سایت دینآنلاین نوشت: «پیادهروی اربعین در دهههای اخیر از یک منسک مذهبی به پدیدهای اجتماعی با ابعاد جهانی تبدیل شده است. گستره کمنظیر مشارکت مردمی، تنوع زائران و شبکه عظیم خدمترسانی داوطلبانه، این آیین را به نمونهای قابل مطالعه در حوزه سرمایه اجتماعی، هویت جمعی و همبستگی اجتماعی بدل کرده است.
مینا صالحی در این نوشتار با تکیه بر یافتههای پژوهشی، نشان میدهد که اربعین چگونه از رهگذر شخصیتسازی، تربیت اجتماعی، هویتبخشی و وحدتآفرینی، به تقویت انسجام اجتماعی یاری میرساند.

آیین پیادهروی اربعین پیشینهای بسیار طولانی دارد و قدمت آن به سالهای نخستین شهادت امام حسین (ع) بازمیگردد. اما این منسک جمعی شیعی پس از روی کار آمدن دولت عباسیان ممنوع شد و تا زمان حکومت صدام حسین در عراق، ممنوعیتها و مخالفتهای حاکمیتی با برگزاری آن ادامه داشت.
در تاریخ مشهور است که شرط حاکمیت برای اجازۀ رفتن به کربلا و برگزاری آیین اربعین قطع عضوهایی از بدن همچون دست و پا بوده است و عجیبتر آنکه با وجود چنین موانع و محدودیتها و مخاطرات فراوان و چنین شروط بیرحمانهای، بسیاری از مردم به این سفر پرمخاطره و پرریسک میرفتهاند و در این راه دست و پا و حتی جانشان را فدا میکردهاند. تا اینکه در سال ۲۰۰۳ و همزمان با سقوط حکومت صدام حسین در عراق، برگزاری آیین پیادهروی اربعین آزاد شد و از همان سال تاکنون، رونقی دوچندان گرفته است و هرساله نیز بر شکوه و عظمت و همچنین بر تعداد شرکتکنندگان در این آیین افزوده میشود.
آیین پیادهروی اربعین با چنین ابعاد گستردۀ کمی و کیفی که امروزه برگزار میشود، یک منسک دینی و مذهبی صرف نیست و نمیتوان آن را به یک آیین زیارتی ساده تقلیل داد؛ بلکه گستردگی ابعاد آن چه از نظر تعداد شرکتکنندگان، چه از نظر تنوع سنخشناختی افراد شرکتکننده در این آیین و انگیزهها و اهداف آنان و چه از نظر گستردگی و تنوع امر خیر دینی و خیررسانی موکبها در آن، نشان از وجود امری فرادینی و فرامادی دارد. این آیین در اصل نوعی منسک دینی و مخصوص دین اسلام است و از میان مذاهب مختلف اسلام نیز منحصر به مذهب شیعه است.
با وجود این، پژوهشها و پیمایشها حاکی از آن است که افراد شرکتکننده در این مراسم از طیفهای بسیار متنوعی هستند و تیپهای مختلفی را شامل میشوند: زائران پارسا و سنتی، افراد غیرمذهبی و سکولار، مسلمانان، مسیحیان، شیعیان، سُنیان، تحصیلکردگان و دانشگاهیان، زائران حاجتمند، زائرگردشگران، افراد مناسکگرا، افراد مصلحتگرا و… . همچنین افرادی از تیپهای مختلف که به این شور جمعی میپیوندند، هرکدام هدف و انگیزهای منحصربهفرد دارند.
بنابراین طیف متنوعی از اهداف و انگیزهها نیز در این منسک جمعی به چشم میخورد که دیگر منحصر به زیارت امام نیست: زیارت و گرفتن حاجت، مشارکت در خیر دینی و خدمترسانی، خودسازی، یافتن معنا، مواسات و همدردی با اهل بیت، نمایش شکوه و اقتدار شیعی به جهانیان، تقویت روحیۀ همیاری و تابآوری و… . بنابراین در مسیر پیادهروی اربعین گسترهای از اهداف و انگیزههای فردی، دینی و مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد که زائران را به این سفر سخت و در عین حال جذاب و پرکشش و پرمعنا فرامیخواند.
خیل عظیم زائران که هرساله نیز بر تعداد آنان افزوده میشود و طیف گستردهای از افراد با سلایق و تحصیلات و اهداف و انگیزههای گونهگون را شامل میشود، نشان از این واقعیت انکارناپذیر دارد که پیادهروی اربعین صرفاً طی کردن یک مسیر ۸۰ کیلومتری برای رسیدن به یک مقصد و پس از آن برگشتن و از سرگیری زندگی معمول روزمره نیست؛ بلکه پیمودن این مسیر که مسیر معنایابی و خودسازی و بازگشت به اصل خویشتن است، کارکردهای فردی و خانوادگی و اجتماعی (در سطوح خرد، میانی و کلان) بسیاری نیز دارد.
۱. کارکرد شخصیتسازی پیادهروی اربعین
از آنجا که میدان اربعین تمرین سختی کشیدن و تحمل رنج است، به افزایش روحیۀ صبر و استقامت، تابآوری، تحمل، مدارا، رواداری، ایثار و ازخودگذشتگی، همکاری و تعاون و همیاری منجر میشود. بالا بردن این روحیات و تقویت این ویژگیها در افراد نیز به آنان شخصیتی پولادین و قوی میبخشد که میتوانند در برابر سختیها مقاوم و استوار باشند و به یکدیگر یاری رسانند. از این جهت، کارگاه شخصیتسازی اربعین میتواند با ساختن افرادی نوعدوست و دارای شخصیت مستحکم، به تقویت و تحکیم انسجام اجتماعی کمک کند.
۲. کارکرد تربیتی پیادهروی اربعین
پیادهروی اربعین همچون مدرسه و دانشگاهی است که ویژگیها و روحیات مثبت بسیاری را به افراد میآموزد و در آنان میپرورد. اربعین علاوهبر شخصیتسازی برای افراد، به حفظ پیوندهای میانفردی، گروهی و اجتماعی نیز یاری میرساند و انسانها را طوری تربیت میکند که از خودخواهی و خودمحوری فاصله بگیرند و در راستای خیر جمعی گام بردارند و منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح دهند.
پیادهروی اربعین به رفع دشمنی و کینه میان افراد کمک میکند و کارکرد کدورتزدایی و مهرزایی دارد. طی طریق در مشایۀ اربعین به انسانها مهرورزی و کمک به همنوع را میآموزد و از این طریق به ایجاد الفت و دوستی و همبستگی و همیاری کمک میرساند. بدین جهت، اربعین میتواند به حفظ و تحکیم پیوندهای گروهی و اجتماعی و در نتیجه تحکیم انسجام اجتماعی کمک کند.
۳. کارکرد وحدتبخشی پیادهروی اربعین
در مسیر پیادهروی اربعین، تمام تفاوتهای طبقاتی، قشری، تحصیلی، جنسیتی، ملیتی و قومیتی رنگ میبازند و تمام افراد ذیل بک پرچم مشترک و با هدف و مقصدی مشترک گرد هم میآیند تا شخصیت واحدی را زیارت کنند و با او تجدید عهد و پیمان کنند. در اربعین، بهرهمندیهای مختلف از سرمایههای ارزشمند (اجتماعی، فرهنگی و نمادین) آنطور که پیر بوردیو جامعهشناس فرانسوی برمیشمرد، بهطور معناداری پس رانده میشود و دیگر موجب تمایز و احساس محرومیت و جدایی نمیشود.
در این مسیر، تمام افراد فارغ از طبقۀ اقتصادی و پایگاه و منزلت اجتماعیشان در یک موکب و در کنار هم میخوابند، یک نوع غذا میخورند و در یک مسیر در کنار یکدیگر قدم میزنند. بنابراین، دلدادگی به یک شخصیت واحد موجب میشود که افراد یکدل و همرنگ شوند و علیرغم وجود تفاوتهایشان همه ذیل یک مفهوم واحد به کسب تجربۀ دینی ناب و تجدید حیات معنوی بپردازند.
در چنین موقعیتی، تفاوتهای عرضی و اعتباری کنار زده میشوند و تشابهات ذاتی و انسانیت انسانها بارز میشود. این امر به یکدلی و یکرنگی انسانها کمک میکند و یادآور نوعدوستی و مبدأ و مقصد مشترک همۀ انسانهاست. این منسک به انسانها یادآوری میکند که تفاوتهای ظاهری و طبقاتی و ملیتی و قومیتی همه اعتباریاند و آنجه حقیقی است، اشتراک و وحدت در ارزش و هدف و مقصد غایی است.
شعار «حب الحسین یجمعنا» بهخوبی این مقصد مشترک را بازتاب میدهد و گواه نقش همبستهساز وفاقآفرین اربعین است. بنابراین، یکی از مهمترین کارکردهای پیادهروی اربعین ایجاد و تقویت وحدت و همبستگی و یگانگی میان افراد است که در سطح اجتماعی به ایجاد، حفظ و تحکیم انسجام اجتماعی کمک میکند.
۴. کارکرد هویتبخشی پیادهروی اربعین
آنچه در مسیر پیادهروی اربعین (مشایه) بهوفور به چشم میخورد، غلبۀ مهرورزی عامگرایانه بر خودخواهی، غلبۀ جمعگرایی بر فردگرایی و اولویت دادن به نیازهای دیگران بر خواستههای خود است. در مسیر پیادهروی بسیار پیش میآید که افراد بهخاطر دیگری ایثار و ازخودگذشتگی کنند و جای خواب یا غذای خود را به دیگری که محتاجتر است تعارف کنند یا در مسیر به ناتوانان یاری رسانند.
موکبداران و مبیتداران عراقی با خلوص نیت بسیار هرآنچه در طول یک سال گردآوردهاند، در طبق اخلاص گذاشته و پیشکش زائران اباعبدالله (ع) میکنند؛ از مکان و جای خواب گرفته (که منزل خود را وقف استراحت زائران میکنند) تا انواع خوراکیها و نوشیدنیها و حتی عطر و دستمال کاغذی و… . در این مسیر هرکس به میزان بضاعت و توان خود سعی میکند سهمی در سفرۀ احسان و خیررسانی داشته باشد و از حساب کتاب و چشموهمچشمی و مضایقه خبری نیست.
چنین سطح گستردهای از ایثار و خیررسانی و مهربانی جمعگرایانه می تواند موجب شکلگیری یک «ما»ی جمعی بشود و از این طریق به گسترش نوعدوستی و حفظ انسجام گروهی، دینی و اجتماعی کمک کند. علاوهبر این، در پیادهروی اربعین، عنصر تعلق به زمان و مکان مشترک و یک مؤلفۀ تاریخی و عقیدتی وجود دارد که احیاکننده و یادآورندۀ هویت جمعی مسلمانان و شیعیان جهان از کشورها و ملیتها و قومیتهای مختلف است. از این منظر نیز پیادهروی اربعین عنصر هویتسازی دارد و به تقویت هویت جمعی شیعیان و انسجام مذهبی و همچنین انسجام اجتماعی کشورهای شیعهنشین، مانند عراق و ایران، کمک میکند.
در مجموع و با توجه به مطالب پیشگفته میتوان نتیجه گرفت که پیادهروی اربعین هم بهصورت مستقیم و هم بهصورت غیرمستقیم و از طرق گوناگون به ایجاد، حفظ و تقویت انسجام اجتماعی و مذهبی کمک میکند و در یک کلام، «کارکرد انسجامبخشی» دارد که میتوان در مدل زیر مشاهده کرد.»
انتهای پیام





