاده می‌خواهد از معدود حمایت‌هایی که همفکرانش در آن سوی دنیا از وی دارند بهره برداری کرده و آن را بی‌نهایت برجسته سازد. خود خاویر میلی هم متوجه این موضوع شد و در پیامی رسمی به نتانیاهو گفت: «تو دوست من هستی و همیشه از ما حمایت می‌کنی. خوشحال شدم که شنیدم [به خاطر من] از تیم فوتبال آرژانتین حمایت می‌کنی.» عجیب است که خاویر میلی متوجه شد اما روشنفکران ما متوجه نشدند!

همین بارسلونایی که متعلق به اسپانیاست، سفری تبلیغاتی‌در قالب برنامه‌ای موسوم به «تور صلح» به اسرائیل و فلسطین داشته و همین مسی که در [ظاهر] نتانیاهو ازش حمایت می‌کند، در سال ۲۰۱۸ با همکاری کاپیتان دوم (ماسکرانو) و البته فشار رسانه‌ها بازی تدارکاتی تیم ملی کشورش را با اسرائیل لغو کرد و مورد تمجید و قدردانی جبرئیل رجوب، رئیس وقت فدراسیون فوتبال فلسطین قرار گرفت.

روشنفکران ما به جمله‌ی پر تکرار «دوست و دشمن دائمی در سیاست وجود ندارد» خوب واقفند. اگر امروز یک راست افراطی بر آرژانتین حکومت می‌کند که حامیِ نتانیاهوست. فردا نوبت به یک چپ‌گرای مخالف نتانیاهو هم می‌رسد، به ویژه در آرژانتین که تجربه ثابت کرده اغلب دو جناح کاملاً متضاد به‌صورت دوره‌ای قدرت را در دست می‌گیرند. تجربه ریاست جمهوری کریستینا فرناندس و مواضع معاونش آشکارا نشان می‌داد که علیه اسرائیل و دارو دسته‌ی نتانیاهو هستند.

اما پیوند زدن و ارتباط دادن فوتبال به عنوان ورزشی پر طرفدار به سیاست و بهره برداری در جهت سلایق و مواضع شخصی، توهم و تئوری توطئه‌ی دایی جان ناپلئونی‌ست. برجسته کردن این موضوع چنگ انداختن به چهره فوتبال است و خاطر فوتبال دوستان را در سراسر جهان که میلیاردها نفر از آن لذت می‌برند را مکدر می‌کند. فوتبال دوستانی که هیچ خط و ربطی به سیاست ندارند و از قضا از آن منزجرند. آن کلیپی که آقای گنجی علیه مسی در کانال شخصی‌اش گذاشت نه تنها کمکی به فلسطین نمی‌کند بلکه نتیجه عکس می‌دهد و باعث می‌شود در ادامه عده‌ای از مردم باورها و مواضع‌اش را در سایر حوزه‌ها چندان به حساب نیاورده و جدی نگیرند.

از سوی دیگر، حسین موسویان، دیپلمات ارشد پیشین ایران می‌گوید: «قهرمانی اسپانیا و شکست آرژانتین، موجب خوشحالی ایرانی‌ها و بخش بزرگی از جهان اسلام شد…» این چه سخن بیراهه‌ایست؟! با کدام نظر سنجی و شواهد عینی سخن می‌گویید؟!

تیم ملی فوتبال آرژانتین از دیرباز (به‌ویژه به دلیل حضور مارادونا) یکی از محبوب‌ترین تیم‌های خارجی در جهان اسلام است. در میان کشورهای مسلمان، بنگلادش و اندونزی کانون‌های اصلی هواداران این تیم به شمار می‌روند و در کشورهای عربی نیز هواداران بی‌شماری دارد.

در پاسخ به نوشته آقای زیدآبادی هم باید گفت با قهرمانی آرژانتین نتانیاهو خوشحال نمی‌شد، بلکه تظاهر به خوشحالی می‌کرد تا بتواند بهره‌برداری سیاسی کند. و خوشحالی من و شما هم زمانی فرا می‌رسد که ببینیم او در دادگاه‌های بین‌المللی به جرم نسل کشی محاکمه و مجازات شود.

در طول جام جهانی، هر برچسبی به آرژانتین نسبت دادند. نژادپرست، تقلب‌کار، فاسد. همه‌ی این‌ها بر اساس پست‌های وایرال، نقل‌قول‌های ساختگی، ویدئوهای دستکاری‌شده یا محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی بود، بدون اینکه اهمیت داده شود آیا هیچ‌کدام از این‌ها واقعاً درست هستند یا خیر.

درست است که با دخالت ترامپ، کارت قرمز بالوگان بخشیده شد. و در صحنه‌های دیگری در طول مسابقات عملکرد داوران زیر سؤال رفت اما این نقص‌های محدود نباید ذهن روشنفکران را به تبانی فیفا برای قهرمانی آرژانتین مشوش می‌کرد. اگر این‌طور باشد که رئیس چنین نهاد با عظمتی که قدمتی به درازای یک قرن دارد را باید در وسط میدان تایمز نیویورک دار زد و بعد با تشکیلات کامل در ساختمان آن را برای همیشه در شهر زوریخ تخته کرد.

بعد نهاد ناظر بر فیفا راست راست بگردد و چنین رسواییِ عظیمی را ببیند و هیچ عکس‌العملی نشان ندهد؟! مگر شاهد نبودید که در جریان تعیین میزبانی قطر که با رشوه صورت گرفته بود، اعضای رده بالای فیفا زندانی، جریمه و از کار تعلیق شدند؟! مطمئناً اگر حمایتی برنامه‌ریزی شده و سازمان یافته از سوی فیفا به سود تیمی در جهت صعود به مراحل بالاتر و حتی قهرمانی صورت می‌گرفت از چشم ناظران پنهان نمی‌ماند و چنین رسواییِ عظیمی برملا می‌شد.

فوتبال با تکنولوژی وی. اِی آر. و به‌روزترین امکانات، باز بحث‌های مورد مناغشه در داوری را پدید می‌آورد و این برای همیشه خواهد بود. اما تلاش فیفا این است که خطاهای سهوی را به حداقل برساند. همانطور که داوریِ بازی آرژانتین با مصر محل بحث بود به همان اندازه گل دقایق پایانی کرواسی به پرتغال هم بحث‌برانگیز شد. در همین دوره سوت‌هایی هم به ضرر آرژانتین زده شد، خطاهایی گرفته نشد اما متأسفانه آن‌هایی برجسته شد که به سود آرژانتین گرفته شد و دلیل برجسته بودنش هم مشخص بود.

من به عنوان هوادار تیم فوتبال آرژانتین و حامی مردم فلسطین، خوشحالم که برخلاف بازیکنان اسپانیا، این آرژانتینی‌ها بودند که هنگام اهدا جوایز، به ترامپ بی‌محلی کردند و مشخصاً کریستین رومرو (کاپیتان سوم آرژانتین) و لیساندرو مارتینز که هر دو در باشگاه‌های معتبر انگلیس توپ می‌زنند دست ترامپ را نگرفتند. متأسفانه این صحنه را هیچ‌کس ندید و نگفت، به گمانم اگر آقای گنجی هم آن را می‌دید پوشش نمی‌داد.

خدا را شاکرم که داوریِ فینال هیچ حرف و حدیثی نداشت و بدون شبهه‌ای اسپانیا قهرمان شد اما ناراحتم که چرا [پسر فیفا] با آن عملکرد درخشان که به زعم بسیاری از کارشناسان و شبکه‌های معتبر و رسانه‌ها از جمله سوفا اسکور و هو اسکورد و مهمترین‌شان، فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) مستحق بهترین بازیکن جام بود، نشد. البته اگر می‌شد معلوم نبود افرادی نظیر گنجی و موسویان چه باریاتی را سرهم کرده و به خورد مردم می‌دادند!

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *